امروز

جمعه, ۳ خرداد , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۲:۲۸ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

ارتباط هیجانی والدین با کودک

 

حس و احساس و هیجان فرزندتان باید درک کنید چون از این طریق کودک می فهمد نظرات و هیجانات او برای پدر و مادرش ارزش داره و احساس بهتر و مثبت تری از خودش پیدا می کند.

كليه والدين همه روزه با انواع هيجان هاي مختلف كودكان روبه رو مي شوند و در مواردي خود نيز تحت تاثير آن ها قرار مي گيرند. زماني كه كودك از ترسيم نقاشي خود شادو سرمست است و احساس غرور و افتخار مي كند، بديهي است كه پدر و مادر خود را هم در احساس شادي خود شريك مي سازد، و زماني كه پدر و يا مادر، كودك را از جلوي پيشخوان بستني فروش به زور كنار مي كشند، خود نيز از ناكامي كودكشان ناراحت مي شوند.

  • نکات مهم رفتارهاي هيجاني كودكان 

1- درك عميق احساسات گوناگون
2- شناخت روابط بين رفتارها و احساسات
3- رويارو شدن با هيجان ها و احساسات ديگران

 

  • درك احساسات كودكان

بديهي است هر كودكي به شيوه خاص خود به محرك هاي عاطفي واكنش نشان مي دهد. برخي از والدين به تصور اين كه كودكان چيزي نمي فهمند، احساسات آن ها را ناديده مي گيرند و فكر مي كنند كودكان حالت هاي هيجاني خود را خيلي زود فراموش مي كنند و نيازي به هوشياري و توجه وي‍‍ژه ندارند . به عبارت ساده تر هنگامي كه مشاهده مي كنند كودك از موضوعي ناراحت و غمگين شده است مي گويند: مهم نيست، خودش خوب ميشه.

 

 

اما برخي ديگر با مشاهده كم ترين تغيير خلق خود در كودك، درصدد كمك به او برمي آيند تا كودك را هر چه زودتر از گرفتار شده در بحران هاي شديد عاطفي رهايي سازند و افكار مثبت و احساس شادي را جايگزين آن ها كنند. براي گروهي ديگر، نشان دادن احساسات و هيجان هاي دروني شان اساسا مشكل است و از كار احساس ناراحتي مي كنند.

آن ها ممكن است حتي اجازه ندهند كه فرزندانشان نيز احساسات خود را بيان كنند، زيرا بر اين باورند كه كودك نمي تواند احساس خودش را كنترل كند. تشخيص ناراحتي كودكي كه اسباب بازي اش را خواهر، برادر يا كودكي ديگر شكسته است، جندان كار سختي نيست، هم چنين تشخيص شادماني كودكي كه ترانه مودر علاقه اش را، در حالي كه روي صندلي عقب اتوموبيل نشسته است ، گوش مي دهد ؛ كار آساني است.

ديدن چنين صحنه هايي در طول روز براي بيشتر والدين كاملا طبيعي است، اما برخي اوقات تشخيص احساسات كودك به سادگي صورت نمي گيرد و مورد غفلت واقع مي شود، مثل زماني كه كودك دچار ناكامي، شرمندگي و محروميت مي شود. براي تشخيص چنين موقعيت هايي بايد به چند نكته زير دقت داشت:

  • توجه به حركت ها و اندام هاي مختلف بدن كودك ( زبان بدن ) 
    بافتن سرنخ هايي در چهره كودك :

 

 

توجه به زير و بمي صداي كودك هنگام صحبت كردن، اين كار بدان مفهوم است كه والدين و مربيان بايد آگاهي و حساسيت خود را در مقابل حالات احساسي و هيجاني كودكشان بيشتر كنند تا بتوانند احساسهايي را كه كمتر مورد مشاهده مستقيم قرار مي گيرند، به خوبي درك كنند.

احساس هايي مثل: نااميدي ؛ نگراني و آسيب هاي روانی، خواه به سادگي قابل شناسايي باشند و خواه نباشند، نبايد ناديده گرفته شوند.

آگاه شدن نسبت به احساسات منفي و ناخوشايند كودك به ويژه قبل از آن كه اوضاعي خراب شود، مزاياي بسياري دارد. اگر پدر و مادر نسبت به هيجان هاي كودكشان آگاه باشند و علت آن را شناسايي كنند، مي توانند رفتارهايشان را به گونه اي بروز دهند كه موجب افزايش شادي، سازگاري و بهداشت رواني در خانواده شان شود.

بگذارید دو تا مثال بزنم.

مثال ۱ : فرض کنید فرزند شما با یک شیشه که پر از کفش دوزک هست وارد خونه میشه و با یک شوق و هیجانی فریاد میزنه “مامان ببین چیا پیدا کردم“ و شما از ترس اینکه مبادا این حشرات تو خونه رها بشوند دست او را با خشونت گرفته و شیشه را بیرون از خانه میبرید به او میگویید: “حشرات باید بیرون از خانه باشند“.

در اینجا هیجان و احساس کودک درک نشده در حالیکه شما در یک برخورد درست میتونستین خودتونو مشتاق و علاقمند به دیدن اون حشرات نشون بدین و حتی از او بپرسید اینها رو از کجا پیدا کردی مرسی که به منم نشون دادی اینها خیلی قشنگند.

مثال ۲ : سارا دختر ۵ ساله ای بود و از نظر جسمانی و اجتماعی بسیار محتاط بود و در مورد تجربه های جدید بسیار با شک و تردید عمل میکرد تا اینکه در یک روز بهاری در حالیکه اعتماد به نفس او مثل یک گل یاس شکفته شد قدم روی تنه درخت افتاده ای گذاشت و شروع به عبور کردن از روی تنه درخت کرد.

بچه های آن مدرسه از بازی روی اون تنه درخت خیلی لذت می بردند و رد شدن از روی اونو یک موفقیت حساب میکردند معلم سارا وقتی از دور دید که سارا تونست با موفقیت به انتهای درخت برسه با خوشحالی فریاد زد : آفرین بر تو ! تو فوق العاده ای ! تو بهترینی !

سارا با خجالت و خبردار ایستاد و لبخند ضعیفی زد ولی برای چند هفته دوباره از روی رفتن به تنه درخت اجتناب میکرد. سارا فکر میکرد خیلی فوق العاده بودن برای یک کودک محتاط کار سختی است .درست است که او مورد تشویق قرار گرفت ولی احساس او به درستی مورد درک قرار نگرفت زیرا او با خود میگفت شاید من قادر نباشم آن کار را دوباره به خوبی انجام دهم.

لذا بر اساس موفقیت اولیه اش اقدام نکرد، شاید برای اینکه احساس کودک مورد درک واقع میشد معلم باید میگفت : سارا من به دقت به تو توجه کردم و دیدم که چطور راه رفتی، تو آن کار را کردی البته کمی ترس داشت چون اولین بار تو بود ولی ادامه دادی که این خیلی خوب است تو واقعا داری یاد یگیری که به بدنت اعتماد کنی.

 

درودها

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی