امروز

چهارشنبه, ۲۹ خرداد , ۱۳۹۸

  ساعت

۲۲:۳۸ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

  • کودک آزاری: باز هم زنگ خطر!

در دوران راهنمایی معلمی داشتیم که بیش از حد به دانش آموزان نزدیک می شد و گاهی شوخی های زننده ای با برخی دانش آموزان می کرد.  ایشان بدون هیچ اغراقی کابوس کل مدرسه و نفرت انگیزترین معلمی بود که با او مواجه شده بودیم. کافی بود تا به ما نزدیک شود یا در حال صحبت خصوصی با دانش آموزی دیده شود، در چنین موقعیتی تمام دنیا بر سرمان خراب می شد و از آن پس مجبور بودیم زیر نگاه سنگین سایر دانش آموزان و همکلاسی ها شرایط سختی را تحمل کنیم.

هیچ وقت علت رفتارهای او را متوجه نشدیم و نفهمیدیم که واقعا از روی صمیمیت چنین رفتارهایی را انجام می داد یا نگاه دیگری به دانش آموزان داشت، ولی هر چه بود او به عنوان معلم اجازه این میزان از نزدیکی به دانش آموزان را نداشت. (هر چند هنوز هم معتقدم معلمی که وحشیانه و با قرار دادن سه خودکار لای انگشتان دانش آموزان و گذاشتن دست زیر پای خود تنبیه می کرد، اندک بویی از انسانیت نبرده است که بخواهد مفهوم مهربانی را بفهمد. کابوس دردناک این شکل تنبیه های او به حدی بود که هنوز بعد از دو دهه وقتی به یاد او می افتم در انگشت های خود احساس شکستگی و درد شدید دارم)

برای کودک یا نوجوان معلم نماد تمام قدرت و ابهت و دانایی است. دانش آموزان در مقابل معلم در موضع پایین قرار دارند و امکان برقراری دیالوگ همسطح وجود ندارد.
معلمی که به یک یا چند دانش آموز خود بیش از اندازه توجه می کند نه تنها در حق آنها لطفی نکرده بلکه خشونتی پنهان که همچون بختکی آنها را مورد آزار قرار می دهد رفتار کرده است و مصداق آزار روانی محسوب می شود.

دانش آموزان به کوچکترین رفتارها، گفتارها و حرکات معلم خود توجه می کنند. آنها گاهی چیزهایی می بییند که خود معلم هیچگاه متوجه آنها نشده است. از نوع لباس پوشیدن تا آرایش ظاهری و نوع نشستن و راه رفتن و چگونگی تعامل با دانش آموزان زیر ذره بین همیشگی دانش آموزان قرار دارد. معلم در برهه ای از سن کودکان جایگاه بت را دارد، بتی که اگر بشکند چندین برابر خود دانش آموزان را خواهد شکست.

در بخش هایی از فیلم اسپات لایت (که بر اساس داستان واقعی و در مورد تجاوز کشیشان ساخته شده است) با قربانیانی مصاحبه می شود که با گذشته سال های بسیار و علارغم تشکیل خانواده و داشتن موفقیت های شغلی هنوز نتوانسته اند با ترومای تجاوز کشیش شان کنار بیایند و هنگام سخن گفتن از آن برافروخته شده و گریه می کنند.

در دنیای معصومانه کودکان (حداقل در جامعه ما) فکر کردن به رابطه جنسی به عنوان شیطنت زشت و کودکانه ای که بزرگترها عاری از آن هستند و باید از آنها مخفی نگه داشته شود، شناخته می شود.

در دنیای کودکانه کشیش، قاری و معلم همچون، پدر نماد پاکی، بزرگی و بری از هرگونه غریزه جنسی شناخته می شوند.. آزار جنسی کودکان توسط این افراد صرفا یک عمل جنسی ساده نیست بلکه تجاوزی به تمام رویاها، تخیلات و بهشت کودکانه آنهاست. آزار جنسی کودکان توسط این افراد یعنی نابود کردن زندگی این کودکان قبل از آنکه به درک درستی از زندگی رسیده باشند.

در میان معلمان هم به مانند هر قشر دیگری افراد پلید یافت می شود، در اینجا وظیفه قانون و افکار عمومی است که به دور از هیاهو یا جبهه گیری علیه همه معلمان، با فشار حداکثری به وزارت آموزش و پرورش و نهادهای مسئول رسیدگی سریع، قاطعانه و شفاف را طلب کند و مانع از بسته شدن ساده این پرونده شود.

نویسنده:  فرهاد قنبری

 

  • کودک آزاری: باز هم زنگ خطر!

در پایان ذکر این نکته خالی از لطف نیست که هراز گاهی که کودک یا کودکانی مورد  آزار جنسی و کودک آزاری قرار می گیرند، یادمان می آید چیزهایی وجود دارد حیاتی تر از حفظ کردن فرمول های ریاضی و فیزیک و شیمی، مهم تر از به یاد سپردن اشعار حافظ و مولوی و عدد سال شکل گیری حکومت ها و نام پادشاهان…

چیزهایی که به هیچ کدام مان یاد ندادند؛ نه ما پدر و مادرها و آموزگاران و مربی ها بلدیم، نه بچه ها. و این جور که پیداست، رسانه ها و نهادهای رسمی هم حالا حالاها خیالِ آموزشِ این ضروری ترین نکات را ندارند. خودمان باید دست به کار شویم، به یک دیگر آگاهی بدیم و نگذاریم کودکان دیگری، قربانی سیستمِ معیوبی شوند که امید به بازسازی آن داریم.

عارفه منجم/ درودها

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی