امروز

پنج شنبه, ۲۷ تیر , ۱۳۹۸

  ساعت

۲۳:۳۶ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

 

 

رابطه های محکوم به شکست و ارتباط خود واقعی و ساختگی را با هم بررسی کنیم. شاید برای شما هم این سوال پیش آمده است که چرا رابطه ها گاهی اوقات به شکست می انجامد؟ احتمال دارد تجربه شکست یک رابطه را در زندگی داشته باشید. نگاهی دیگرگونه به نقش خود واقعی مان در رابطه را با هم به زبانی ساده مرور کنیم.

حتما برای شما هم پیش آمده که در رابطه ای احساس کرده اید خودتان نیستید، البته فهمیدن این جمله کار چندان راحتی نیست چون در یک رابطه به مرور زمان و به طور نامحسوس ممکن است تبدیل به آدمی شویم که طرف مقابل می خواهد و این را چندان متوجه نشویم.

 

 

رابطه های محکوم به شکست

در انتها وقتی می بینیم حالمان خوب نیست و احساسات خوبی را با طرف مقابلمان تجربه نمی کنیم. کمی که خوب نگاه می کنیم می بینیم خودمان نیستیم و آن آدم با مهارت تمام ما را تبدیل به کسی کرده که خودش خواسته، بعضی آدمها مهارت زیادی در اثرگذاری بر روی افراد دارند یعنی این جزیی از برنامه زندگی شان است معمولا در روابطی که بسیار منفعت طلبانه شکل می گیرند و یک طرف رابطه برای رسیدن به هدفی خاص آن رابطه را تشکیل داده، بیشتر رابطه های محکوم به شکست رخ می دهند. منظورم از هدف خاص معمولا اهدافی خارج از حوزه عواطف هستند و صمیمیت در آنها کمتر می باشد و صمیمیت چندان دغدغه آن رابطه نیست.

 

نقش خود واقعی و ساختگی

این را خودمان که نزدیکترین کس به خودمان هم هستیم ممکن است دیر متوجه شویم و البته امکان دارد افراد بیرونی بهتر متوجه شوند. به طور مثال وقتی میدیدم یکی از دوستانم به نسبت گذشته برخی از نظراتش تغییر کرده و دست به کارهایی می زند که در آنها نشانی از بهبود نیست برایم دردآور بود اما نمی توانستم به او بگویم آیا این واقعا نظر توست؟ چندبار به طور غیرمستقیم چیزهایی گفتم اما در نهایت اجازه دادم به مرور زمان خودش کم کم به این موضوع پی برد که چقدر خارج از چهارچوب فکری خودش تصمیم گیری می کند و البته این نتیجه پس از طی یک فرآیند دردناک برایش رخ داد.

به نظر من دردناک ترین قسمت رابطه همین قسمت است تجربه من اینطور بوده در چنین رابطه هایی به محض اینکه می فهمم خودم نیستم توقف میکنم و رابطه را بررسی می کنم و سعی میکنم مدتی از آن رابطه دور شوم تا خودم را پیدا کنم. و اگر دیدم آن رابطه به صلاح من نیست و نمی توانم برای بهبودش کاری کنم و هزینه و دردسر ادامه دادن بیشتر از ادامه ندادن است، ادامه نمیدهم.

بنای چنین رابطه هایی سست است و به زودی از هم می پاشند مگر اینکه یک طرف رابطه آنقدر مهرطلب باشد که عمر رابطه را دراز کند یا اصلا متوجه این نکته که خودش نیست نشود اما وجود حال بد و احساسات مخرب از مولفه های این رابطه است ممکن است افراد متوجه نشوند که این حال بد ناشی از همان رابطه است گاهی آدمها آنقدر خود را به نشنیدن و ندیدن می زنند که کم کم به طور طبیعی کور و کر میشوند.

 

خوب است هر از چندگاهی از این منظر که آیا ما واقعا خودمان هستیم و چقدر تغییر کرده ایم تغییرات مثبت هستن یا منفی رو به بهبود هست یا نه؟ روابطمان را ارزیابی کنیم.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی