امروز

جمعه, ۳ خرداد , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۲:۲۸ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

 

چرا بچه‌دار می‌شویم؟

 

یکی از بزرگ‌ترین ترس‌های بشر، ترس از مرگ است، به همین خاطر افراد به دنبال راهی برای ادامه خود هستند. پیدا کردن این راه ‏می‌تواند شدیداً اضطراب مرگ آن‌ها را کنترل کند، زیرا به آن‌ها این حس را می‌دهد که بعد از مرگ هم می‌توانند وجود داشته باشند. ‏یکی از علل ترس از مرگ، ترس از “نیستی” است، پس با وجود یک میراث، انگار که افراد بعد از مرگ‌شان هنوز وجود دارند. انسان‌ها ‏برای این کار راه‌های مختلفی را امتحان می‌کنند. مثلا هنرمندان آثار هنریِ خود را به عنوان میراثی می‌دانند که نام‌شان را زنده نگه ‏می‌دارد. ولی رایج‌ترین و دم دست‌ترین راه برای این کار فرزندآوری است‎.‎

 

بخش بزرگی از بچه‌دار شدن افراد به دلیل رفع نیازهای هشیار و ناهشیار خودشان است. این رفع نیاز در گذشته به صورت کاملا آشکار ‏اتفاق می‌افتاد. بچه‌ها در قدیم به عنوان نیروی کار به حساب می‌آمدند و هر چقدر تعداد بچه‌ها در یک خانواده زیاد بود، آن خانواده ‏نیروی کار بیشتری داشت و در نتیجه درآمد بیشتری نیز کسب می‌کرد. هنوز هم در برخی روستاها بچه‌ها به عنوان نیروی کار به ‏حساب می‌آیند و با تخصیص یارانه به کودکان، قشر کم درآمد جامعه، کودک را به عنوان یک درآمد خالص در نظر می‌گیرد و بدون ‏داشتن ابتدایی‌ترین شرایط، به فرزندآوری روی می‌آورند‎.‎

 

به جملاتی که والدین در مورد فرزندان‌شان می‌گویند دقت کنید: «می‌خوام راه رفتنشو ببینم»، «می‌خوام بابا گفتنشو بشنوم»، «می‌خوام ‏وقتی بزرگ شد عصای دستم بشه». آیا در عمقِ تمامِ این جملات چیزی جز خودخواهی و خودشیفتگی نهفته است؟‎!‎

ولی خیلی کمتر می‌شنویم که والدینی بگویند: «می‌خواهم وقتی بزرگ شد، آدم مستقلی باشد»، «می‌خواهم وقتی بزرگ شد به چیزهایی ‏که خودش می‌خواهد برسد». حتی اگر این جملات نیز گفته شود، چنین اتفاتی عملا در خانواده‌های ایرانی نمی افتد. والدین معمولا ‏فرزندان‌شان را ادامه خود می‌بینند و تحقق تمام آرزوهایی که خودشان به آنها نرسیده‌اند را از فرزندان‌شان انتظار دارند‎.‎

 

در یکی از کارگاه‌های اخیر یکی از دوستان سوالی پرسید: آیا نباید کلاس‌های فرزند‌پروری برای والدین اجباری باشد؟

پاسخی که به ‏ذهنم رسید کمی هیجانی بود ولی ترجیح دادم بدون بازداری بیان کنم؛ به نظر می‌رسد به بخش بزرگی از والدین هنوز باید حفاظت ‏فیزیکی از فرزندان را یاد بدهیم، باید به آنها یاد بدهیم برای یک ظرف ماست فرزند خردسال خود را راهیِ خیابان نکنند، باید یاد بدهیم ‏بچه نیازی به آویختن طلا ندارد، باید یاد بدهیم که خردسال را تنها در ماشینِ روشن رها نکنند، اگر از این‌ها گذشتیم حالا نوبت به روانِ ‏کودکان می‌رسد‎.‎

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی