امروز

پنج شنبه, ۲۷ تیر , ۱۳۹۸

  ساعت

۲۳:۳۱ بعد از ظهر

سایز متن   /

در اتاق درمان : من و مراجعم

 

در اتاق درمان بارها مراجعینی داشتم که در رابطه های خودآسیب رسان، با مشکلات اساسی دست و پنجه نرم می کردند. با گام های نااستوار وارد اتاق می شوند در خود فرو رفته اند و ناامیدی، بیقراری و اضطراب زودتر از خودشان وارد اتاق درمان شده، روبرویم می نشینند. بی تاب، ناامید نگران و غم بزرگی را در سینه خود دارند. خشم و غم در نوسان است و احساس رهاشدن و پرت شدن در دنیای ناشناخته. معمولا نمی دانند از کجا شروع کنند آرامشان می نمایم و اطمینان خاطر می دهم که از هر کجا که دوست دارند برایم حرف بزنند. و بعد از احساس آرامش و ایجاد ارتباط، شروع به بیان داستان خود می کنند نامنظم و مملو از هیجان. گزارش شان معمولا محتوایی مشابه دارد که با زبان خودشان بیان می شود.

 

گزارش وضعیت روانی از زبان خود مراجعم

 

می خواهم از وضعیت روانی خود و حال و احساسش برایم حرف بزند ادامه می دهد: داشتم کتاب میخوندم، چند صفحه ورق زده بودم دیدم هیچی متوجه نشدم و ذهنم جای دیگست و حسابیم درگیره. چن روز از دعوای که داشتیم می گذشت گهگاهی زنگ و پیام بود اما همونم سریع به دعوا و بحث تبدیل می شد. وقتی فکر میکردم این رابطه ی که پر از تعارض و آسیب هست چرا دارم ادامش میدم. یه لحظه احساس کردم اگه اون نباشه منم از هم میپاشم، خودمو تیکه تیکه احساس کردم که نمیشه جمعش کرد. با اون لااقل دریای طوفانی درونم آروم بود و این خیالمو راحت میکرد. گرچه موقتی بود و در واقع بیشتر زندگیم طوفانی بود. نمی فهمیدم جدایی چرا اینقدر دردناکه که حاضرم بخاطرش این رابطه بی ثبات نا به سامانی را تحمل کنم.

انگاری وقتی آرومم چندین راه حل تو ذهنم میرسه ولی امان از وقتی که آشوبم. پر از ترس میشم و یکی دوتا راه بیشتر به ذهنم نمیرسه، اجتناب، دوری کردن و یا اضطراب و بیقراری. و این بهم میگه اوضاع ناامنه، از هم پاشیده میشی، دیگه هیچی نیستی و داری نابود میشی. منم دوباره سراغش میرم تا امنیت رو برقرار کنه.

 

درگیری های ذهنی و گفتگوهای خودکامبخش

 

درگیری های ذهنی اکثر مراجعین را بارها و بارها در اتاق درمان مشاهده کردم چه کلامی و چه غیرکلامی. نگاه تیزبین درمانگر اکثر نشانه ها را می بیند تا بتواند فرضیات ذهنی خود را واقعی و اصولی فرمول بندی کند.  معمولا  بعد از چند جلسه تغییراتی در شناخت و عاطفه و در نهایت رفتار مراجعم  رخ می دهد.  توانمندی های ایگوی او با واقعیت های درونی و بیرونی، شناخت نسبی به آسیب هایش، ویژگی های شخصیتی اش، نیازهایش و برنامه ریزی و تفکر مجدد او را به یک بینش سوق می دهد. ادامه می دهد:

  • اما اینبار از خودم میپرسم چی میشه که من این رابطه بی ثبات که توش همه چی میبینمو دارم تحمل میکنم ؟ آخرش که چی ؟ کدوم بهت بیشتر آسیب میرسونه؟

با او صحبت می کنم و بعد از مداخلات و جلسات درمانی در مراحل پایانی گفتگوی او سمت و سویی دیگر دارد. محتوای گفتگوی او دیگر خود آسیب رسان نیست. خوددوستداری و دیدن واقعیت ها را بخوبی شاهد هستم.

  • اینبار کنار خودم میشینم، دستمو میگرم در حالی که نوازش میکنم به خودم میگم، تو حق داری بترسی، حق داری از روبه روشدن و تجربه کردن اون لحظات وحشت داشته باشی، جداشدن بند بند وجود آدمو ممکنه پاره کنه.

 

بیان احساس مراجع با زبان خود

 

یکی از نکات اساسی در ایجاد رابطه درمانی به قول همینگوی، گفتگو با کلمات خود بمخاطب است. فکر می کنم در مرحله تصمیم گیری قرار گرفته است و ترسی درونی نمی گذارد گام های قوی و استوار را بردارد. با او همدلانه گفتگو را ادامه می دهم. واقعیت های روبرو را نشانش می دهم و منتظر می مانم تا حس و احساس واقعی خودش را بیابد، تصمیم گیری ها را خود انتخاب کند خودانگیخته و خودمختار. فقط یادآور می شوم که من کنارش هستم ولی خود باید گام بردارد.

ادامه می دهم : قبول دارم خیلی ترسناکه، غم، سوگ ،تنهایی، بی اشتهایی، بی خوابی، ناله و گریه داره، ولی نیازه که تجربه بشه، به جای فرار کردن و فاصله گرفتن لازمه تو دلش باشی و با پوست و گوشت و استخوانت تجربش کنی. ممکنه پیرت کنه ولی میگذره و بزرگت میکنه، رشدت میده، مثل یه پل که آدما برای رسیدن به شرایط بهتر باید ازش عبور کنن. تا اینطوری کمتر آسیب ببینن و تا از یه آسیب مداوم جلوگیری کنن. ولی من هستم کنارت و تنهات نمیذارم، باهات میمونم تا تو تمام لحظات تلخ و شیرینت، با هم از روی پل رد خواهیم شد.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی