امروز

جمعه, ۲۴ آبان , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۶:۲۴ قبل از ظهر

سایز متن   /

هایدگر و تنهایی اگزیستانسیال

 

 

فرایند عمیق ترین جست و جوها همان که هایدگر «آشکارسازی» unconcealment نامید ما را به این شناخت رهنمون می شود که فانی هستیم، ‏باید بمیریم، آزادیم و گریزی از این آزادی نداریم و می آموزیم که آدمی بیرحمانه تنهاست.‏

واژه ی هستن یا وجود داشتن به معنای تمایز است. فرایند جدا شدن و بدل شدن به موجودی جداگانه است. واژه های مرتبط با رشد و تکامل که به معنای جدایی هستند: خودمختاری، اتکا به نفس، روی پای خود ایستادن، فردیت یابی، خودشدن و استقلال.

از مرحله جنینی زندگی بشر همراه با وابستگی جسمانی کامل به مادر است. سپس گذر از این مرحله به مرحله ی وابستگی جسمانی و عاطفی به بزرگسالان پیرامونش . کم کم فرد مرزهای پایان خود و آغاز دیگری را مشخص می کند و مستقل و جدا می شود.

درمانگران بالینی به سه شکل متفاوت از تنهایی روبرو هستند: بین فردی، درون فردی و اگزیستانسیال.‏

 

 

تنهایی بین فردی

 

 

تنهایی بین فردی معمولا به صورت جدا افتادگی و بی کسی بودن تجربه می شود، به معنای دور افتادن از دیگران است. عوامل ‏بسیاری در تنهایی بین فردی تاثیر بگذارد. انزوای جغرافیایی، فقدان مهارت های اجتماعی مناسب، احساسات به شدت متضاد درباره صمیمیت یا یک سبک شخصیتی مانند اسکیزوئید، خودشیفته، استثمارگر یا قضاوت گر، که مانع تعامل اجتماعی رضایت ‏بخش است.‏
عوامل فرهنگی در تنهایی بین فردی نقش مهمی دارند. بطور مثال کم رنگ شدن نهادهای تضمین کننده ی صمیمیت مثل، ‏خانواده های پرجمعیت، همسایگان دائم و ثابت، کاسب کاران محلی، …‏

 

تنهایی درون فردی

 

تنهایی درون فردی فرایندی است که در آن، اجزای مختلف وجود فرد از هم فاصله می گیرند. فروید این جداسازی را به عنوان ‏یک سازو کار دفاعی تعریف می کند که در اختلالات وسواسی به چشم می خورد. یعنی یک تجربه ی ناخوشایند، از تمامی ‏هیجان ها و عواطفش تهی می شود و پیوند و ارتباطش را با تداعی ها از هم می گسلد و در نهایت از فرایند معمول تفکر جدا می ‏افتد.‏

تنهایی درون فردی زمانی اتفاق می افتد که فرد احساسات یا خواسته هایش را خفه کند، «بایدها» و «اجبارها» را به جای ‏آرزوهایش بپذیرد و به قضاوت خود بی اعتماد شود یا استعدادهای خود را به بوته ی فراموشی سپارد.‏

تنهایی درون فردی در الگوهای نابهنجار روانی بسیار رایج است و بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. نظریه پردازان امروزی مثل ‏هورنای، فروم، سالیون، مزلو، راجرز و مِی همگی معتقد هستند که ناهنجاری بدلیل مسدود سازی هایی است که در ابتدای زندگی ‏اتفاق افتاده و فرد را از تکامل طبیعی در سیر تحولی بازداشته است. در درمان معمولاٌ درمانگران به مراجعین جهت پیوستن دوباره ‏ی بخش های تکه تکه شده ی وجودشان کمک می کنند.‏

 

 

تنهایی اگزیستانسیال

 

تنهایی اگزیستانسیال چیست؟ افراد اغلب از دیگران و از اجزای خود جدا می افتند ولی در عمق این جدا افتادگی ها، تنهایی ‏اساسی تری وجود دارد که مربوط به هستی است. تنهایی که علی رغم روابط رضایت بخش با دیگران و خودشناسی و انسجام ‏درونی همچنان باقی است. این نوع تنهایی بنیادی تر و ریشه دارتر است، جدایی میان فرد و دنیا. تنهایی اگزیستانسیال با تنهایی ‏بین فردی مرزهای مشترک فراوانی دارد. انواع تنهایی از لحاظ نظری مشابهند و ممکن است یکسان انگاشته شود.‏ در تنهایی اگزیستانسیال رویارویی با مرگ و آزادی ناگزیر آدمی را به چالش با این مسائل سوق می دهد. ‏

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی