امروز

جمعه, ۲ فروردین , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۵:۱۹ قبل از ظهر

سایز متن   /

آمار تعداد مبتلایان به بیماری‌های روانی

بیماری‌های روانی، طیف بسیار زیادی را در بر می‌گیرد، مشخصات این بیماری‌ها، جزو اطلاعات بشر امروز است. آمار تعداد مبتلایان به بیماری‌های روانی و تعداد افراد نیازمند به درمان در این حوزه، در کشورهای مختلف با هم تفاوت دارد اما به طور کلی می‌توان گفت حدود یک‌چهارم جمعیت هر کشوری در سال به خدمات روان‌پزشکی نیاز دارد.

مرحوم پروفسور «باش» سوئدی، اولین آمار بیماران روانی را در ایران گرفت که حدود چهار تا پنج‌ درصد بوده است. علت این است که آن زمان هم کسانی را بیمار روانی تلقی می‌کردند که کاملاً از نظر روانی مختل بودند و آواره کوچه و خیابان می‌شدند، یا از خانه فرار کرده بودند و اجتماع آنها را قبول نمی‌کرد و به مردم آسیب می‌رساندند. این افراد، دسته‌ای از بیماران روانی را تشکیل می‌دهند که روانپریش یا سایکوتیک نامیده می‌شوند. مقصود این است که آن افراد در قضاوت، رفتار، هیجانات، ادراک و افکار دچار اشکالات اساسی هستند و در نتیجه تماس‌شان با واقعیت‌های زندگی قطع شده است. خاطرم هست شناختی که خود من در دوران کودکی از بیماران روانی داشتم، افرادی بودند که وضعیت‌شان مختل بود و مثلاً جامعه یا خانواده آنها را طرد کرده بود.

 

 

تعریف جدید بیماری روانی و آمارهای دقیق‌تر، از چه زمانی ارایه شد؟

از حدود ۴۵سال قبل در ایران، تحقیقات دیگری در مورد اپیدمیولوژی بیماران روانی انجام شد. مهم‌ترین آنها تحقیقاتی بود که مرحوم زنده‌یاد پروفسور «هاراتون داویدیان» و همکارانش در شهر رودسر در شمال ایران انجام دادند و برای اولین‌بار بود که مشخص شد آمار بیماری‌های روانی بیشتر از آمار قبلی است. علت این است که طبقه‌بندی‌های جدید (که تحقیقات بر مبنای آنها صورت می‌گرفت) همه اختلالات روان‌پزشکی را بیماری روانی به حساب می‌آورد، مثلاً کسانی که اضطراب، دردهای پراکنده بدنی، استرس و بی‌خوابی داشته باشند، بدون این‌که یک ضایعه جسمی در وجودشان باشد هم جزو بیماران روانی قرار گرفتند.

دکتر سید احمد جلیلی، رییس انجمن علمی روان‌پزشکان ایران در خاطرات دوران تحصیل و کاری خود می گوید: در سال ١٣۴٧ انترن پزشکی بودم، مشاهده نمودم که بعضی از بیماران بعد از مدتی درمان مرخص می‌شوند، ولی بعضی‌ها هستند که شکایاتشان نسبت به بیماران دیگر متفاوت است.
وقتی از این بیماران معاینات به عمل می‌آوردند، دلیل منطقی برای این شکایات پیدا نمی‌کردند و علت بیماری مشخص نبود و آخر هم به بخش اعصاب معرفی می‌شدند. البته در اصل این بیماران باید به بخش روان‌پزشکی منتقل می‌شدند، منتها در نسل قبل از ایشان و حتی برای استادان آنها شناخت کافی وجود نداشت.

 

 

شاید نسل آنها اولین نسلی بود که این مسأله را متوجه شد که بیماری روانی پنج شش‌ درصد جامعه نیست. الان می‌گوییم بیماری‌های روانی ٢۵ درصد افراد جامعه را در بر می‌گیرد، ولی در نظر داشته باشید که کمتر از یک‌ درصد از اینها، بیمارانی هستند که ممکن بود آواره کوه و بیابان باشند و به آنها به غلط، مجنون و دیوانه می‌گفتند.

اما بار تاریخی که در جامعه مانده این است که بیمار روانی یعنی کسانی که دچار اختلالات شدید هستند و وقتی به کسی که دچار استرس و اضطراب است، گفته می‌شود به روان‌پزشک یا روانشناس مراجعه کند، ناراحت می‌شود. این اشکال در شناخت بیماری روانی از این جهت به وجود آمده است.

این شناخت هنوز نزد خواص و تحصیلکرده‌ها هم هست چون این علم جدید، هنوز آن برد را پیدا نکرده است. تأکید می‌کنم بسیاری از بیماران روانی، کسانی هستند که شکایت اولشان افسردگی و وسواس و… نیست و شکایت اولشان از مغز سر تا نوک پا به صورت درد، خستگی، خارش، سوزش و خواب‌رفتن یا مشکلات در دستگاه تنفسی، اندام‌ها و مفاصل است و اینها همه بیماری‌های جسمی را تقلید می‌کنند. همه علایم همان است، منتها در تشخیص می‌بینیم که این افراد واقعاً مشکلی جسمانی ندارند.

‌ با برچسب بیماری‌های روانی چه باید کرد؟

باید به مردم شناخت داد و گفت برعکس چیزی که گفته می‌شود، بیماری روانی معادل یک ناسزا نیست. بیماری روانی عنوانی است معادل بیماری قلبی. مشکلات روانی هم مشکلی است مثل مشکلات قلبی، ریوی و گوارشی. باید کاری کنیم که مردم کلمه روانی را به عنوان توهین و تحقیر به کار نبرند.

 

درودها

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

یادداشت ها با نام نویسنده

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی