امروز

چهارشنبه, ۲۹ آبان , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۷:۲۷ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

 

  • مدل روان درمانی روان پویشی کوتاه مدت و تاکید بر عاطفه ها
  • شناسایی عواطف 

در قسمت قبل در باره اهمیت درمان متمرکز بر عاطفه ها مواردی ذکر شد : احساس ها، نشانه های مهمی هستند، عاطفه در مقایسه با شناخت، کمتر مورد توجه قرار گرفته است و عاطفه یک برانگیزاننده اولیه است.

 

در ادامه موارد دیگر را بررسی می کنیم:

 

پیوندهای عاطفی می توانند تغییر کنند.
تامکینس (۱۹۹۲) می گوید که بر خلاف سایق ها، پیوندهای عاطفی، می توانند تغییر کنند یعنی ما نمی توانیم سایق هایمان را تغییر دهیم. ما نیاز به خوردن و نوشیدن داریم و جهت گیری جنسی ما اغلب پایدار است اما می توانیم آموخته هایمان را در باره ترسیدن و شرمگین بودن را تغییر دهیم. به طور مثال تحسین خود را به جای شرمگین بودن بیاموزیم. می توانیم لذت بردن از روابط اجتماعی را به جای مضطرب بودن بیاموزیم. بجای خشم و تنفر، علاقمند شویم. می توانیم بیاموزیم که از تجربه خشم، غم، همدلی یا احساس هاس جنسی خودمان کمتر خجالت بکشیم یا بترسیم. همچنین علاوه بر احساس راحتی هیجانی یا دردی که عواطف به دنبال دارند، این نشانه های درونی، رفتارهای ما را هدایت می کنند و برمی انگیزند.

در نتیجه درک و تغییر پیوندهای عاطفی که به پاسخ های انطباقی یا غیرانطباقی منجر می گردند جهت درک پیش بینی و کنترل رفتار مهم می باشد. پس پیوندهای عاطفی آموخته شده را می توان یادزدایی کرد و پیوندهای جدیدی را آموخت. تاکید می کنم که یادگیری که گفتیم چیزی بیشتر از یادگیری شناختی یا بینش عقلانی است. برای تغییر رفتار افراد یادگیری عملی را تجربه می کنند. بدین صورت که احساس ها، افکار و رفتارهایشان، در تجربه بدنی و احساس جسمی مجددا تجربه شود.

 

شناسایی عواطف دشوار است.

عواطف نشانه های بدنی هستند و رفتارها و کنش های ما را جهت می دهند. آنها اغلب در دسترس حیطه آگاهی نیستند. پس شناسایی آنها برای بیمار و درمانگر معمولا مشکل است. به طور مثال بیمار ممکن است بگوید که تا زمانی که به طور ناگهانی از کوره در نرفته اند از افزایش خشم و غمگینی یا همدلی خود آگاه نیستند. اگر نشانه های عاطفی درونی را شناسایی نکنیم و به هشیاری آورده نشوند و مورد توجه قرار نگیرند. رفتارهای بیمار را جهت می دهند و موجب ماندگاری آنها می شود. فرصت های تغییر بدلیل نادیده انگاشتن عواطف هسته ای برانگیزاننده نیز از دست می رود.

عواطف موجب ترس و اجتناب می شوند.

معمولا مواجهه با عواطف و تجمل و کنترل آنها دشوار به نظر می رسد. نه تنها بیماران بلکه درمانگران نیز تمایل به اجتناب دارند. تمرکز دقیق بر عواطف در درمان، می تواند تمایل به اجتناب را بازداری نماید. و تمرکز بر احساس، کوششی است چالش برانگیز.

 

با احترام؛ عارفه منجم

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی