امروز

سه شنبه, ۲۸ اسفند , ۱۳۹۷

  ساعت

۰۸:۳۰ قبل از ظهر

 

 

 

 

زیگموند فروید می گوید: سگ ها دوستانشان را دوست دارند و دشمنانشان را گاز می گیرند، درست برعکس انسانها که توانایی عشق خالص را ندارند و ناگزیر از ترکیب عشق و نفرت هستند.

هیجانات انسانی، بسیار پیچیده و در هم تنیده است. به شکلی که به سختی می توان هیجان خالصی مثل عشق، نفرت، ترس، خشم و … را در او پیدا کرد. در انسان، ظرفیت تجربه ی عشق و خشم به یک موضوع واحد گنجانده شده است. یعنی انسان می تواند به همان اندازه که به فرد مهم زندگی اش عشق می ورزد، نسبت به او خشمگین بوده و از او متنفر باشد.

 

حتی می توان گفت هرچه میزان اهمیت فردی در دنیای روانی ما بیشتر باشد، میزان تجربه خشم نسبت به ناکامی هایی که در رابطه با او برایمان ایجاد می شود، بیشتر خواهد بود. این تجربه خشم در مورد فردی که ما به او عشق می ورزیم، برای کودکی که به مرحله یکپارچگی هیجانی نرسیده، تهدیدکننده و ترس آور است زیرا تصور می کند که خشم او قدرت نابود کردن ابژه اش را داشته و می تواند موضوع عشقش را از او بگیرد، در نتیجه کودک این احساسات را دوپاره می کند، و در دنیای درون روانی اش ابژه را به دو قسمت خوب و بد تقسیم می کند. در طول زمان، با گسترش ظرفیت هیجانی، کودک درمی یابد که ابژه ای که او را ناکام می کرده، و او از دستش عصبانی است، همان ابژه ای است که از او مراقبت می کند و موضوع عشق اوست.

 

کودک دچار احساس گناه و نگرانی از آسیب دیدن ابژه ی عشقش می شود. در طول این مسیر، اگر مراقبین کودک تحمل پذیرفتن خشم کودک را نداشته باشند، و در برابر خشم او آسیب دیده یا خشم او را تلافی کنند، کودک به این نتیجه می رسد که خشم او قدرت آسیب زنندگی و نابودی برای خودش یا ابژه اش را دارد. در نتیجه توان یکپارچه کردن عشق و خشمش را پیدا نکرده و هر زمان توسط افراد مهم زندگی اش ناکام شود، دچار خشم غیر قابل تحملی می شود که چون ظرفیت تحمل آن و آسیب ندیدن بواسطه آن را ندارد، یا با برون ریزی آن رابطه را تخریب می کند، و یا با درون فکنی آن، خشم شدیدی را به خودش تجربه کرده و به خودش آسیب می زند.

 

اغلب افراد تصور می کنند که اگر به فردی عشق دارند، حق خشمگین بودن از او را ندارند. درحالیکه، خاصیت دنیای بزرگسالی، توانایی تحمل و پذیرش خشم نسبت به موضوع عشقمان است بدون اینکه آن را تهدیدی برای رابطه بدانیم و یا به شکل تخریبگر و آسیب زننده آن را بیرون بریزیم.
اقتضای دنیای بزرگسالی این است که ما بتوانیم به هیجاناتمان آگاه بوده، و در مورد آنها با خودمان و دیگران صحبت کنیم به جای آن که لزوما روی آنها عمل کرده و آسیب بزنیم یا آسیب ببینیم.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

یادداشت ها با نام نویسنده

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی