امروز

جمعه, ۱ شهریور , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۶:۲۹ قبل از ظهر

سایز متن   /

مسئولیت، خواستن و عمل

 

آگاهی از مسئولیت به خودی خود معادل تغییر نیست بلکه نخستین گامی است که در فرایند تغییر برداشته می شود. یک ضرب المثل ژاپنی می گوید : «دانستن و عمل نکردن، با ندانستن یکی است». فردی که از مسئولیت آگاه می شود، به مسیر تغییر و تحول گام برمی دارد.

برای این که فرد متحول شود ابتدا باید مسئولیت بپذیرد. باید خود را به انجام یک عمل متعهد کند. مسئولیت یا پاسخگویی responsibility به توانایی پاسخ response و توانایی ability اشاره دارد. توانایی پاسخگویی. تحول هدف اصلی درمانی است و تحول درمانی باید خود را در عمل نشان دهد نه در دانستن، قصد کردن یا خیال پردازی.

 

هدف روان درمانی

 

هدف روان درمانی این است که فرد را به مرحله ای برسانی که بتواند آزادانه انتخاب کند. فروید نیز در کتاب ایگو و اید که در شصت و هفت سالگی نوشت به آن اشاره دارد. او یادآور شد که وظیفه درمانگر این است که : «آزادی انتخاب راه را به ایگوی بیمار بدهد». این جمله که بارها از او نقل شده، بهترین شاهد بر این مدعاست که خود فروید مدل جبری انسان را نپذیرفته است.

با اینکه تفکر تحلیلی سنتی، رفتار انسان را کاملاً جبری می بیند و با اینکه روان آدمی را به اجزای متعارض ایگو، سوپر ایگو و اید یا نیمه خودآگاه، ناخودآگاه و خودآگاه تقسیم می کند. تحلیلگران امروزی ایگو که مفهوم ایگوی خودمختار را پیشنهاد می دهند همچنان سوال اصلی را نادیده می گیرند. به قول می: « جزء چگونه می تواند آزاد باشد وقتی کل آزاد نیست؟».

 

خردگرایان و حس آزادی در انسان

 

خردگرایان مانند تامس هابز و اسپینوزا نظر دیگری را مطرح ساختند. هابز حس آزادی انسان را توهم خودآگاهی می نامد. « اگر فرفره ای چوبی که نخش در دست بچه هاست و گاه می چرخد و گاه به ساق پای مردم می خورد، حرکات خود را حس می کرد، حتما فکر می کرد که با اراده ی خود به جلو رانده می شود.

اسپینوزا هم گفته یک سنگ خودآگاه و دارای احساس که به وسیله ی نیرویی خارجی ناشناخته به حرکت در می آید، « باور می کند که کاملاً آزاد است و می اندیشد تنها به میل و اراده ی خود به حرکت ادامه خواهد دادـ».

روان درمانگرانی که معتقدند آزادی، حالتی ذهنی و توهمی ست، خود را دچار مشکل خواهند دید. وقتی می گویند روان درمانی زمانی موفق است که بیمار احساس کند توانایی بیشتری برای انتخاب کردن دارد. همان گونه که می اشاره می کند این دیدگاه نسبت به فرایند درمان کاملاً با ارزش های اساسی و زیربنایی روان درمانی یعنی جست و جوی حقیقت و خودآگاهی مغایر است.

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی