امروز

یکشنبه, ۲۴ آذر , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۳:۳۳ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

روان پویشی کوتاه مدت در درمان بر عاطفه ها تاکید دارد (۳)

در قسمت قبل در باره اهمیت درمان متمرکز بر عاطفه ها مواردی ذکر شد: احساس ها، نشانه های مهمی هستند، عاطفه در مقایسه با شناخت، کمتر مورد توجه قرار گرفته است و عاطفه یک برانگیزاننده اولیه است. همچنین متذکر شدیم که پیوندهای عاطفی می توانند تغییر کنند، شناسایی عواطف دشوار است و عواطف موجب ترس و اجتناب می شوند.

 

در ادامه به تاکید درمان روان پویشی بر عاطفه می پردازیم

 

  • عاطفه دارای تقدم عصب شناختی است.

می دانیم که نواحی لیمبیک و مغز میانی، پیش تر از قشرمخ ساخته شده اند و در جریان تکامل، نسبتاَ دست نخورده باقی مانده اند. عاطفه به شکل مشخصی در سیستم لیمبیک و مغز میانی ایجاد می شود در حالی که اندیشه مبتنی بر زبان و کلام و تعدیل عاطفه در قشر مخ پردازش می شود. با این که عاطفه و شناخت در نهایت کاملا به هم پیوند می یابند اما نقش بنیادی تر عاطفه را باید در نظر داشته باشیم. سیستم لیمبیک و مغز میانی به دلیل بدوی بودن چندان مورد توجه قرار نمی گیرند. اما به دلیل پردازش عاطفی نقش حیاتی دارند و در فرایند تگامل حفظ شده اند. می توان به نمونه بارز آن در «پاسخ شرطی» اشاره نمود (لیدوکس، ۱۹۹۶).

ما برای حفظ حیات در خصوص احتمال خطر و نیاز به پردازش سریع این درون داد حسی داریم یعنی کاری که بر عهده آمیگدال است. می دانیم که آمیگدال ممکن است یک چوب را با یک مار اشتباه بگیرد و پاسخ «گریز و ستیز» را آغاز کند. قشر مخ ما نیاز به چند هزارم ثانیه زمان بیشتری دارد تا پردازشی متمایزتری انجام دهد تا پاسخ آمیگدال را مهار و کنترل کند. در نتیجه می توان به این نتیجه رسید که مداخلات درمانی مبتنی بر عاطفه تاثیر بیشتری بر سیستم های پایین تر مغز و بخش لیمبیک خواهند داشت و در حالی که مداخلاتی که مبتنی بر شناخت است تاثیر بیشتری بر قشر مخ می گذارند. مداخلات شناختی مانند آموزش مهارت های مقابله ای، ممکا است قادر به مهار پاسخ های عاطفی فوری باشند اما برای دستیابی به ریشه مشکل ما نیاز به رسیدگی به سیستم های لیمبیک و مغز میانی خواهیم داشت.

 

  • عاطفه، مقدم بر شناخت است.

در فرایند تکامل، پدیدآیی عاطفه، مقدم بر شناخت (فکر) مبتنی بر زبان است. در رشد و تحول نوزاد نیز، عاطفه و انگیزه، پیش تر از شناخت مبتنی بر زبان، پدیدار می گردد. با پیشرفت رشد و تحول، شناخت و عاطفه در هم تنیده می شوند اما عاطفه در بدو تولد، حاضر است و رشد و تحول زبان را پیش می برد.
استرن (۱۹۸۵) به اهمیت تجربه های عاطفی در رشد و تحول «هسته خود» در نوزاد اشاره می کند. پس عواطف نیروهای بنیادین در برانگیزاندن نوزاد و در رشد و تحول احساس «خود» هستند.

با احترام؛ عارفه منجم

 

 

برگرفته از کتاب : Treating Affect Phobia / – مک کالو، کان، اندروز، کاپلان، ولف و هورلی (۲۰۰۳)

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی