امروز

سه شنبه, ۱۹ آذر , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۲:۰۶ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

  • بافتارگرایی کارکردی (۲) : درمان های موج سوم روانشناسی

تاثیر عملگرایانه اهداف بافتار گرایی:

هدف مورد انتخاب در بافتارگرایی اختیاری است. البته نه باین معنا که هیچ تفاوت و ترجیحی وجود ندارد. بلکه باین معنا که هدف پیش تحلیلی است، هدف ابزار تحلیل است نه نتیجه تحلیل بنابراین نه بافتارگرایان کارکردی و نه بافتارگرایان توصیفی ادعا نمیکنن که هدف آنها هدف درستی است یا تنها هدفی است که باید انتخاب شود با این حال میتوانیم امتحان کنیم که وقتی اهداف مختلف برگزیده میشود چه اتفاقی می‌افتد.

در میان تمام اهداف بافتارگرایی کارکردی اثرگذاری از همه مهمتر است. ویژگی بافتاری که در تحلیل بافتاری انتخاب میشوند آنهایی هستند که در رسیدن به این اهداف تحلیل راهگشا می‌شوند. ما اگر میخواهیم تحلیلی انجام بدهیم که به پیشبینی و اثر گذاری ب عنوان هدفی یکپارچه دست پیدا کند پس نمیتوانیم تحلیلی را قبول کنیم که صرفا آن ویژگی هایی را مدنظر قرار دهد که فقط در دستیابی به پیشبینی کمک می‌کند اما در دستیابی به اثر گذاری بطور سرراستی فایده ای ندارد

تحلیل کلامی قواعدی برای مردم تولید می‌کند نه دنیا. اگر به دنبال پیشبینی و اثر گذاری هستیم بایستی قواعدی داشته باشیم که با محیط شروع میشود.منظور از محیط در اینجا دنیای خارج از رفتار است. این همانجایی است که ما پیروان قواعد قرار داریم، در دنیایی بالقوه قابل دستکاری که سامانه رفتاری در آن بررسی میشود پس برای اثر گذاری بر رفتار دیگران بایستی که بافتار دستکاری شود – دستکاری مستقیم رفتار هیچگاه ممکن نیست. اسکینر این اصل را اینگونه بیان کرده است: در عمل همه شیوه‌های تغییر ذهن انسان بدستکاری محیط او اعم از کلامی یا غیر کلامی کاسته می شود. بعنوان مثال برای یک ماشین نگر کاملا معنی دار است که بگوید مراجع من این کار را انجام داد بخاطر اینکه آنطور فکر کرد. وقتی بافتارگرایی کارکردی این جمله را بررسی می‌کند کلمه مورد انتقاد ” بخاطر اینکه ” است. یک اقدام میتواند به ما کمک کند تا اقدام دیگری را پیش‌بینی کنیم اما نمیتوانیم از این مشاهده برای دستیابی به هدف واحد پیش‌بینی و اثرگذاری سود ببریم مگر اینکه گفته شود:

۱_ در چه بافتاری هردو نوع فعالیت انجام یافته و
۲_ در چه بافتاری یک نوع از فعالیت به دیگری مرتبط می‌شود.

چنین حکمی بخاطر دلیل ساده ای درست است: تفکر نیز یک اقدام در بافتار است پس گزاره ” مراجع من این را بخاطر آن فکری ک در سر داشت انجام داد ” در واقع مثل این است که بگوییم: مراجع من این را بخاطر آن انجام داد. اقدام ها تنها بواسطه تغییر بافتار تغییر می‌کند، بنابراین رابطه بین یک شکل از اقدام و دیگری (بین شناخت و رفتار) میتواند برای پیشبینی رفتار مفید باشد اما بتنهایی برای اثر گذاری بر آن کافی نیست.

این یکی از مبناهای فلسفی اکت است و آن چیزی است که این رویکرد را از درمان شناختی، بخش بزرگی از رفتار درمانی سنتی و بسیاری از دیگر دیدگاه ها متفاوت می کند. درمانگر اکت بجای تغییر دادن فرم تجربه درونی تلاش می‌کند تا با دستکاری کردن بافتاری که برخی از انواع فعالیت ها ( نظیر افکار و احساسات) معمولا با دیگر انواع آن ( نظیر رفتار آشکار) ارتباط پیدا می‌کند کارکرد تجربه درونی را تغییر دهد.

این تمرکز بر اهداف تحلیل در اکت هم بخوبی بازتاب یافته است در اکت بتعیین اهداف در سطح فردی تاکید بسیار زیادی میشود همه اقدامها براساس اهداف و ارزشهای منتخب مراجع ارزیابی میشود و مسئله اصلی کارآمدی است نه رسیدن به حقیقت عینی، بنابراین چهار خصلت عمده بافتارگرایی کارکردی ( کل رویداد، بافتار، حقیقت و اهداف) وقتی پای درمان ب میان می‌آید تجربه های خشک و خالی نیستند بلکه اینها مفروضه های آشکاری هستند که در دل اکت جای دارند.

برای بافتارگرایان کارکردی اثرگذاری صرفا یک راه‌حل یا توسعه کاربردی دانش پایه نیس بلکه معیاری برای روانشناسی بنیادی و کاربردی است بنابراین در این دیدگاه دیگر دغدغه های عملگرایانه بالینگر از دغدغه های تحلیلی پژوهشگر جدا نیست. موضع غیر وجود شناختی و تاکید بسیار زیاد بافتاری بافتارگرایی کارکردی نوری جدید به تاریکی مسئله ای قدیمی می‌اندازد بعنوان مثال مراجعی را فرض کنید که میگوید نمیتونم خانه ام را ترک کنم چون اگر این کار را بکنم دچار حمله هراس خواهم شد، یک درمانگر مکانیک نگر بدنبال مفهم این است که فرد چرا مبتلا به حمله هراس است یا چطور میتوان حمله هراس را کاهش داد اما بافتارگرایی کارکردی گزینه های دیگری را پیشرو می گذارد:

  • بافتارگرایی کارکردی

۱_ به شکل یک رفتار نگاه کند و بدنبال بررسی این نکته باشد که در کدام بافتار چنین چیزی می گوید.
۲_ به ساختار جهان در اجزایش توجه کند و این کار را بدون جستجوی واقعیت توصیف های مراجع یا رابطه علت و معلولی مفروض بین آنها انجام بدهد.
۳_ بدنبال بافتارهای محیطی باشد که در آن حمله هراس بطور کارکردی بترک نکردن خانه مرتبط می‌شود. او در این مسیر بایستی بجای آنکه لزوماً بدنبال تغییر حمله هراس باشد بهتر است روی هدف تغییر بافتارهای محیطی مذکور تمرکز کند.
۴_ بجملات مراجع بشکل بخشی از یک رشته اقدام نگاه کند و بنابراین بدنبال رشته اقدام هایی باشد که همین جمله درون آنها می‌تواند فرایند مثبتی را بوجود بیاورد.
بعبارت دیگر رویکرد بافتارگرایی کارکردی بالینگر را تشویق می‌کند بجای آنکه بلافاصله وارد محتوای تحت اللفظی جمله مراجع شود باقدام مراجع و بافتار آن توجه کند. با پیروی از این رویکرد تمامی تحلیل مطیع اهداف کاربردی و تحلیلی بالینگر و مراجع می شود.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی