امروز

دوشنبه, ۳۰ دی , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۷:۵۹ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

 

  • اختلال دوقطبی همان اختلال چند شخصیتی،است؟

بسیاری از افراد، اختلال دوقطبی را با «اختلال چند شخصیتی» که اغلب در فیلم­ های سینمایی با آن آشنا شده­‌اند، اشتباه می­‌گیرند؛ در حالی که هیچ ارتباطی میان آنها نیست.
مبتلایان به اختلال دوقطبی در صورت پیگیری درمان دارویی (که اساس درمان آنهاست) و تبعیت از دستورات پزشک، ممکن است در فواصل دوره­‌های آشفتگی، زندگی کاملاً عادی داشته باشند، به تحصیلات خود تا بالاترین درجه آن ادامه دهند، به موفقیت­‌های بزرگ شغلی دست یابند و روابط اجتماعی کاملاً عادی و حتی بهتر از بسیاری از افراد غیر مبتلا داشته باشند.
چنین اهدافی برای بسیاری از افراد مبتلا قابل دستیابی است و البته برای آن دسته از کسانی که بهبودی کامل نمی‌یابند یا مشکلاتی در عملکرد اجتماعی، شغلی، تحصیلی یا خانوادگی خود دارند، کماکان پیگیری درمان برای نزدیک شدن به اهداف بالا بهترین راهکار است و همواره امید برای عملکرد بهتر و بهتر وجود دارد.

 

اختلال دوقطبی چیست؟

ویژگی اصلی اختلال دوقطبی، «سیر دوره‌‌ای» آن است؛ به شکلی که فرد به تناوب مدتی را در شرایط بیمارگونه و مدتی را در بهبودی کامل یا نسبی سپری می‌‌کند. آشفتگی اصلی در این اختلال آن است که «خُلق» یا «روحیه» یا «احساس درونی مستمر» فرد دستخوش دگرگونی می‌‌شود.

در اختلال افسردگی نیز «خُلق» دچار دگرگونی است، اما اختلال دوقطبی دارای این تفاوت است که فرد مبتلا به جز سابقه احتمالی افسردگی، دست‌کم یک بار دوره­ای از زندگی خود را در حالت به اصطلاح شیدایی (مانیا) سپری می­کند. البته علایم این دوره ممکن است خفیف باشد که در این صورت «نیمه­‌شیدایی» (هایپومانیا) نامیده می‌‌شود.

افرادی که تجربه­‌ای از مانیا دارند دچار اختلال دوقطبی نوع یک، و کسانی که سابقه افسردگی شدید دارند و دوره یا دوره‌‌هایی از هایپومانیا را نیز گذرانده‌­اند مبتلا به اختلال دوقطبی نوع دو تلقی می‌‌شوند. نوع خفیف‌‌تری از اختلال دوقطبی نیز وجود دارد که در آن فرد به شکل مزمن (طولانی‌‌مدت) و متناوب یا در وضعیت افسردگی خفیف است و یا در حالت نیمه‌‌شیدایی.
به این اختلال، «سایکلوتایمیا» گفته می‌‌شود و فرد مبتلا به آن برخلاف اختلال دوقطبی نوع یک و دو، در بیشتر روزها در وضعیت خُلقی غیرعادی است.

 

  • علایم دوره شیدایی و نیمه‌‌شیدایی

فهرست این علایم به شرح زیر است و در نمونه بالا نیز برخی از علایم زیر قابل شناسایی است:

۱- احساس شادی بیش از حد (خُلق بالا)،

۲- عصبانیت بیش از حد (تحریک‌‌پذیری)،

۳- فعالیت هدفمند بیش از حد،

۴- خودبزرگ‌‌بینی،

۵- کم شدن نیاز به خواب (خستگی‌‌ناپذیری)،

۶- پُرحرفی،

۷- پراکنده‌‌گویی/افکار پراکنده،

۸- حواس‌‌پرتی،

۹- بی‌‌قراری،

۱۰- ولخرجی و بی‌‌احتیاطی‌‌های بیش از حد

این علایم اغلب بیش از چهار روز طول می‌‌کشد و ممکن است تا چند ماه ادامه یابد. طبق تعریف، دوره نیمه‌‌شیدایی خفیف‌‌تر از دوره شیدایی و معمولاً کوتاه است.

 

  • آیا اختلال دوقطبی انواعی دارد؟

۱) اختلال دوقطبی نوع یک

۲) اختلال دوقطبی نوع دو

و ۳) اختلال خلق ادواری (سایکلوتایمیک)

بیشترین آشفتگی خُلقی که در افراد مبتلا به هر یک از این انواع سه­‌گانه بروز می­‌کند، از نوع دوره‌­های افسردگی است. به عبارت دیگر، آنها بیشتر در وضعیت افسردگی هستند تا در حالت (نیمه)شیدایی، و بیشتر در وضعیت افسرده به پزشک مراجعه می­‌کنند. اما آن­چه این سه نوع را از هم متمایز می­کند به این شرح است:

الف- اگر فرد دست­‌کم یک دوره شیدایی را تجربه کرده باشد، دچار اختلال دوقطبی نوع یک است.

ب- اگر فرد به جز دوره یا دوره‌­های افسردگی شدید (با نام علمی «ماژور» یا «اساسی»)، دست­‌کم یک دوره نیمه­‌شیدایی را تجربه کرده باشد (و نه هرگز دوره شیدایی)، مبتلا به اختلال دوقطبی نوع دو است.

ج- اگر فرد به مدت طولانی (بیش از دو سال)، در بیشتر اوقات در دوره­‌های افسردگی خفیف و نیمه­‌شیدایی (که گاه و بی­‌گاه به هم تبدیل می­‌شوند) باشد، دچار اختلال خلق ادواری است.

البته شکل یا اشکال خفیف­‌تری از اختلال دوقطبی نیز تعریف شده که هنوز مورد اجماع صاحب­‌نظران نیست.

 

  • مدیریت بحران‌‌ها

خانواده فرد مبتلا ممکن است گاهی در شرایط دشواری قرار گیرد. رفتار های مزاحم یا پرخاشگرانه بیمار در دوره شیدایی، و احتمال تمایل او به خودکشی در دوره افسردگی از جمله این دشواری‌‌هاست.

تلاش نزدیکان بیمار برای درک کردن او، ابراز حمایت از او، و دور نگه داشتن او از تنش‌‌های محیطی و خانوادگی از اهمیت زیادی برخوردار است. همچنین باید ضمن توجه به شرایط خُلقی و رفتاری بیمار، به استقلال فردی او احترام گذاشت و از توصیه‌‌های پی‌‌درپی و مداخلات بی‌‌مورد اجتناب کرد. «انگ زدن»، انتقاد مکرر، و خطاب‌‌های غیرمحترمانه شرایط بیمار و خانواده را دشوار می‌‌کند.

البته انجام این موارد همیشه کار ساده‌‌ای نیست و گاهی اطرافیان بیمار به دلیل ناتوانی در کنترل خشم خود یا ناتوانی در درک کردن بیمار نمی‌‌توانند به کنترل آشفتگی‌‌های او کمک کنند و حتی خود ممکن است عامل وخامت شرایط باشند. بنابراین گاهی لازم است اطرافیان بیمار برای ارزیابی رفتارهای خود با روان‌‌پزشک مشورت کنند. «مهارت‌‌های اجتماعی و ارتباطی»، «روش‌‌های کنترل خشم»، «روش‌‌های کنترل اضطراب» و «روش‌‌های حل مسأله» همگی قابل آموزش به بیمار و افراد خانواده اوست.

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی