امروز

شنبه, ۲۳ آذر , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۲:۵۸ قبل از ظهر

سایز متن   /

روابط عشقی مهمی را که هر یک از ما در زندگی خود تجربه می کنیم به سه دسته تقسیم کرد. نخستین ابژه عشقی ما (یا در اصطلاح عامیانه سوژه) همان روابط عشقی ما با والدینمان است.
این روابط عشقی حیاتی ترین و تعیین کننده ترین سهم را در شکل دهی شخصیت ما و در برخورد با دیگر ابژه های عشقی ما( همسر و فرزندان)ایفا می کند.
این روابط عشقی میان کودک و والدین نه تنها دنیای درونی فرد را ترسیم و رنگ آمیزی می کند، بلکه تمامی برخوردهای ما از آن پس با دنیای بیرونی و دیگر ابژه های عشقی را تا حدی زیادی تحت تأثیر قرار خواهد داد.

در واقع روابط عشقی بعدی تا حد زیادی تابعی از روابط عشقی نخسین خواهد بود و رابطه عاطفی والد فرزندی بر تمامی روابط عاطفی بعدی ما سایه می افکند.
دومین ابژه عشقی ما همسر یا شریک عاطفی محسوب می شود. رفتار ما با ابژه عشقی نخستین (والدین، به ویژه مادر) است. نوع پیوندجویی و ارتباط گیری عاطفی در نوجوانی و جوانی متأثر از الگوهای دلبستگی ما با والدین است. روابط عاطفی آشفته با والدین در دوران کودکی به طرز اجتناب ناپذیری می تواند بر روابط عاطفی ما با همسرمان تأثیر بگذارد، مگر این که روابط عاطفی ترمیم کننده ای را پس از آن ( برای مثال با مادر بزرگ، مربی مهد و معلم و…)تجربه کرده باشیم یا این که درمان بشویم.

سومین ابژه عشقی ما همان فرزندان ما هستند. الگوی عشقی ما با آخرین ابژه های عشقی مان عمیقاً متأثر از روابط عشقی پیشین (به ویژه والدین) خواهد بود.
البته باید تصریح کنم که گاهی رابطه با مادر بزرگ،پدر بزرگ، مربی مهد و یا یک دوست به انداره رابطه والدین می تواند روی فرد تأثیر بگذارد. متأسفانه یا خوشبختانه اغلب ما با نزدیکترین افراد زندگی مان (فرزندان) همان گونه رفتار می کنیم که نزدیک ترین افراد زندگی مان (والدین) با ما رفتار کرده اند، این پدیده آسیب شناسی روانی « انتقال نسل به نسل یک آسیب» نامیده می شود.

هر چند از یک سو نمی خواهم به عنوان یک روان شناس با گرایش روانکاوی بگویم که همه آنچه امروز در جامعه ما در این مورد (خشونت ناشی از ناکامی عشقی) رخ می دهد، متأثر از رفتار والدین ماست.
چرا که بی شک خشونت دیگری ریشه در علل درهم تنیده زیستی، روانی، اجتماعی، فرهنگی و … دارد. اما از دیگر سو تأکید می کنم، که ریشه اصلی خشونت در روابط عشقی در دوره نوجوانی و جوانی تابعی از آشفتگی های عاطفی در روابط عاطفی و عشقی نخستین با والدین است.
والدینی که مشکلاتشان به زندگی عاطفی آشفته قبلی شان بر می گردد، اما این آشفتگی های عاطفی ریشه در مسائل متعدد غیر عاطفی و ارتباطی نیز دارند.
به اعتقاد من، در روابط عشقی یک طرفه ای که به خشونت کشیده می شود. معشوق عمدتاً به گونه ای ناهشیار جایگزینی برای انتقام از روابط عشقی ناکام کننده با ابژه های عشقی نخستین (والدین) پیدا می کند.
در واقع، گویی عاشق متوقع و پرخاشگر چیزی را از معشوق می خواهد که روزی از والدین خود انتظار داشته اما ناکام شده است. واکنش افراد به این ناکامی عشقی نخستین متفاوت است.
گروهی خود را بی ارزش و دوست نداشتنی تصور می کنند و گروهی طلب کارانه و پرخاشگرانه از دیگران طلب عشق و محبت دارند. شاید افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی از جامعه چیزی را طلب دارند که خانواده به آنها نداده است.
اما نباید فراموش کنیم که اگر خانواده نیز نتوانند به طرز درستی از جامعه تغذیه کند. در کامیاب سازی بهینه فرزندان خود به طرز اجتناب ناپذیری محکوم به شکست خواهد بود.
ما نمی توانیم همه چیز را بر دوش والدین بگذاریم، چرا که آنها خود فرزندانی بوده اند که به طرز مناسبی در روابط عاطفی و عشقی خود بنا به دلایل متعدد کامیاب نشده اند.
برای مثال، نمی توان از والدینی که ناچار هستند برای گذراندن حداقل شرایط زندگی نباتی دو شیفته کار کنند، انتظار تغذیه روانی درستی در مورد فرزندانشان داشته باشیم. رومانس و عشق واقعیت تعیین کننده و زیبایی است. اما نه تنها همه واقعیت نیست، بلکه گاهی (فقر اقتصادی و فرهنگی) است.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی