امروز

دوشنبه, ۱ مهر , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۵:۴۲ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

  • مراحل رشد و روابط موضوعی از دیدگاه رونالد فیربرن

فیربرن سه مرحله در رشد روابط موضوعی معرفی می کند: در مطلب قبل خواندید

 مرحله ۱: مرحله وابستگی نوزادانه است که اساساً به معنای نوعی همسان سازی با موضوع است.

مرحله ۲: نوعی مرحله واسطه یا مرحله گذار است.

مرحله ۳: مرحله وابستگی رشدیافته است ؛ این مرحله متضمن رابطه ای میان دو شخص مستقل است که کاملاً مجزای از یکدیگرند.

 

  • آسیب شناسی و موضوع های درونی شده

فروید آسیب شناسی روان شناختی را در قالب تعارض ایگو با تکانه های سرکوب شده تعبیر می کرد، اما فیربرن به آسیب شناسی از دریچه ای ارتباطی می نگریست و به موضوع های درونی بدی توجه داشت که درون ایگو آشفتگی ایجاد می کنند. این موضوع های درونی بد که با بخش های مختلف ایگو ارتباط دارند، سرکوب شده اند و «بدیِ» درون شخص اند.

 

ارزیابی و نقد آرای فیربرن

فیربرن بسیاری از مفاهیمی را که کلاین به طور ضمنی بیان کرده بود، صراحت بخشید. کلاین نخستین کسی بود که در صورت بندی دنیای موضوع های درونی کودک، آن را حول محور روابط موضوعی درونی سازمان داد ، اما او درعین حال کوشید پیوند مفهومی خود با فروید را حفظ کند. در مقابل، فیربرن صراحتاً مفاهیم فرویدی غریزه وانگیزش سائق را رد کرد و برداشت های بسیار متفاوتی از موضوع، ساختار و رشد عرضه کرد.

فیربرن در رد ویژگی های مکانیکی و غیرشخصی مدل غرایز، اصل لذت فروید و مفاهیم مربوط به انرژی غرایز را (شاید به شکل افراطی) کنار نهاد و ساختارهای پویای مایل به موضوع – یعنی مایل به اشخاص – را جایگزین آن ها کرد. فیربرن ساختار فرویدی اید را انرژی بدون ساختار، و ایگوی فرویدی را ساختاری بدون انرژی می دید. در این تلقی سنتی، ایگو کارکرد دارد اما فاقد انرژی یا انگیزش خاص خود است.

 

 

 

مفهوم ساختارهای پویا، مولفه های اید و ایگو را در ساختاری واحد که همان خود «ابتدایی» باشد، ادغام می کند. «خود» مورد بحث، به دنبال موضوع است و نه صرف ارضاشدن، و مدل فیربرن می کوشد پیدایش این «خود» یا ایگوی ابتدایی را تبیین کند. ایگوی بدوی در زمان تولد بکر و دست نخورده است، و از دید فیربرن تبدیل شدن آن به یک ساختار از برخوردش با موضوع های بد و فرایندهای دوپاره سازی نتیجه می شود.

به عبارتی، مشکلات ناشی از رابطه با والدین، هم موجب نابهنجاری های روان شناختی می شوند و هم به فرایند بهنجار ساختاریابی کمک می کنند. روابط فاقد ارضاکنندگی باعث می شوند این ایگوی بدوی به سه ساختار پویا تفکیک شود.

از منظر رونالد فیربرن، کودک در جریان رشد و ساختاریابی، موضوع های بد را درونی می سازد. کودک نه تنها موضوع ها، بلکه روابط موضوعی را نیز درونی می سازد. بدین شکل که وجهی از ایگو منفک می شود و با یک بازنمایی موضوع ، همسان سازی می کند و همین امر به دگرگونی نحوه ادراک و تجربه فرد از خودش می انجامد.

فیربرن در این معنا «خود» و مولفه های موضوعی موجود در روابط درونی را عامل هایی فعال و ساختارهایی پویا می دید. فیربرن هم چون کلاین، تمامی فرایند رشد را در دوره ای بسیار کوتاه و ابتدایی فشرده ساخت. او  باز هم مانند کلاین، تفکیک «خود» از بازنمایی های موضوع در این دوره ابتدایی را نادیده گرفت. او ایگوی بدوی را بکر و درعین حال نامتمایز می دانست. ادیث یا کوبسن بعدها به حل این مسئله کوشید و به راه حلی دست یافت که هم شکل گیری ساختارها و انفکاک اولیه را بهتر منعکس می ساخت و هم مدل سه مولفه ای حفظ می کرد.

 

منبع:

درآمدی بر روابط موضوعی و روان‌شناسی خود
نویسنده : مایکل سنت‌کلر
مترجم : حامد علی‌‌آقایی ، علیرضا طهماسب

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی