امروز

جمعه, ۲ فروردین , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۵:۱۹ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

 

رشد روانی کودک، همزمان با تولد جسمی او نیست. اگر تولد جسمی کودک در جدایی از رحم مادر و بریدن بند ناف صورت می گیرد، تولد روانی او طی حدوداً پنج سال و طی چندین مرحله انجام می پذیرد که هر مرحله با علایمی مشخص می شود و در رابطه با مادر صورت می گیرد. سیر کلی رشد روانی به این گونه است که، کودک با یک انرژی روانی و استعداد حسی گنگ و شکل ناگرفته و با «خودشیفتگی» (Narcissism) کامل به دنیا می آید. حدود یک ماه اول عمر، تمام انرژی روانی صرف سازگاری جسمی و تنش های فیزیولوژیک کودک می شود و کودک در «خود محوری» و «خود شیفتگی» کامل روزگار می گذراند.

در پایان یک ماهگی، کودک نوعی زندگی «همزی گرانه» را با مادر آغاز می کند که در این دوران به مصداق شعر:
بس که با جان و تنم آمیختی کس نداند این تو هستی یا منم

کودک، جدایی و دوگانگی خود را با مادر تجربه نمی کند و این دوران خوش و راحت، شش ماه به طول می انجامد. در طول این دوران، کودک به شیوه ای «خود شیفته» از مادر که او را بخشی از خود می پنداشته است استفاده می کند. مادر هم برای رشد سلامت کودک باید به این امر تن در دهد و نیازهای خودشیفته ی کودک را برآورده سازد تا این نیاز بدنبال برآورده شدن، مرتفع گردد و کودک دچار ضربه و توقف در این دوره نشود.

 

 

از حدود هفت ماهگی، دوران واقع بینی کودک آغاز می شود و متاسفانه اولین پدیده ای که روبروی کودک قرار می گیرد، پدیده دردناک جدایی او از مادر و دو بینی خود با اوست. ویژگی روانی این دوره، «اضطراب جدایی» نام دارد. کودک هفت ماهه از یک طرف در فشار تکاملی خود برای جدایی و از سوی دیگر در ترس و اضطراب از جدا شدن از نیمه قدرتمند خود (مادر) قرار دارد.

کودک از یکسو استقلال می طلبد و از دیگر سو از همین استقلال وحشت دارد و ترک وابستگی برایش سخت دردناک است. تضادهای این دوره، چنانچه کودک از مادری مهربان و فهمیده که او و اوضاع درونی اش را درک می کند، برخوردار باشد، طی می شود و کودک موجودیت نوپایی که لرزان و نامطمئن است پیدا می کند. در ماه های بعد، این استقلال نو، بصورت خودرایی های افراطی یا «منم منم» های چشمگیر ظاهر می شود.

مرحله ی بعدی که روانکاوی، آن را مرحله ی بازسازی ارتباطی نام می گذارد، دوره ای است که «خودشیفتگی» کودکانه باید فروکش کند و مرزبندی های کودک شکل بگیرد. کودک باید از طریق احترام دیدن، احترام گذاشتن را یاد بگیرد و بیاموزد که نه تنها او بلکه دیگران هم در این دنیا وجود دارند و مرزهای آن ها هم محترم شمردنی است.
در آغاز این دوره، دیدن تفاوت و دیدن مانع برای کودک و نه شنیدن او از اطرافیان، بسیار دردناک است. کودک ابتدا با استفاده از مکانیسم دفاعی «انکار»، آنچه را که دوست ندارد منکر می شود و یا در درون خود نابود می کند. ولی اگر مرحله ی رشد درست طی شود، این دوره هم سپری می گردد و کودک لزومی به کاربرد مکانیسم انکار و سرکوبی پیدا نمی کند.

چگونگی گذر از مراحل فوق، تعیین کننده ی نوع شخصیت کودک در بزرگسالی است. در این چهار پنج ساله ی اول عمر، کودکی که از شرایط خوب مراقبت و پرورش بر خوردار باشد، بتدریج از موجودی متکی و همزی گر، و از موجودی خودشیفته و خودمحور که به دنیا بصورت اشیایی می نگرد که خلق شده اند تا نیازهای او را برآورده کنند، به موجودی مستقل و ملاحظه کار و علاقمند به احساسات و نیازهای خود و دیگران، تبدیل می شود. موجودی واقع بین که هم خود حق دارد، آنگونه که می خواهد باشد، و هم برای دیگران این حق را قائل است.

تسهیل گر رشد و تحول کودکمان باشیم.

کودکان بزرگان فردایند

درودها

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

دیدگاه ها (۲ دیدگاه)

  1. گلشیرازی

    تشکر. استفاده میکنم از مطالب مفیدتان.
    شاد و پاینده باشید…

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

یادداشت ها با نام نویسنده

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی