امروز

دوشنبه, ۳۰ دی , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۷:۳۶ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

 

یونگ معتقد بود فعالیت های روانی مانند فکر کردن، احساس کردن، آرزو داشتن و مانند آن، از طریق انرژی روانی صورت می گیرد وی برای توضیح کارکرد انرژی روانی، مفاهیمی را از فیزیک برداشت کرد و با توجه به آن ها، اصولی را مطرح نمود که یکی از آن ها اصل اضداد است. به موجب اصل اضداد، همان گونه که اضداد، در انرژی های طبیعی دیده می شوند و گرما در برابر سرما، ارتفاع در برابر عمق و آفرینش در برابر زوال قرار دارد؛ اضداد و قطبیت ها در انرژی روانی هم وجود دارند. هر احساس یا میلی، ضد خودش را دارد و این ضدیت و اختلاف بین قطب ها، برانگیزانندۀ اصلی رفتار و تولید کننده انرژی است. از این رو، هرچه اختلاف بین قطبیت ها واضح تر باشد، تولید انرژی بیشتر است.

به عقیده یونگ، موجودیت عالم بسته به تضاد است، به این معنی که در عالم، هرچیزی ضدی دارد؛ مانند خوب و بد، سیاه و سفید، درست و نادرست، مثبت و منفی، روشنایی و تاریکی، زن و مرد پست و بلند، زندگی و مرگ و … بر طیق همین اصل، در شخصیت هم سیستم های مختلف دو به دو، در برابر هم قرار گرفته اند و گرایش های مختلف شخصیت با هم در کشمکش اند. آدمی در برابر این تقابل و تضاد، غالباً دچار کشمکش درونی و فشار و ناراحتی می شود، ولی این کشمکش، برای او مفید و لازم است زیرا برای تسکین دادن یا از بین بردن آن ناچار است به حرکت و فعالیت بپردازد.

یونگ معتقد است تمام جنبه های روان، اعم از افکار و اندیشه ها و جنبه های غریزی و حیوانی بشر درگیر اضدادند و « تنها طبیعت غریزی و حیوانی نیست که در برابر محدودیت ها و اجبار تمدن سرکشی می کند و در وجود انسان، تعارض و تضاد پدید می آورد؛ بلکه غالباً، افکاری نو که از ناخودآگاه فرد سر بر می آورد، مانند غریزه، در برابر معیارها و ارزش های فرهنگ حاکم می ایستد و سبب تضاد درونی می شود.

هم چنین، افراد، درونگرا و برونگرا؛ منطقی و غیرمنطقی؛ زن و مرد؛ هشیار و ناهشیار هستند و این خود موجب تضاد می شود. گذشته و آینده نیز در ایجاد تضاد مؤثرند. رویدادهای گذشته به انسان ها فشار می آورد و در عین حال، انتظارات آینده آن ها را به سمت خود می کشاند.

 

شرط کمال و تفرد، این است که انسان بتواند این نیرهای متضاد را جمع کند و بین ان ها تعادل برقرار نماید. منظور یونگ، از تعادل و اجتماع ضدین، در کنار هم قرار گرفتن رفتارهای متضاد یا پرهیز از کشاکش و معانی از این نوع نیست؛ بلکه منظور یونگ از اجتماع ضدین، این است که انسان از چشم خودآگاهی به نیرهای حیاتی ولی درهم و آشفتۀ ناخودآگاه نگاه کند.

به طور کلی در ناخودآگاه انسان، قطب های متضاد در کشاکش و تضاداند و هر خواست یا طلبی با خواست و طلبی متضاد در کشمکش است. این نیروهای متضاد را وادار به مصالحه یا آشتی می کند و گاهی فراتر از آن رفته و تمایلات موجود در ناخودآگاه را به بستر روشن خودآگاه می آورد و درمی یابد و می فهمد و آگاهانه به آن ها جهت می دهد؛ چنین انسانی جامع و کامل است.

اجتماع ضدین با فرایند «تفرد» ارتباط نزدیکی دارد. تفرد، معلوم می دارد چگونه انسان واحدی مستقل و تجزیه ناپذیر یعنی کلیتی یکپارچه می شود. تفرد، روندی است که منجر به حصول تشخص کامل و شخصیت تمام می شود، در جریان آن خودآگاه و ناخودآگاه در درون فرد می آموزند که همدیگر را بشناسند، محترم بشمارند و همساز شوند.

این جوهر، فلسفۀ زندگی را از نظر یونگ ارائه می کند. انسان، وقتی تمام عیار، آرام، بارور و شادمان می شود که فرایند فردیت کامل شود؛ وقتی که خودآگاه و ناخودآگاه او بیاموزند که در صلح و صفا با هم زندگی کنند و مکمل یکدیگر باشند این فرایند مرموز، مبهم و تاریک است و همان قدر که خود تحول، مبهم است. در این فرایند، خودآگاه باید با ناخودآگاه روبرو شود تا میان اضداد تعادلی پدید آید. این فرایند را برخی تجربه می کنند و در دوره خاصی اتفاق می افتد و «فرایند تفرد، فرایندی است که در طول زندگی شخص به تدریج تکامل می یابد، و به طور قابل توجهی این تکامل بیشتر در نیمه دوم زندگی روی می دهد.

 

 

منابع استفاده شده:
اصول روانکاوی، ارنست جونز،دالبی یز- ترجمه هاشم رضی ، انتشارات آسیا
نظریه های شخصیت. جس فیست و گریگوری جی.فیست، نشر روان. چاپ هشتم، ۱۳۹۲٫
راه عرفانی عشق: تعالیم معنوی مثنوی مولوی. چیتیک، ویلیام. نشر پیکان.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی