امروز

دوشنبه, ۳۰ دی , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۰:۲۹ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

 

اضطراب اساس ایجاد رفتار روان رنجور و روان پریش است. نمونه نخستین تمام اضطراب ها ضربه تولد است.

 

  • اضطراب : تهدیدی برای خود

فروید اضطراب را به صورت ترسی بی هدف توصیف کرد. اغلب نمی توانیم به علت آن یا موضوع خاصی که اضطراب را ایجاد کرده است، اشاره کنیم. اضطراب اساس ایجاد رفتار روان رنجور و روان پریش است. نمونه نخستین تمام اضطراب ها ضربه تولد[۱۵] است. جنین در رحم مادر در محیط بسیار پایدار و امن قرار دارد، جایی که هر نیاز او بدون تاخیر ارضا می شود؛ اما هنگام تولد، این ارگانیزم به محیط خصمانه ای انداخته می شود و ناگهان لازم است که سازگار شدن با واقعیت را آغاز کند. این ضربه تولد همراه با تنش و ترس از اینکه غرایز نهاد ارضا نخواهند شد، اولین تجربه اضطراب ماست.

وقتی نتوانیم با اضطراب مقابله کنیم، چناچه در معرض خطر مغلوب شدن توسط آن قرار بگیریم، گفته می شود که اضطراب آسیب زاست، یعنی فرد صرف نظر از سن، به حالتی از درماندگی مانند آنچه در کودکی تجربه شده است، تنزل می یابد.

اضطراب واقعی، اضطراب روان رنجور و اضطراب اخلاقی

اضطراب واقعی[۱۶] یا اضطراب عینی. دونوع اضطراب دیگر از اضطراب واقعی ناشی می شود. این ترس از خطرات ملموس در زندگی عملی است. اغلب ما به طور قابل توجیهی از آتش، طوفان ها، زلزله و بلایای مشابه می ترسیم. وقتی که این تهدید دیگر وجود نداشته باشید، ترس ما فروکش می کند. ترس های واقعیت بنیاد می توانند به افراط کشیده شوند. اضطراب روان[۱۷] رنجور و اضطراب اخلاقی[۱۸]، برای سلامت روانی ما مشکل آفرین تر هستند.

اضطراب روان رنجور در کودکی ریشه دارد، در تعارض بین ارضای غریزی و واقعیت. کودکان اغلب به خاطر ابراز تکانه های جنسی و پرخاشگری تنبیه می شوند. این اضطراب روان رنجور، ترس ناهشیار از تنبیه شدن بخاطر نشان دادن تکانشی رفتاری است که تحت سلطه نهاد قرار دارد. این ترس از غرایز نیست، بلکه از آنچه امکان دارد در نتیجه ارضا کردن غرایز اتفاق بیفتد است. این تعارضی است بین نهاد و خود، و ریشه در واقعیت دارد.
اضطراب اخلاقی، از تعارض بین نهاد و فراخود ناشی می شود. در واقع این ترس از وجدان فرد است. وقتی برای ابراز کردن تکانه ای غریزی که با اصول اخلاقی شما مغایرت دارد، برانگیخته می شوید، فراخود شما باعث می شود احساس شرم و گناه کنید و ممکن است خود را دچار عذاب وجدان توصیف کنید. اضطراب اخلاقی بستگی به این دارد که فراخود تا چه اندازه ای رشد کامل کرده باشد. اضطراب اخلاقی نیز مانند اضطراب روان رنجور، مبنای واقعی دارد.

اضطراب موجب تنش در ارگانیزم می شود و بنابراین، تبدیل به سایقی (مثل گرسنگی یا تشنگی) می شود که فرد را برای رفع کردن آن برانگیخته می کند. این تنش باید کاهش یابد.

خود چگونه می تواند از خودش محافظت یا دفاع کند؟ خود با گریختن از موقعیت تهدید کننده، جلوگیری از نیاز تکانشی که منبع خطر است، یا اطاعت کردن از دستوارت وجدان سعی می کند از خودش محافظت کند. اگر هیچ یک از روش های منطقی موثر نباشد امکان دارد فرد به مکانیزم های دفاعی متوسل شود که راهبردهای غیر منطقی ای هستند که برای دفاع از خود طراحی شده اند.

 

  • دفاع ها علیه اضطراب

خود(Ego) باید تعارض بین درخواست های نهاد و محدودیت های جامعه یا فراخود را کاهش دهد. این تعارض همیشه وجود دارد، زیرا غرایز همواره برای ارضا فشار می آورند و تحریم های جامعه چنین ارضایی را محدود می کنند. تمام رفتارها از این نظر که علیه اضطراب دفاع می کنند، دفاعی هستند. شدت نبرد درون شخصیت ممکن است نوسان داشته باشد، اما هرگز متوقف نمی شود. معمولا همزمان با استفاده از چند مکانیزم دفاعی[۱۹] از خودمان در برابر اضطراب دفاع می کنیم. آنها در دو ویژگی مشترک هستند :

(۱) آنها انکار یا تحریف واقعیت هستند(ضروری اما تحریف کننده هستند)

(۲) به صورت ناهشیار عمل می کنند. ما از آنها آگاه نیستیم، بدین معنی که در سطح هشیار، از خود و محیط مان، تصورات تحریف شده و غیر واقعی داریم.

واپسرانی، مهمترين مكانيسم دفاعي است که تكانه ها يا خاطره هايي كه تهديد سخت يا رنج آور فراوان دارند را از ميدان هشياري بيرون می راند. خاطره هايي كه شرم و احساس گناه و بيزاري از خويشتن را بر مي انگيزد واپسرانده مي شود. واپسراني بعضي از تكانه هاي كودكي امري همگاني است. كساني كه از روي عادت افكار و هيجان هايشان را واپس مي رانند در برابر بيمارشدن و بخصوص بيماري عروق قلب و سرطان آسيب پذير ترند. تاثير واپسراني و فرونشاني در سلامت بدين صورت است كه :

۱- كساني كه عادت دارند افكار نا خواسته را از ذهن خود بيرون برانند بعدها گرفتار بازگشت نيرومندتر آنها و پريشاني بيشتر مي شوند كه اثراتي بر جسم آنها مي گذارد.

۲- واپسراني و فرو نشاني افكار جسم را مي فرسايد.

واپس روی، حل و فصل کردن تعارض هیجانی یا استرس با برگشتن به رفتارهای بچه گانه. تحریف روان پریش، حل و فصل کردن تعارض هیجانی یا استرس با متوسل شدن به سو تعبیرهای هذیانی واقعیت.

سرکوبی، دورکردن غیر ارادی افکار یا خاطره تهدید کننده از آگاهی هشیار است. سرکوب گر ها خاطرات ناگوار کودکی را خیلی کمتر به یاد می آورند. سرکوب گرها خیلی بیشتر از غیر سرکوبگرها انکار می کنند و از صفات شخصیتی که از لحاظ هیجانی تهدید کننده مشخص می کنند برخوردارند(صفاتی چون خود خواهی، تنبلی، گستاخی و نادرستی).

دليل تراشي، منسوب كردن رفتار و كردار خويش به انگيزه هاي منطقي يا جامعه پسند است تا چنين به نظر آيد كه در واقع هم درست و هم معقول رفتار شده است. دلیل تراشی به دو منظور صورت مي گيرد:

۱- كاستن از نا اميدي ناشي از، دست نيافتن به هدف(اصلا نمي خواستمش)

۲- تراشيدن انگيزه هاي پذيرفتني براي رفتار خويش. هنگامي كه رفتار تكانشي داريم يا رفتار برخواسته از انگيزه هايي است كه براي خودمان هم پذيرفتني نيست به دليل تراشي رو مي كنيم. آدمي بيشتر در پي دلايل خوب است تا دلايل واقعي و بهانه هايي معمولا موجه مي آورد. مثلا سرم خيلي شلوغ بود ممكن است درست باشد اما احتمالا علت واقعي انجام ندادن كاري نيست.

 

واكنش وارونه، انگيزه اي را از راه زياده روي در گرويدن به انگيزه متضاد با آن از خود پنهان مي كنيم. مادري كه به خاطر دوست نداشتن فرزندش احساس گناه مي كند، ممكن است بيش از اندازه و افراط از او مراقبت كند تا هم به كودك اطمينان دهد و هم به خودش اطمينان دهد مادر خوبي است.

فرافكني، ويژگي ها، صفات يا رفتار نا خوشايندي از خودمان را به شكل اغراق آميزي به ديگران نسبت مي دهيم تا به وجود آنها در خودمان اذعان نكنيم. زماني كه به كسي بدي مي كنيد، اگر متقاعد شويد كه آن طرف آدم ظالم يا نامهرباني بوده است در آن صورت ديگر فقط مي گوييد حق مردم را كف دستشان مي گذارم.

فلسفه بافي، سعي در بريدن عاطفي از موقعيت تهديد كننده از راه مواجه انتزاعي و توجيهي با آن است. پزشك كه پيوسته با بيمار سر و كار دارد نمي تواند با همه بيماران ارتباط عاطفي داشته باشد. اگر فلسفه بافي تبديل به راه و رسم زندگي شخصي شود مساله ساز مي شود.

انكار. وقتي واقعيت ناگوارتر از آن باشد كه شخص بتواند با آن روبرو شود در آن صورت شخص ممكن است وجود آن را انكار كند. گاه ممكن است انكار واقعيت بهتر از روبرو شدن با آن باشد(مکانیزم دفاعی ساده و سطح پایین عمدتا توسط کودکان یا افرادی با هوشبهر پایین تر مورد استفاده قرار می گیرد).

جابه جا سازی. اگر چیزی که نهاد را ارضا می کند در دسترس نباشد، امکان دارد فرد آن تکانه را با چیز دیگری جابجا کند. برای مثال شخصی که نمی تواند خشم خود را به مدیرش ابراز کند، امکان دارد خشم خود را بر فرد در دسترس دیگری تخلیه کند.

والایش، انگيزه اي كه از راه معيني ارضا نشود به مجراي تازه اي رانده مي شود. والایش رضايت بخش ترين شيوه اداره تكانه هاي جنسي و پرخاشگري است. آن دسته از تكانه هاي شهوي را كه نمي توان به طور مستقيم ابراز كرد را می توان در قالب فعاليت هاي آفرينشي مانند نقاشي، شعر، موسيقي و … به صورت غير مستقيم ابراز داشت. فعاليت هاي جانشين موجب كاهش تنش مي شود.

شوخی، تاکید کردن بر جنبه های خنده دار یک تعارض یا موقعیت استرس زا است.

ابراز وجود، برخورد کردن با موقعیت های دشوار به وسیله ابراز مستقیم احساسات و افکار به دیگران.

منع، اجتناب کردن از افکار مربوط به مسایل ناراحت کننده.

بازداری های ذهنی، راهبردهای ناهشیاری که به افراد کمک می کنند افکار، احساسها، خاطرات، امیال و ترس های آزار دهنده را از آگاهی هشیار دور نگه دارند.

تجزیه، تجزیه کردن فرایندهای شناختی، ادراکی و حرکتی در عملکرد فرد که معمولا یکپارچه هستند. برای مثال وقتی مربی بازیکن بد را تحقیر می کند، او با فکر کردن به مهمانی شب، از این شرمساری فاصله می گیرد.

توجیه عقلی، متوسل شدن به تفکر بیش از حد انتزاعی در واکنش به موضوعی که موجب تعارض یا استرس شده است.

خوار شماری، حل و فصل کردن تعارض هیجانی یا استرس با نسبت دادن ویژگیهای منفی به خود یا دیگران.

آرمانی ساختن، حل و فصل کردن تعارض هیجانی یا استرس با نسبت دادن خصوصیات مثبت اغراق آمیز به دیگران است.

همه توانی یا قدرت مطلق، پاسخ دادن به استرس به وسیله اجرا نقش برتر نسبت به دیگران است.

 

مکانیزم های دفاعی، انکارهای ناهشیار یا تحریف های واقعیت هستند. در واقع خودمان را گول می زنیم، ولی از انجام این کار آگاه نیستیم. اگر بدانیم خودمان را گول می زنیم، این دفاع ها چندان موثر نخواهند شد. اگر دفاع خوب عمل کند، ما از واقعیت درباره خودمان آگاه نمی شویم و تصویر تحریف شده ای از نیازها، ترس ها و امیال خود خواهیم داشت. پس امکان دارد که فرایندهای شناختی عقلانی ما، نظیر حل کردن مسئله، تصمیم گیری و تفکر منطقی، بر خود انگاره بی دقتی استوار باشند. نیروهای درونی و بیرونی که از آنها نا آگاهیم و کنترل منطقی کمی بر آنها داریم، مارا هدایت می کنند. زمانی که دفاع ها شکسته می شوند واقعیت درباره ما آشکار می شود. این موضوع در مواقع استرس غیر عادی یا زمانی که تحت روان کاوی قرار داریم، روی می دهد.

وقتی دفاع ها شکست می خورند، غرق در اضطراب کوبنده می شویم. احساس می کنیم اندوهگین، بی ارزش و افسرده هستیم. تا زمانی که دفاع ها دوباره برقرار نشوند یا دفاع های جدید برای جایگزین شدن آنها تشکیل نشوند، احتمالا دچار نشانه های روان رنجور یا روان پریشی می شویم. دفاع ها برای سلامت روانی ما ضروری هستند.

عارفه منجم/ درودها

 

 

 

 

[۱۵]. Birth trauma

[۱۶]. Reality anxiety

[۱۷]. Neurotic anxiety

[۱۸]. Moral anxiety

[۱۹]. Defense Mechanism

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی