امروز

دوشنبه, ۲۵ شهریور , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۳:۵۹ بعد از ظهر

سایز متن   /

آیا از نوروفیدبک اطلاعات کافی دارید؟
برای چه درمان هایی از نورو فیدبک می توانیم استفاده نماییم؟
آیا نوروفیدبک یک روش درمانی مکمل است و در کنار استفاده از آن دارو یا کارهای دیگر روان درمانی نیز باید انجام شود؟

نوروفیدبک نوعی تکنیک رفتاردرمانی است که به کمک نوار مغزی اجرا می‌شود. در این روش حسگرهایی به کار گرفته می‌شود که روی پوست سر تعبیه شده و به آمپلی‌فایر و رایانه متصل است. در این فرایند، امواج مغزی ثبت می‌‌شود و با هدایت رایانه بازخوردهای تصویری (به شکل بازی ویدیویی) و شنیداری به فرد داده می‌شود. این بازخوردها تغییرات فعالیت مغز فرد را به او گوشزد می‌‌کند و او می تواند با تغییر فعالیت مغزی خود به بازی ادامه دهد. فرد به کمک این بازخوردها و طی فرایند شرطی شدن، به تدریج یاد می گیرد که چگونه الگوی امواج مغزی و فعالیت مغز خود را تنظیم کند. نوروفیدبک در واقع نوع خاصی از روش بیوفیدبک است که سال هاست عمدتاً به منظور آرام‌سازی در افراد مضطرب به کار می رود.

نوروفیدبک برای درمان اختلالات مختلفی مورد آزمایش قرار گرفته است که در این میان می‌‌توان به اختلال بیش فعالی- نقص توجه (ADHD)، اوتیسم، اعتیاد، پرخاشگری، تیک، اختلال یادگیری و اختلالات افسردگی و اضطرابی اشاره کرد. بیشترین پژوهش‌‌ها و نتیجه‌‌گیری‌های امیدبخش در بین اختلالات نامبرده مربوط به ADHD است.

این اختلال عموماً از دوران کودکی آغاز می‌‌شود و در حدود نیمی از موارد تا سنین بزرگسالی ادامه می‌‌یابد. علایم این اختلال در سه دسته اصلی بیش‌‌فعالی، تکانشگری (به معنای واکنش‌های ناگهانی بدون تأمل) و نقص توجه بروز می‌‌کند و نوروفیدبک عمدتاً در درمان علایم دسته سوم (نقص توجه) مطرح شده است.

کورتیس و همکاران (۲۰۱۶) برای جمع‌بندی نتایج این پژوهش‌‌ها، از روشی به نام متاآنالیز (فراتحلیل) استفاده کردند. این روش که شیوه‌‌ای مرسوم در این زمینه است، اطلاعات همه پژوهش‌های مرتبط را در یک ظرف می‌‌ریزد و با روش‌‌های آماری، اثربخشی نهایی درمان مورد نظر را گزارش می‌‌کند. در بررسی کورتیس و همکاران، ۱۳ پژوهش واجد صلاحیت برای ورود به ظرف مذکور دانسته شد و اطلاعات ۵۲۰ نفر مبتلا به ADHD در تحلیل وارد شد.

آنها گزارش کردند که نوروفیدبک در حالت کلی در درمان علایم ADHD مؤثر به نظر می‌‌رسد، اما این اثربخشی پس از در نظرگرفتن یکی از استانداردهای مهم پژوهشی، دیگر وجود نخواهد داشت. این استاندارد عبارت است از «بی‌‌خبر بودن افراد ارزیابی کننده علایم از شیوه درمان اجرا شده». در واقع، به هنگام مقایسه یک روش درمانی با روش دیگر، افراد ارزیابی کننده نتیجه درمان باید از روش درمانی مورد استفاده بی‌‌خبر باشند تا قضاوت آنها تحت تأثیر پیش‌‌زمینه ذهنی خود و نظر قبلی‌شان در مورد آن درمان قرار نگیرد. این متاآنالیز نشان داد که اگر تنها نظر ارزیابی کننده‌‌های بی‌‌خبر از نوع روش اجرا شده ملاک قرار گیرد، نوروفیدبک تأثیری در درمان ندارد.

در مجموع با اطلاعات فعلی، نمی‌توان نوروفیدبک را در عمل جایگزین درمان‌های مورد تأیید و شناخته‌ ‌شده اختلال نقص توجه-بیش‌فعالی دانست و برای به کارگیری آن نباید اغراق کرد. در هر صورت، مطالعات در این زمینه در جریان است و ممکن است با بهبود و ارتقای روش اجرا نتایج بهتری حاصل شود؛ همان‌طور که هم‌اکنون شیوه‌‌های پیشرفته‌‌تری در اجرای نوروفیدبک در حال بررسی است.

باید اضافه کرد که با توجه به تعداد جلسات زیادی که برای انجام نوروفیدبک لازم است، به هنگام بررسی اثربخشی آن در مقایسه با سایر روش‌‌های درمانی، ضروری است که یک عامل مداخله‌‌گر دیگر را نیز در نظر داشت. این عامل که به آن در اغلب مطالعات توجه نشده، عبارت است از «اثر رابطه درمانگر و بیمار».

در طول ۳۰ تا ۴۰ جلسه درمانی، بیمار به طور مرتب از برنامه نوروفیدبک و نیز از مجری آن «بازخورد مثبت» می‌‌گیرد و این اثری است که برای درک اثر خالص درمانی نوروفیدبک باید محاسبه یا کنترل شود.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی