امروز

چهارشنبه, ۲۹ خرداد , ۱۳۹۸

  ساعت

۲۲:۳۵ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

اضطراب جدایی و محیط اولیه

 

 

اضطراب جدایی به همراه تجارب دوران اولیه کودکی در رابطه با ابژه ی زندگی مان و زمینه بیولوزیکی استعداد ذاتی خلق و خوی ما، زمینه شکل گیری الگویی را فراهم می کند به نام الگوی ذهنی رها شدن و تنهایی. نمود این الگو در بزرگسالی را در افرادی که در مقابل جدایی، پاسخ های افراطی نشان می دهند می توان مشاهده نمود.  این افراد نمی توانند در غیاب افراد مهم زندگی شان، خودشان را تسکین بدهند.

 

به احتمال زیاد زمینه شکل گیری الگوی ذهنی رهاشدن و تنهایی در آنها بسیار است. اگر محیط اولیه در دوران کودکی، به طور افراطی حمایت گرایانه باشد و کودک با هیچ چالشی در زندگی مواجه نشود وابستگی در ذهن کودک شکل می گیرد. اگر محیط اولیه دوران کودکی از لحاظ هیجانی کاملاً بی ثبات باشد یا امنیت و بی اعتمادی نسبت به دریافت محبت و برقراری ارتباط با افراد مهم زندگی را کودک تجربه نمایید.

 

احتمالا باورهای، خاطرات، احساس های بدنی و عاطفی در ذهن کودک شکل خواهد گرفت مبنی بر این که افراد مهم زندگی اش اعتماد ناپذیر، نامطمئن و پاسخگو نیستند. احساس امنیت و ثبات در او شکل نخواهد گرفت. این باور زمانی شکل می گیرد که شما هنوز زبان باز نکرده اید و در مرحله پیش کلامی هستید. در اغلب موارد قبل از این که کودک بتواند از کلمات برای برقراری ارتباط استفاده کنند، در ذهن او شکل می گیرد. حتی در بزرگسالی نیز تجارب مربوط به شکل گیری این الگو را در زندگی شان را بیاد نمی آورند. در بزرگسالی اکثرا با بیان جملاتی مانند : « من همیشه تنها هستم، هیچ کس مرا دوست ندارد یا از تنهایی می ترسم». بدلیل این که این الگو در اوایل رشد و تحول کودکی شکل گرفته، از قدرت و نفوذ عاطفی زیادی برخوردار است.

 

ریشه های تحولی الگوی ذهنی رهاشدن

 

یکی از عوامل مهم در شکل گیری این الگوی ذهنی را در دوران تحولی  طبق نظریه بالبی بررسی نماییم. بالبی در باره واکنش نوزادان و کودکان به جدایی موقت از مادرشان سه جلد کتاب نوشته است. مشاهدات بالبی حاکی از آن است که هنگام جدایی نوزادان واکنش های قابل پیش بینی نشان می دهند.

در تجربه اضطراب جدایی سه مرحله را نام می برد. اضطراب که با اعتراض نسبت به جدایی مادر تجربه می کند و مرحله بعدی از مادرشان عصبانی می شوند و اگر پاسخی دریافت نکردند و مادر برنگشت وضعیت را می پذیرند و افسرده می شوند و در مرحله ناامیدی و مایوس قرار می گیرند و در لاک خود می خزند. و در مقابل تلاش های دیگران بی اعتنایی نشان می دهند. اگر مادر برنگشت وارد مرحله سوم دل گسستگی می گردند. و بالبی سبک دلبستگی مضطراب را در مورد این کودکان نام می برد.

این الگوی سه مرحله ای طبق نظر بالبی جهانشمول است و احتمال دارد ریشه های بیولوژیک داشته باشد. به نظر می رسد برخی از افراد این استعداد خلق و خویی را دارند که در مقابل جدایی ها، واکنش های هیجانی زیادی نشان دهند.

 

بطور کلی عوامل کلی در شکل گیری علاوه بر استعداد بیولوژیکی، از دست دادن یکی از والدین در سنین کودکی، مادری بی ثبات و پیش بینی ناپذیر، جو خانوادگی بی ثبات و درگیری مداوم والدین و حمایت افراطی والدین را می توان نام برد.

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی