امروز

چهارشنبه, ۲۹ آبان , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۷:۴۶ بعد از ظهر

سایز متن   /

روابط بلندمدت هیجانی با فرزند

 

ما به عنوان والد روابط توام با علاقه، بلندمدت و معنادار با فرزندانمان داریم. درک نقش هیجانات در چگونگی ارتباط ما با یکدیگر اثری مهم دارد. معمولا ما از طریق سهیم شدن در هیجانات، ارتباط و پیوند جویی خود را با دیگران می سازیم. ارتباطی که دربرگیرنده درک ما از هیجانات است، درک همدلانه و empathic از هیجانات فرزندمان، بنیادی اساسی برای روابط در طول زندگی خواهد بود.

هیجانات هم تجربه های درونی، و هم تجربه های بین فردی ما را شکل می دهند و ذهن ما را با آنچه که معنا دارد، به تصویر می کشد. زمانی که ما از هیجانات خود آگاهی داریم می توانیم آن ها را با دیگران سهیم شویم و زندگی خود را غنی تر سازیم.

 

والدین و ارتباطات هیجانی

 

والدین با داشتن توانایی گفت و گو و برقراری ارتباط در باره هیجانات، به تحول سرزنده دلی و همدلی رابطه با فرزندان کمک بسزایی می کنند. رابطه بالنده در برگیرنده سهیم شدن و تقویت هیجانات مثبت و آرام سازی و کاهش هیجانات منفی است.

ما ممکن است یک هیجان را زمانی که آن را احساس می کنیم بشناسیم و توضیح آن بسیار دشوار باشد. هیجان غالباً به عنوان گستره ای از احساسات که ما می توانیم در خود حس کنیم و در دیگران ادراک کنیم تعریف شده است. مثلا در قالب کلماتی مانند: غمگینی، خشم، ترس، شادی، تنفر یا شرم مطرح می شود. این هیجانات در اکثر فرهنگ های گوناگون در سراسر جهان وجود دارد.

 

 

تجربه یک رابطه با فرزندتان

 

تصور کنید فرزند شما از بازی در حیاط با هیجان بسیار از کفشدوزک های رنگارنگی که در یک شیشه جمع کرده است و می گویدک « نگاه کن، مامان. نگاه کن ببین چه چیزی پیدا کردم. آیا آنها خوشگل نیستند؟ تنها چیزی که شما در نظر می گیرید امکان آزاد شدن کفشدوزها در خانه است. از این رو با ناراحتی و بسیار آمرانه فریاد می زنید: « این چیزهای چندش آور را همین الان از اینجا بیرون ببر».
فرزند شما شروع به اعتراض می کند و می گوید: « ولی مامان شما حتی به آنها نگاه نکردی، ببین بالهای آنها سبز است». شما نگاهی گذرا به شیشه ای که در دست اوست می اندازید، دست او را با خشونت می گیرید و او را با فشار به طرف در می کشانید و تذکر می دهید: « حشرات خارج از خانه زندگی می کنند و باید بیرون از خانه باشند».

 

 

پیامد یک رابطه نادرست

 

در چنین موقعیتی پیامد رابطه نادرست با فرزندتان چیست؟ تجربه هیجانی کودک کاملاً از بین رفته است. شادی و نشاط او با دیگران تقسیم و سهیم نشده است. فرزندتان در مورد معنای و ارزش ان تجربه دچار سردرگمی و گیجی شده است. او احساس «خوب» و هیجان زده در مورد کشف خود داشت و می خواست در این احساس با دیگران شریک شود. به جای این تجربه، با او به گونه ای برخورد شد که گویی او «بد» است. یک ارتباط و پیوند معنادار، می توانست به تجربه او ارزش و اعتبار بدهد و والد او می توانست در شگفتی و کشف او شریک شود.

البته منظور این نخواهد بود که شما مجبورید با حشرات زندگی کنید بلکه مهم است قبل از تغییر رفتار بیرونی کودک، خود را با تجربه درونی کودکتان آشنا کنید. خود را در سطح او قرار دهید، یک رفتار گشوده داشته باشید. به آنچه می خواهد به شما نشان دهد به طور دقیق نگاه کنید و کنجکاوی و شگفت زدگی و علاقمندی خود را در طنین صدایتان نشان دهید.  مثلا بگویید: « بگذار ببینم، چقدر زیباست! آنها کفش دوزهای رنگین هستند، مگه نه؟ مرسی که آنها را به من نشون دادی. آنها رو از کجا پیدا کردی؟»، «فکر نمی کنی اونها خوشحال تر خواهند بود بیرون خونه زندگی کنند؟»

 

این رفتار شما روابط با فرزندتان را تحکیم می بخشد. زیرا کودک متوجه می شود که نظرات و هیجانات او برای والدش ارزش دارد. پس فرزندتان احساس بهتر و مثبت تری از خود پیدا می کند. زمانی که والد با هیجانات فرزند خود مانوس می شود، تجربه کودک از خودش این گونه شکل می گیرد که او موجودی «خوب» است. پیوندهای هیجانی برای کودک معنادار می شود.

 

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی