امروز

پنج شنبه, ۲۷ تیر , ۱۳۹۸

  ساعت

۲۳:۲۹ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

کتاب طبیعت و اراده : رابطه‌ی خرد با اراده و رابطه‌ی عاطفه و ‏اراده

 

داماسیو در کتاب طبیعت و اراده، بر دو مفهوم اساسی تکیه می‌کند و سعی می‌کند. یافته‌هایش را که حاصل بیست سال کار و پژوهش روی بیماران ‏اعصاب است در قالب این کتاب ارائه کند. داماسیو بر دو حوزه‌ی مختلف ولی متفاوت دست می‌گذارد: رابطه‌ی خرد با اراده و رابطه‌ی عاطفه و ‏اراده. در بخش اول کتاب داماسیو نشان می‌دهد که چگونه مغز و اراده به هم مرتبط هستند.

 

تز اصلی داماسیو در این بخش این است که ‏انسان موجودی متاثر از بیرون نیست، بلکه «اندام واره» محور است. یعنی اساس تصمیم‌گیری‌های وی را می‌توان در بخش پیشانی مغز ‏یافت. وی برای اثبات این نظریه داستانی واقعی از گیج بیان می‌کند. اتفاقی که در سال ۱۸۴۸ روی داد.

در طی یک حادثه،  میله‌ای از بخش ‏چپ مغز گیج گذر می‌کند و از پیشانی خارج می‌شود و بخش‌هایی از مغز داماسیو روی زمین پخش می‌شود. به صورت اعجاب آوری گیج، زنده ‏می‌ماند و بعد از گذراندن دوره‌ای یک ماهه کاملا خوب می‌شود. اما اتفاقی دیگر رخ می‌دهد. گیج به کلی آدم دیگری می‌شود و شخصیت وی ‏کاملا تغییر می‌کند.

وی هم چنان می‌تواند خوب حرف بزند و ارتباط برقرار کند و مسائل انتزاعی را حل کند ولی به شدت بد دهن می‌شود، ‏توان ادامه دادن کارهایی که شروع کرده را ندارد و….. این تغییر باعث می‌شود تا سال‌ها این پدیده مورد بحث قرار بگیرد و اکنون جمجمه‌ی ‏داماسیو در هاروارد نگه داری می‌شود و مدام تحقیقات جدیدی انجام می‌شود. داماسیو با بررسی نظرات مختلفی که درباره‌ی این تغییر داده ‏شده است سعی می‌کند نظر خاص خودش را بدهد و نشان می‌دهد که چگونه اراده درون مغز قرار دارد و توان تصمیم گیری‌های ما از بخش ‏پیشانی مغز می‌آید‎.

 

بررسی پدیده عاطفه

 

بخش دیگری از کتاب داماسیو متمرکز است بر بررسی پدیده‌ی عاطفه. عاطفه از صد سال پیش به این سو محل بحث و نزاع روانکاوان و ‏عصب‌شناختان و روان‌شناسان بوده است. داماسیو بر این باور است که عاطفه بخش مجزایی از مغز انسان و یا خرد او نیست بلکه سطحی ‏پایین‌تر از خرد انسانی است که جایگاهش در مغز است.

 

وی بر این باور است که بدون عاطفه، خرد در تصمیم گیری‌هایش دچار مشکلات ‏عدیده‌ای می‌شود. وی با بررسی بیماران عصب‌شناختی متعدد و نشان دادن عکس‌های آن‌ها بیان می‌کند که جایگاه اصلی عاطفه درون مغز ‏آدمی است و اگر بر اثر یک آسیب مغزی، بخش عاطفه دچار مشکل شود، خیلی از مشکلات برای بیمار ایجاد می‌شود.

 

در واقع داماسیو مثل ‏یک شاعری می‌ماند که از قوه‌ای از ما اعاده‌ی حیثیت می‌کند که همواره عقل گرایان بر طردش تاکید داشته‌اند. اگر می‌خواهید تصمیمی ‏درست بگیرید، عواطف و احساسات را بگذارید کنار و تلاش کنید با تکیه بر خرد عمل کنید. داماسیو نشان می‌دهد که چه میزانی از تصمیمات ‏ما بر اساس عاطفه‌ی ما اتخاذ می‌شوند. البته وی عاطفه را به ناخودآگاه نسبت نمی‌دهد بلکه آن را غریزی می‌داند.

 

از نظر وی در یک ‏پروسه‌ی طولانی است که عاطفه و خرد با کمک هم شکل می‌گیرند و لذا ما قادر می‌شویم در موارد بسیاری در زندگی روزمره امان بر اساس ‏عاطفه و یا نیندیشیده عمل کنیم. وی مثال ترس را می‌زند. زمانی که می‌ترسید سریع واکنش نشان می‌دهید و این را بدون هیچ گونه تفکری ‏انجام می‌دهید. این می‌تواند خود گویای تاثیر عاطفه بر اراده هم باشد‎.

 

چرا خطای دکارت؟

 

اما چرا خطای دکارت؟ به واقع کل این کتاب را می‌توان در حکم ردیه‌ای قاطع بر نظریه‌ی دکارتی درباره‌ی ذهن و بدن دانست. از نظر دکارت ذهن ‏و بدن از هم مجزا هستند و ارتباط این‌ها بر اساس غده‌ی صنوبری‌ای که در مغز است، شکل می‌گیرد. داماسیو این باور را رد می‌کند.

یکی از ‏استلزامات این باور دکارتی این است که عاطفه امری غریزی و مرتبط با بدن است و لذا هیچ ارزش شناختی‌ای ندارد و ما نباید در دست ‏آورد‌هامان به عاطفه تکیه کنیم. دکارت دنبال یک خرد ناب و بدور از هرگونه تاثیر بود. چرا که فکر می‌کرد پیش فرض‌ها تاثیر بدی را بر جریان ‏اندیشه دارند. در حالی که داماسیو این را رد می‌کند و نشان می‌دهد که عاطفه از مغز انسان جدا نیست و این خود دست آورد بزرگی است که ‏به مدد پیشرفت‌های تکنولوژیک مدرن ممکن شده است.

 

بعلاوه داماسیو تلاش می‌کند تا نشان دهد چگونه عاطفه می‌تواند کارکردهای مثبتی ‏را داشته باشد. می‌توانیم بگوییم از دید داماسیو مدل محبوب و مورد نظر دکارت در واقع‌‌ همان بیماران عصب‌شناختی و مغزی‌ای هستند که ‏عاطفه‌ی خود را از دست داده‌اند و توان تجربه کردن ندارند و لذا دچار اختلالات پیچیده‌ای شده‌اند‎!

 

ژوزف لودو عصب شناس

 

کتاب خطای دکارت ترجمه‌ای روان و شیوا دارد و می‌شود گفت که خواندن این کتاب حجیم، لذتی معادل با خواندن یکی از رمان‌های ادبی به ‏شما می‌دهد. نثر جذاب و رمان گونه‌ی آن دشواری مطالب را کم می‌کند و لذا هر مخاطبی می‌تواند به راحتی با این کتاب‌اند ارتباط برقرار کند. ‏قطعا شگفت زده می‌شوید وقتی بفهمید چگونه شگفت زده می‌شوید‎!‎

 

ژوزف لودو، یکی دیگر از عصب شناسان معروف است که میگوید” مفهوم احساسات پایه ای (احساسات ابتدائی، اصلی و اولیه) و شباهت ‏بیان این احساسات پایه ای در نزد همه افراد و فرهنگ ها و نمایش قوانین بسیاری از تفاوت ها را حل میکند. بسیاری از احساسات محصول ‏خرد تکوینی هستند که احتمالا بیش از جمع شعور همه افکار انسانها است.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

دیدگاه ها (۲ دیدگاه)

  1. شفیعی.م

    سلام ودرود استاد ارجمندوگرامی.کتاب خطای دکارت برای من که مانند یک شوک بود ویک بینش ونگرش تازه به من آموخت .امیدوارم نقدوارزیابی آینگونه آثار را درسایت بیشتر ببینیم بخوانیم بیاموزیم ولذت ببریم

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی