امروز

پنج شنبه, ۲۷ تیر , ۱۳۹۸

  ساعت

۲۳:۳۲ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

 

  • مقاله ای در باره تفرد در نظریه یونگ و جمع اضداد مولانا (2)

 

در مطلب قبل توضیح داده شد که طبق نظر یونگ اجتماع ضدین با فرایند «تفرد» ارتباط نزدیکی دارد. تفرد، معلوم می دارد چگونه انسان واحدی مستقل و تجزیه ناپذیر یعنی کلیتی یکپارچه می شود. تفرد، روندی است که منجر به حصول تشخص کامل و شخصیت تمام می شود، در جریان آن خودآگاه و ناخودآگاه در درون فرد می آموزند که همدیگر را بشناسند، محترم بشمارند و همساز شوند.

فردیت، معمولاً هدف یا ایده آلی برای یک جوان نیست، بلکه بیشتر مطلوب برای شخص رشد یافته است. فرایند تفرد، برای همه اتفاق نمی افتد و بسیارند کسانی که ترجیح می دهند به همان ایده آل ها و ارزش های دورۀ جوانی مانند: تنازع بقا، جاه طلبی، لذت و مانند آن اکتفا کنند و حتی به گونه ای اغراق آمیز به آن دل ببندند.

فرایند تفرد برای این دسته اتفاق نمی افتد. در تفرد هشیارانه و خودآگاهانه، بخش عظیمی از تاریکی ها زایل می شود تا آن جا که از سویی سراسر شخصیت روشن می گردد و از سوی دیگر، خوداگاهی عمق و وسعت می یابد. از این رو « برای آگاه کردن انسان از قسمت خودآگاهش تنها راه، متمدن کردن او نیست و به هر صورت بهترین راه نیست. یک راه بسیار رضایت بخش تر، این است که به جای اجزای متعدد، انسان را به عنوان یک کل در نظر بگیریم. آن چه ضروری است، این است که به از هم گسیختگی مهلکی که بین وجود عالی و دانی انسان وجود دارد دستور توقف دهیم؛ در عوض، ما باید انسان خودآگاه را با انسان بدوی یکی و متحد کنیم.

 

آنچه را یونگ، تحت عنوان اصل اضداد و اجتماع ضدین مطرح می کند، میتوان در مثنوی مولانا یافت مولانا به شکل کلاسیک، به توصیف آداب و طریقت نمی پردازد. یکی از مهم ترین تجربیات و آگاهی هایی که مولانا در مثنوی اشاره کرده و تقریبا از نظرها پنهان مانده است، اصل اضداد و اصول وابسته به آن است .
مولانا، در مثنوی پدیدۀ اضداد را با نگاه حکیمانه و در پیوند با آرای کلامی و عرفانی، به طور مستقیم یا در قالب حکایات و امثال بیان کرده و به موضوعاتی چون: این عالم اضداد است و عالم دیگر محل یکرنگی؛ اضداد و نسبت آن ها با وجود آدمی؛ اضداد در مقام معرفت؛ محال بودن جمع اضداد؛ اضداد از دیدگاه انسان ها و مانند آن پرداخته است.

دنیایی که مولانا در مثنوی آفریده، دنیایی است که بیانگر پیکار انسان با جهل، نادانی، بدی و مهمتر از همه، نبرد با خویشتن و دلبستگی ها و علایقی است که آدمی را از کمال باز می دارد. او در مثنوی، چهرۀ انسانی را ترسیم می کند که در کشمکش و نبرد با موانع بیرونی و درونی پیروز شده به گوهر انسانی دست یافته و به معرفت حقیقی نایل شده است. شرط لازم برای رسیدن به این مقصود، این است که آدمی نیروهای منفی و مثبت پنهان در روان خود را بشناسد و در کشاکش بین آن ها، خودآگاه خویش را به یاری آن چه مثبت و سازنده است روانه کند تا آنها را آشکار و شکوفا کند و در مقابل، نیروهای منفی درون را نظارت و هدایت نماید.
مولانا، در مثنوی معتقد است اضداد گسترۀ وسیع و عمیقی دارد و در عالم بیرون و درون، به شکلی اشکار و پنهان موجود است و آن چه اشکار است ریشه در جنگی نهان و نهفته دارد. مولانا، وجود اضداد را نه تنها آفت و اسیب نمی داند؛ بلکه فواید و نتایج مفید بسیاری برای آن قایل است. وی شناخت و معرفت را مبتنی بر اضداد می داند؛ و معتقد است موجودات به کمک اضداد شناخته می شوند.

این دو متفکر، شناخت و اثبات وجود را مشروط به وجود اضداد می دانند. یونگ در بیان اصول روانشناسی شخصیت معتقد است انسانی کامل و جامع است که بتواند بین اضداد تعادل ایجاد کند و ان ها را به اجتماعی مطلوب برساند تا به تفرد یا خودپرورانی دست یابد. روانشناسی تحلیلی، اصولاً روانشناسی اضداد است و خودپرورانی، فرایند یکپارچه کردن قطب های متضاد در یک فرد همگون است. این فراید فرد شدن به معنی آن است که شخص، تمام عناصر کارکردی را یکپارچه می کند، به طوری که هیچ یک از فرایندهای روانی از رشد باز نمی ایستند. “خود” ذهن هشیار و ناهشیار را شامل می شود و عناصر متضاد روان – نیروهای زنانه و مردانه، خیر و شر، روشنی و تاریکی – را یکپارچه می کند.
مولانا، نیز لزوم رسیدن به تعادل و وحدت را یادآوری کرده است و برآن است که این جنگ باید به وحدت برسد. عرفان، راهکار دستبابی به این وحدت و تعادل را نیز ارائه می دهد و دستیابی به این وحدت روانی را در روانشناسی یونگ بدون جوهر عشق ممکن نیست که فاصله ها و زاویه های تند را از میان بر می دارد؛ عناصر را به مهربانی و الفت می رساند؛ به آمیزش و یگانه شدن عوامل متضاد روان دو عاشق رای می گشاید و از شکاف و گسستگی، یکپارچگی و پیوستگی می آفریند.

 

منابع استفاده شده:
اصول روانکاوی، ارنست جونز،دالبی یز- ترجمه هاشم رضی ، انتشارات آسیا
نظریه های شخصیت. جس فیست و گریگوری جی.فیست، نشر روان. چاپ هشتم، ۱۳۹۲٫
راه عرفانی عشق: تعالیم معنوی مثنوی مولوی. چیتیک، ویلیام. نشر پیکان.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی