امروز

جمعه, ۳ خرداد , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۲:۳۱ قبل از ظهر

سایز متن   /

✔️ اضطراب به‌عنوان پاسخ آموخته‌شده
✔️ اضطراب به‌عنوان یک تعارض ناهشیار
✔️ اضطراب در معنای نداشتن کنترل

روانشناسان برای تبیین این‌گونه واکنش‌ها و واکنش‌هائی که در روبه‌رو شدن با شکل‌های دیگر فشار روانی ابراز می‌شود مفهوم اضطراب را به میان آورده‌اند. فرض بر این است که هر موقعیتی که بهزیستی جاندار را به خطر می‌اندازد حالت اضطراب به‌وجود می‌آورد. تعارض‌ها و گونه‌های دیگر ناکامی یکی از خاستگاه‌های اضطراب هستند. همچنین خطر آسیب بدنی، به خطر افتادن عزت نفس، و وارد آمدن فشار برای انجام کارهائی فراتر از توانمندی‌های آدمی، در وی اضطراب ایجاد می‌کنند. منظور از اضطراب، هیجان ناخوشایندی است که با اصطلاحاتی مانند ‘نگرانی’ ‘دلشوره’ ‘وحشت’ و ‘ترس’ بیان می‌شود و همهٔ ما آدمیان درجاتی از آن را گاه گاه تجربه می‌کنیم. از آنجا که دربارهٔ تعریف دقیق‌تر اضطراب همرائی وجود ندارد بنابراین در اینجا کوششی برای ارائه آن نمی‌کنیم.

فروید از نخستین کسانی بود که اضطراب را دارای اهمیت فراوانی شمردند. وی بیان اضطراب عینی و اضطراب روان‌رنجور تمایزی قائل شد، به این ترتیب که اولی را پاسخی واقع‌بینانه در برابر خطری برونی و همسان با ترس و دومی را اضطرابی که ریشه در یک تعارض ناهشیار درونی دارد محسوب کرد. در اضطراب روان‌رنجور چون تعارض خود یک امر ناهشیار است بنابراین آدمی سبب اضطرابش را نمی‌داند. هنوز بسیاری از روانشناسان تمایز بین ترس و اضطراب را معتبر می‌شمرند. در عین حال، چون خواه بر پایهٔ پاسخ‌های فیزیولوژیائی و خواه توصیف‌هائی که آدمی از احساساتش به‌دست می‌دهد، هنوز نمی‌توان بین این دو هیجان تمایز قائل شد، ما این دو اصطلاح را مترادف می‌شماریم. از آنجا که اضطراب به درجات گوناگونی، از دلشورهٔ خفیف گرفته تا وحشت روی می‌دهد، بنابراین آگاهی آدمی نسبت به سبب ناراحتی خویش نیز احتمالاً درجات گوناگونی دارد. اگرچه کسانی که دچار تعارض‌های درونی هستند نمی‌توانند به‌ روشنی همهٔ عوامل اضطراب خود را مشخص کنند لیکن غالباً تصوراتی دربارهٔ علت آن برای خود دارند.

در اضطراب روان‌رنجور چون تعارض خود یک امر ناهشیار است بنابراین آدمی سبب اضطرابش را نمی‌داند. هنوز بسیاری از روانشناسان تمایز بین ترس و اضطراب را معتبر می‌شمرند. در عین حال، چون خواه بر پایهٔ پاسخ‌های فیزیولوژیائی و خواه توصیف‌هائی که آدمی از احساساتش به‌دست می‌دهد، هنوز نمی‌توان بین این دو هیجان تمایز قائل شد، ما این دو اصطلاح را مترادف می‌شماریم. از آنجا که اضطراب به درجات گوناگونی، از دلشورهٔ خفیف گرفته تا وحشت روی می‌دهد، بنابراین آگاهی آدمی نسبت به سبب ناراحتی خویش نیز احتمالاً درجات گوناگونی دارد. اگرچه کسانی که دچار تعارض‌های درونی هستند نمی‌توانند به‌ روشنی همهٔ عوامل اضطراب خود را مشخص کنند لیکن غالباً تصوراتی دربارهٔ علت آن برای خود دارند.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی