امروز

سه شنبه, ۱۹ آذر , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۰:۵۵ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

  • تکنیک های تنظیم هیجان : مداخلات درمانی برای نگرانی

وقتی که احساس اضطراب می کنید، چه افکاری به ذهنتان خطور می کند؟ وقتی که نگران هستید، چطور؟ وقتی که مضطرب هستید، آیا هیچ گونه تصویر یا صحنه ای به ذهنتان می آید؟ آیا پیش بینی هایی می کنید که باعث ناراحتی شما بشوند؟ فکر می کنید در آینده حوادث ناگواری برای شما پیش می آید؟ اغلب بیماران در تکنیک خودبازبینی نگرانی، در تمایز نگرانی از احساس، گیج و سردرگم می شوند. مشکل شایع دیگر، این است که بیماران به جای پیش بینی های دقیق، اغلب جملاتی مبهم و کلی می گویند. مثل: در امتحان خوب عمل نخواهم کرد یا سرجلسه امتحان نفسم بند می آید.

بیماران را تشویق کنیم از خودشان سوالاتی را بپرسند که با W شروع می شود، مثل: افرادی که با تجربه پراسترس مقابله می کنند، افزایش شدت هیجان را تجربه خواهند کرد که خود می تواند علت دیگری برای ایجاد استرس بوده و میزان هیجان را بیش از پیش افزایش دهد. بدتنظیمی هیجان می تواند به صورت تشدید بیش از حد هیجان و یا غیرفعال شدن بیش از حد هیجان تظاهر کند. غیرفعال شدن بیش از حد هیجان، شامل تجربیات گسستی است، مانند دگرسان بینی خود، دگرسان بینی محیط، دونیم سازی، یا رخوت هیجانی در بافتار تجربیاتی که انتظار می رود و در حالت طبیعی، سبب احساس درجات یا شدت هایی خاص از هیجان شوند.

 

تنظیم هیجان می تواند شامل هر نوع راهبرد مقابله باشد که فرد در هنگام رویارویی با شدتی ناخواسته از هیجان، از آن استفاده می کند. فولکمن و لازاروس (۱۹۸۸) هشت راهبرد را برای مقابله با هیجان شناسایی کرده اند: مواجهه ای (مثل: ابراز وجود)، فاصله گرفتن، خویشتن داری، طلب حمایت های اجتماعی، پذیرش مسئولیت، گریز-اجتناب، حل مساله به صورت برنامه ریزی شده و ارزیابی مجدد مثبت.

در سالیان اخیر، توجهی روز افزون نسبت به نقش پردازش و تنظیم هیجانی در انواع گوناگونی از اختلالات معطوف شده است. پردازش هیجانی از طریق فعال سازی طرح وارۀ ترس در حین مواجهه، در درمان هراس های اختصاصی و هر یک از اختلالات اضطرابی نقش دارد (بارلو، آلن، و کوئیت، ۲۰۰۴؛ فوآ و کوزاک، ۱۹۸۶). تنظیم هیجان در درمان اختلال اضطرابی فراگیر (GAD) نیز نقش دارد. پژوهشگران نشان داده اند که نشخوار فکری نوعی شیوۀ شناختی پرمخاطره برای ابتلا به افسردگی بوده (نولن-هوکسما، ۲۰۰۰) و در ضمن به عنوان نوعی راهبرد برای اجتناب هیجانی یا تجربی نیز مفهوم سازی شده است(کریب، مولدز و کارتر، ۲۰۰۶).

هیز و همکارانش اجتناب تجربتی را مطرح کرده اند فرایندی که زیربنای حالات گوناگونی از روان نژندی به شمار می رود (هیز، ویلسون، گیفورد، فولت و استروسال، ۱۹۹۶). نخستین و جامع ترین مطالعه که بر نقش برهم خوردن تنظیم هیجان در اختلال بالینی خاص تاکید ورزیده است، مطالعه نظری خانم لینهان بر روی نحوۀ ایجاد اختلال شخصیت مرزی بوده است. در مفهوم سازی خود، این اختلال را شامل برهم خوردن فراگیر تنظیم هیجان می دانست که از تعامل آسیب پذیری زیست شناختی نسبت به هیجان ها و محیط اعتبارزدا مراقبت نشات می گیرد. این محیط دارای سه ویژگی تعیین کننده است.
نخست آنکه، با شیوه ای انتقادی، تنبیهی، یا بی اعتنا، به کودکی که از نظر هیجانی آسیب پذیر است، پاسخ داده و بدین ترتیب، آسیب پذیری هیجانی این کودک را تشدید می کند.

دوم آنکه، به نحوی آشفته به تظاهرات شدید هیجانی پاسخ داده و آنها را به صورت متناوب تقویت می کند.
سوم آنکه، حل مساله را بیش از حد ساده می انگارد. در نتیجه، محیط اعتبارزدا مهارت های لازم برای تنظیم هیجان های شدید را آموزش دهد.

انواع بسیار گوناگونی از راهبردهای تنظیم هیجان وجود دارد که ممکن است مفید باشند یا نباشند. در فراتحلیلی که به تازگی بر روی راهبردهای تنظیم هیجان، در انواع گوناگونی از اختلالات انجام گرفته، مشخص شده است که رایج ترین راهبرد عبارتند از: نشخوار فکری و سپس اجتناب، حل مساله؛ و سرکوب؛ در این میان، تاکید به نسبت کمتری بر ارزیابی مجدد و پذیرش صورت می گیرد (الدائو، نولن-هوکسما و شوایزر، ۲۰۱۰).

 

منبع:
تکنیک های تنظیم هیجان در روان درمانی. رابرت ال.لی هی، دنیس تیرچ، لیزا ا. ناپولیتانو. ترجمه: دکترعبدالرضا منصوری راد. انتشارات ارجمند. ۱۳۹۳

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی