امروز

جمعه, ۱ شهریور , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۶:۲۸ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

 

  • اعتیاد به کار یا پرکاری : چگونه از اعتیاد به کار رها شوم؟

 

بسیاری از افرادی که به این اختلال دچار می‌شوند، خودشان هم از مشکل خود بی اطلاع‌اند. تنها چیزی که می‌دانند این است که زندگی دیگر برایشان جذابیت ندارد و این امر هم به محیط کار و هم به خانه بسط پیدا می‌کرد. در برخی از نمونه‌های دیگر هم افراد به موفقیت‌های بسیار زیادی می‌رسند، اما این موفقیت‌ها توانایی جلب رضایت آنها را ندارد.

کسی که به کار کردن معتاد می‌شود، سعی می‌کند هر روز سختتر از روز گذشته کار کند و به موفقیت‌های بیشتری برسد، چرا که نمی‌تواند لحظه‌ای استراحت کند، وقایع اطراف خود را احساس کند، و بوی موفقیت‌های امروز خود را استشمام نماید.

این برنامه‌های فشرده‌ی کاری نشات گرفته از عوامل درونی‌تر نظیر احساس ناامنی و تصویر مخرب ذهنی شخصی باشد. در بسیاری از موارد رفتارهای فرد شامل تحمیل کردن کارهای زیاد به خودش است. متاسفانه این افراد درک صحیحی از شخصیت درونی خود ندارد. در برخی موارد دیده شده که با استفاده از دارو سعی در التیام بخشیدن آلام خود دارند و می‌خواهند از این طریق خودشان را کنترل کنند و تا می‌توانند از احساسات فاصله بگیرند.

 

  • تفاوت‌های پرکاری و اعتیاد به کار

 

۱- افراد پرکار از انجام کار لذت می‌برند و در عین حال در دسترس خانواده خود نیز هستند، اما افراد معتاد به کار، در حقیقت با کار زیاد خود را از احساسات و روابط ناخوشایند دور می‌کنند و پرداختن به کار را از هر نوع ارتباطی مهم‌تر می‌دانند.

۲- افراد پرکار می‌توانند در مواقع ضروری کار را به تعویق بیندازند و به موقعیت پیش رو توجه کنند، اما برای افراد معتاد به کار این اقدام غیرممکن است.

۳- افراد معتاد به کار از جلسات کاری غیرمترقبه استقبال می‌کنند و با هیجان از آن لذت می‌برند، اما افراد پرکار اولویت‌بندی دارند.

۴- افراد معتاد به کار علاقه‌ای به اوقات فراغت ندارند و این اوقات را نیز با کار (به اشکال مختلف) پر می‌کنند. آنها روابط انسانی در محیط کار را به ارتباطات بین فردی در سایر محیط‌ها ترجیح می‌‌دهند. آنها در مرزگذاری بین کار و زندگی دچار مشکل هستند و غالباً از خستگی مزمن و اضطراب زیاد رنج می‌برند، در حالی که افراد پرکار در محیط‌های دیگر کفایت و کارایی لازم را دارند و نقش خود را فقط در شغلشان خلاصه نمی‌کنند.

نتایج یک بررسی در نروژ نشان می‌دهد ۳/۸ درصد افراد اعتیاد به کار دارند و اعتیاد به کار به جنسیت، سطح تحصیلات و وضعیت تأهل ارتباطی ندارد.

برای افراد معتاد به کار استراحت معنا ندارد. زندگی این افراد از حالت تعادل خارج می‌شود. آنها در حال استراحت نیز به موضوعی در مورد کار فکر می‌کنند.

 

  • چرا و چگونه از این اعتیاد رها شویم؟

اعتیاد به کار می‌تواند خطرناک باشد. اگرچه فرد کار خود را به اتمام می‌رساند، اما در خطر تخریب روابط با همسر و فرزندان، ابتلا به فرسودگی و مرگ زودرس است. اگر فرد مبتلا مایل است زندگی لذت‌بخش‌تر و معنی‌دارتری را تجربه کند می‌‌تواند به نکات زیر توجه کند:

۱- ارزش‌های خود را تغییر دهید تا کار مهم‌ترین رکن زندگی شما نباشد. شما قادر نخواهید بود به کار اضافی «نه» بگویید مگر اینکه اولویت‌های خود را تغییر دهید. در بسیاری از موارد شما منتظر روزی هستید که با دسترنج کار فراوان کنار خانواده از زندگی لذت ببرید اما ممکن است آن روز هرگز فرا نرسد. آیا به احتمال بروز بیماری‌های مختلفی که با استرس شغلی در رابطه‌اند، فکر می‌کنید؟ شما با کار فراوان خود را از لذت‌های ساده زندگی محروم می‌کنید. اگرچه افراد مبتلا به اعتیاد به کار غالبا ادعا دارند که از کار خود بسیار لذت می‌برند، اما با کار زیاده از حد از آرامش ذهنی دور می‌شوند.

۲- آیا تا به حال فکر کرده‌اید ارزش ثروتی که فرصت استفاده از آن را ندارید، چه میزان است؟ و این ثروت را با چه بهایی به دست می‌آورید؟

۳- از خود در مورد تأثیر انجام کارتان سؤال کنید، مثلاً چند نفر منتظر اتمام فوری این کار هستند و چند نفر از انجام سریع این کار سود می‌برند؟

۴- برای تعداد کارهایی که می‌پذیرید، سقف و محدودیت تعیین کنید. قبل از شروع کار جدید کار قبلی را به پایان برسانید.

۵- برای میزان ساعات کاری محدودیت تعریف کنید. اگر با رایانه کار می‌کنید در روزهای تعطیل سراغ آن نروید.

۶- در مورد تاریخ تحویل کار انعطاف‌‌‌پذیر باشید.

خوب است بدانیم در زیربنای این اختلال تحریفات شناختی وجود دارد که به درمان رفتاری نیاز دارد. به‌طور مثال فردی مبتلا می‌گفت: «من تنها فردی در بخش کاری خودم هستم که می‌توانم این کار را درست انجام بدهم.» یعنی سپردن کارها به یک نفر دیگر برای این افراد بسیار دشوار و گاهی غیرممکن است. فرد دیگری می‌گفت: «اگر من این کار را به موقع انجام ندهم، فاجعه و آبروریزی بزرگی خواهد بود.»

 

 

  • از کجا بفهمیم به کار معتاد شده‌ایم؟

برای بررسی اینکه این اختلال در ما وجود دارد یا نه، می‌‌توانیم به سؤالات زیر توجه کنیم؛ اگر حداقل ۴ علامت از علایم زیر را داشته باشیم (یعنی به ۴ سؤال از ۷ سؤال زیر پاسخ «اغلب» یا «همیشه» بدهیم)، بهتر است به مداخله‌ای برای تغییر این زمینه فکر کنیم. این پرسش‌ها از «مقیاس اعتیاد به کار برگن» است:

✓ مدام فکر می‌کنید چگونه می‌توانید زمان بیشتری را برای کار اختصاص بدهید؛

✓ بیشتر از آنچه که با خود قرار گذاشته‌اید، کار می‌کنید؛

✓ برای کاهش احساس گناه، اضطراب، درماندگی یا افسردگی کار می‌کنید؛

✓ دیگران از شما می‌خواهند کار را کنار بگذارید اما شما توجه نمی‌کنید؛

✓ اگر از کار منع شوید، دچار استرس می‌شوید؛

✓ شما سرگرمی، فعالیت اوقات فراغت یا ورزش را به خاطر کار به تعویق می‌اندازید؛

✓ شما آنقدر کار می‌کنید که آثار منفی بر سلامتتان گذاشته است.

 

  • توصیه‌های تکمیلی برای ترک اعتیاد به کار

۱- درمانگران شناختی به این افراد آموزش می‌دهند تا افکار نادرست خود را به چالش بکشند. این افراد باید بیامورند به جای کلمه «باید» از «سعی می‌کنم» استفاده کنند.

۲- به کار بردن خودگویی‌های منطقی‌تر و واقع‌بینانه‌تر به این افراد کمک می‌کند تا در عمل برای خود محدودیت‌هایی قایل شوند و خودآگاهی را در آنها افزایش می‌دهد.

۳- شرکت در گروه‌درمانی نیز می‌تواند به تعدیل شیوه زندگی این افراد کمک کند. مصاحبه انگیزشی از جمله کارهایی است که آمادگی فرد را برای تغییر می‌سنجد و به او در آگاهی از مشکل کمک می‌کند.

۴- مانند هر اعتیادی، این نوع اعتیاد هم به سختی توسط افراد مبتلا به ‌عنوان یک مشکل پذیرفته می‌شود. به همین علت به این پدیده کمتر از حد واقعی بها داده می‌شود. جدی نگرفتن و درمان نکردن این اختلال می‌تواند آثار منفی بر کار و زندگی فرد بگذارد.

 

عارفه منجم / درودها

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی