امروز

دوشنبه, ۱ مهر , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۵:۴۸ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

ذهنیت مشارکتی Collaborative set

ذهنیت مشارکتی در درمان شناختی رفتاری : یکی از اصول مهم شناخت درمانی این است که بیمار و درمانگر با همکاری و کمک یکدیگر،افکار، احساس ها و رفتار بیمار را ارزیابی و تعدیل می کنند. بک و همکارانش در سال ۱۹۷۹ و پدسکی، ۱۹۹۶ بر اهمیت اکتشاف متقابل بسیار تاکید داشته اند. یکی از شیوه های متداول برای جلب همکاری و مشارکت بیمار در فرایند ارزیابی، گفتگوی سقراطی است.

 

گفتگوی سقراطی

در این شیوه، درمانگر با پرسیدن یک سری سوالات و پاسخ هایی که بیمار می دهد، او را هدایت می کند تا با کمک خود بیمار، افکار خودآیند و مفروضه های او را فراخوانند و در گام بعدی با کمک شواهد و منظق، افکار خودآیند و مفروضه های او را بررسی کنند. از بیمار انتظار می رود که صادقانه در باره افکار و احساس هایش بحث و گفتگو کند و با درمانگر در زمینه بررسی اعتبار افکار خودآیند و مفروضه ها همکاری کند.

بعضی از بیماران وقتی به بحث در باره موضوعی می پردازند، دجار سردرگمی می شوند و به حاشیه پردازی روی می آورند. علاوه بر این، مواردی پیش می آید که ادامۀ بحث دشوار می گردد. یعنی بیمار، اویل جلسه با دستور جلسۀ مشخص شروع می کند ولی به سرعت از بحث اصلی خارج می شود و بحث را به سمت موضوعات بی ربط، حاشیه ای، جزئیات بی خود و اظهار نظرهای بی ربط دربارۀ اطرافیانش که درمانگر اصلا آنها را نمی شناسد، کشیده می شود. دلیل کار بیماران از خارج شدن از بحث اصلی و به حاشیه رفتن پیست؟ کنکاش در باره این مساله باعث شد که واقعیتی در باره بیمار آشکار شود.

 

نمونه بالینی

به طور مثال پدر الکلیک و مادر خودشیفته بیمار هرگز نیازها و خواسته های او را در دوران کودکی اش گوش نمی کردند. از همین رو، او هرگز یا نگرفته بود که تشخیص بدهد. موقع گفتگو چه چیزی اهمیت دارد و چه چیزی از اهمیت برخوردار نیست. به ویژه به این دلیل که به نظر می رسید اهمیت موضوعات برای والدینش خیلی زود عوض می شدند. او فقط اجازه داشت عضوی از خانواده باشد و حرف های بامزه و خنده دار بزند. دقیقاَ مشابه رفتاری که در جلسات درمان و شاید به طور کلی در زندگی اش انجام می داد.

بعدها در رابطه زناشویی اش نیز این احساس تائید شد که حرف هایش هیج ارزش ندارد. همسرش با او به سردی رفتار می کرد و مداوم از او انتقاد می کرد. بیمار هر زمان در رابطه با والدین و همسرش به ابراز نیازها و احساس هایش می پردازد با انتقاد و کناره گیری رو به رو می شود. تایید احساس ها و نیازهای بیمار در طی جلسه درمان، تجربه ای است کاملاً متفاوت برای بیمار. در نتیجه اغلب وقت جلسۀ درمان صرف این موضوع می شود که بیمار بتواند نیازها، احساس ها و حقوقش را بشناسد.  همچنین با شیوه ای جرات مندانه آنها را ابراز کند بدون اینکه نیاز داشته باشد دیگران تاییدش کنند.

 

 

فیدبک دادن در جلسات درمان

یکی دیگر از جنبه های ذهنیت مشارکتی این است که هم بیمار و هم درمانگر باید به یکدیگر فیدبک بدهند و برای دست یابی به تغییر به ارائه راهکار بپردازند. درمانگر می تواند در قالب فرم های خودیاری یا در قالب سوال از بیمار فیدبک اختصاصی بگیرد این گرفتن فیدبک ها به نظر بک و برنز نوعی مبنای درمانی دارد. بیمار به درمانگر کمک می کند که بهتر بتواند درمان را براساس نیازهای خاص بیمار مطابقت دهد.

درمانگر در حین فیدبک گرفتن، سبکی همدلانه و گره گشا در گوش دادن اتخاذ نمایند. اما همزمان باید بیمار را به سمت نگرش مساله گشایی سوق دهند. به نقل از لیهی اگر از بیماران فیدبک مستقیم بگیریم و رویۀ مساله گشایی را دنبال کنیم، ممکن است مقاومت از پیش پا برداشته شود.

 

عارفه منجم / درودها

 


 

منبع استفاده شده در متن:

مقاومت در شناخت درمان، رابرت لیهی، ترجمه دکتر حسن حمیدپور، دکتر زهرا اندوز و حسن زیرک. انتشارات ارجمند

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی