امروز

دوشنبه, ۳۰ دی , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۷:۲۹ بعد از ظهر

سایز متن   /

  • ماهیت اضطراب

می توان اضطراب را بعنوان یکی از شاخص های اصلی بروز ناهنجاری در عملکرد سیستم روانی انسان به رسمیت شناخت. به این معنی که درک احساس اضطراب معادل برهم خوردن تعادلی در شخصیت و اتفاق یک معادله ناهنجار است. بنابراین ریشه یابی و ارزیابی ساختار اضطراب برای یافتن بسترهای اصلی اختلال در عملکرد سازه روانی انسان اهمیت ویژه ای پیدا می کند.
احساس اضطراب، نشانه ای از عدم تعادل است. قطعاً انحرافی در عملکرد متعادل اجزاء شخصیت انسان حادث گردیده که عارضه این انحراف، علامتی را نشان خواهد داد که به شکل اضطراب ظاهر می شود.
اگر سازمان”مـن” در مراحل رشد و تکامل خویش به قدر کافی مستحکم و توانمند و مقتدر شده باشد، آنگونه که بتواند به شایستگی کشش های غریزی نهاد را در مجاری امن پاسخگو بوده، واقعیت های محیط بیرون را بخوبی درک کرده، برنامه ریزی درونی را با مختصات محیط هماهنگ ساخته، منهیات و دستورات فرامن را نیز رعایت نموده و عملکرد نظارتی وجدان را در محدودة مجازش محدود سازد، آنگاه انسان هرگز اضطرابی را تجربه نخواهد کرد.

امّا به واقع می دانیم شکل گیری دائمی این حالت ایده ال و مطلق غیرممکن است. در عمل”مـن” در اجرای مسئولیت های محوری خویش گرفتار چالش های جدی با نهاد و فرامن خواهد شد و در تعارض ها و تقابل ها میان غرایز و شرایط همیشه صلح و صفا و آرامش برقرار نیست. بنابراین تجربه اضطراب اجتناب ناپذیر است. ظهور اضطـراب علاوه بـر آن که عـارضه طبیعی اخـتلال در عملکرد متـعادل سیستم آدمی به حساب می آید، نوعی علامت هشدار مفید و سازنده است که به سازمان آگاه”مـن” اعلام می نماید یا در مهار نهاد دچار مشکل گردیده و یا در محدودسازی فرامن گرفتار سلطه جویی هایش شده است.

 

 

احساس اضطراب شامل درک نوعی نگرانی و ابتلا به بی­قراری آگاهانه یا ناخودآگاهی است که دربرابر مشکل بوجود آمده و یا پیش ­بینی اتفاق مشکل درک می­ شود. این احساس به شکل تجربه رنج هشداری برای تدارک بهتر و یا تغییر در برنامه ­ریزی روانی می­ باشد. گرچه طبق این الگو ماهیت اضطراب یکی است. امّا به لحاظ علت­ یابی و نوع پیام انتقالی، انواع اضطراب­ ها را در سه دسته می­توان تقسیم­ بندی نمود:

  • انواع اضطراب

1-  اضطراب واقعیت:

در این نوع اضطراب تهدیدی از جانب حقایق و واقعیت­ های موجود در دنیای واقعی متوجه فرد می ­باشد. چنین احساس اضطرابی، علامت هشدار خطری که در محیط درکمین فرد نشسته است. دلیل بروز اضطراب واقعیت آنست که سازمان”مـن” نتوانسته قوانین و واقعیات محیط را به خوبی با برنامه ­ریزی درونی خود هماهنگ سازد. مثل احساس اضطرابی که در آستانه یک امتحان مهم در فرد بوجود می­ آید، اضطراب شکست دریک معامله تجاری و یا حتی اضطراب ناشی از شکست یا احتمال شکست در یک رابطه عاطفی.

تجربه این اضطراب ها به روشنی بیانگر آن هستند که فرد هنوز آمادگی کامل مواجهه با حقایق و نظام موجود در دنیای بیرون را ندارد و نیازمند به تدارک و برنامه­ ریزی درون مناسب­ تریست. احساس اضطراب واقعیت عمدتاً آگاهانه و قابل تحلیل در دیگری است.

2- اضطراب روان رنجوری:

این احساس اضطراب زمانی حادث می­ شود که تکانه ­های نهاد تهدید به طغیان می­ کنند. سر ریزشدن انرژی غرایز نهاد، سازمان”مـن” را تحت فشار قرار می ­دهد. دراین میان”مـن” از یک­سو فرد را ناگزیر به تأمین و پاسخگویی نیاز غریزه می­داند، ولی در همین شرایط نگران تعارض با هنجارهای حاکم بر واقعیت ­های محیط است. از سوی دیگر الزامات و فرامین کنترلی فرامن، به او ممانعت و سرکوب را ابلاغ می ­نمایند. در این وضعیت”مـن”، راهکار و تدبیر مناسبی را برای مصالحه و جلب ­نظر طرفین مخاصه ندارد و گرفتار اضطراب روان­ رنجوری می­ شود.

چنین احساس اضطرابی عمدتاً ناخودآگاه بوده و ردیابی و مشاهده آن در شعور آگاه دشوار است. امّا اثرات در تظاهرات آن در آگاهی انسان مشهود است. بعنوان مثال، فردی در جریان فعالیت­ های معمول شغلی و سایر شئون زندگی گرفتار اضطرابی ناشناخته و مبهم اما آزاردهنده گردیده است. به­ نحوی که تعادل روانی او به شکلی مشهود تحت تأثیر این اضطراب قرار دارد. فرد نمی ­تواند علت واقعی این احساس اضطراب را درک کند. تحت روانکاوی می ­توان مشخص کرد تمایل جاه ­طلبانه وی برای کسب ثروت بیشتر مدتی است تشدید شده و فرد برای ارضاء این تمایل ناخودآگاه، درصدد انجام اموریست که مطابق با قوانین ارزشی خویش، آن­ها را ممنوع می ­شناسد و به همین دلیل گرفتار اضطراب شده است. غالباً این اضطراب­ ها بطور ناخودآگاه در انسان بروز پیدا می­ کنند.

3- اضطراب اخلاقی:

تجربه این اضطراب بی ­تردید ناشی از نفوذ و اعمال قدرت فرامن یا همان وجدان شخص است. احساس اضطراب اخلاقی زمانی احساس می­ شود که در حیطه رفتار و یـا حتی افکار و احساسات فرد، کنشی ارزش ­ها و معیارهای فرامن را نقض نماید. فرامن مقتدر در برابر این تعدی به قوانین خویش، از ابزار تنبیهی که همان احساس گناه است، استفاده می­ کند و فرد دچار اضطراب ناشی از احساس گناه می­ شود.

نکته حائز اهمیت در خصوص اضطراب اخلاقی آنست که در شرایط مختلف سازمان”مـن” ممکن است درگیر اضطراب­ هایی شود که فرامن یا بواسطه تهدید اصول تثبیت شده خود از او بازخواست می­ کند و یا به دلیل سلطه­ جویی و کمال­ طلبی نامحدود خود به قصد تهاجم به سوی نهاد و محدودسازی سازمان”مـن” تحمیل می ­نماید. اضطراب­ های اخلاقی هم بصورت آگاهانه و هم کاملاً ناخودآگاه می­ توانند بروز پیدا کنند.

فردی که عمل نامشروعی انجام داده، ناگزیر گرفتار احساس اضطراب ناشی از احساس گناه می­ شود. چنین اضطرابی کاملاً شناخته شده و آگاهانه و مرئی است. امّا ممکن است فرد دچار احساس اضطرابی مبهم و گنگ باشد که حتی در شرایطی ماهیت اضطراب را نیز درک نکند. فقط متوجه است که حال روحی او مساعد نیست. در این ­حالت او از احساس گناهی کاملاً نهفته و مخفی  رنج می برد که اگر در فرآیندهای روانکاوی عریان شود، تحلیل ارتباط آن با فرامن روشن می شود.

درودها

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی