امروز

جمعه, ۳ خرداد , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۲:۳۱ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

 

آیا نوع لذت بردنِ ما از امور مختلف متفاوت است؟

 

جولین بگینی در این مقاله به ما متذکر می شود که زمانی که یاد بگیریم از امور جسمانی چنان لذت ببریم که قلب و ذهن و نیز حواس پنچ‌گانه‌مان را به‌کار بگیریم، این توهم را که ما ارواحی زندانی‌شده در چنبرهایی جسمانی هستیم کنار خواهیم گذاشت و یاد می‌گیریم که انسان‌هایی کامل باشیم. ما نه فرشتگانی هستیم که فراتر از لذات جسمانی سِیر می‌کنیم و نه یکسره دیوهایی که برده‌وار اسیر این لذاتیم، بلکه آمیزه‌ای هستیم یکپارچه از جسم و جان که در همه‌ی کنش‌هایمان از قلب، ذهن،  بدن و روانمان مایه می‌گذاریم.

 

آیا لذتی که از از خوردن بستنی در روزی داغ و تابستانی می‌بریم، متفاوت از لذتی‌ست که در گوش دادن به موسیقی فاخر می‌بریم؟

آیا این دو لذت، سرشت متفاوتی دارند؟

 

فیلسوفان فایده‌گرایی همچون جرمی بنتام که در سنجش ارزش کارها فقط کمّیت را درنظرمی‌گیرند بر این باورند که فرقی نمی‌کند در حال انجام چه کاری باشیم، مادامی که به ما خوش می‌گذرد و لذت می‌بریم. اما افرادی همچون جان استوارت میل با چنین دیدگاهی مخالف‌اند و بر این باورند که سرشت لذت‌ها با یکدیگر متفاوت است و فقط آن نوع لذت بردن‌هایی حائز اهمیت‌اند که ریشه در خرد انسانی داشته باشند و نه غرایز حیوانی‌مان. جولین بگینی در این مقاله با بهره‌گیری از چنین نظراتی و دیدگاه متقابلی که در سخنان منتقد غذای فرانسوی، ژان آنتلم بریا ساوارن، پیدا کرده است نشان می‌دهد که سرشت لذت‌های ما با یکدیگر متفاوت نیستند، بلکه چگونگی لذت بردن ما از چیزهاست که اهمیت دارد.

 

والدین اغلب می‌گویند برایشان مهم نیست فرزندان‌شان با زندگی چه می‌کنند مادامی که از آن لذت می‌برند. خوشی و لذت را تقریباً در سرتاسر جهان جزو ارزشمندترین دارایی‌های انسان برمی‌شمارند؛ فقط بدخُلق‌ترینِ آدمیان‌اند که خوب‌بودنِ لذتی بی‌آزار را زیر سؤال می‌برند. هرچند، به محض این‌که بپرسید آیا انواعی از لذت وجود دارد که بهتر از انواعی دیگر باشد، مخالفت‌ها رخ می‌نمایند. آیا فرقی می‌کند لذت‌هایمان روحانی باشند یا جسمانی، خردمندانه باشند یا ابلهانه؟ یا این‌که همه‌ی لذت‌ها سر و ته یک‌چیزند؟

 

فایده‌گرایی، به‌عنوان مکتبی فلسفی در حوزه‌ی اخلاق،‌ اصل لذت را در کانون ملاحظاتش قرار می‌دهد و کردارها را تا آن‌جایی درست می‌شمارد که موجب افزایش خوشی و کاهش رنج گردند، و آن‌ها را نادرست می‌شمارد اگر نتیجه‌ی عکس داشته باشند. با این حال، حتّی فایده‌گرایان اولیه هم نتوانستند بر سر این‌که آیا لذت‌ها باید رتبه‌بندی شوند یا خیر توافق کنند. جرمی بنتام معتقد بود که همه‌ی خوشی‌ها کیفیتی برابر دارند.

 

جولین بگینی
نویسنده و فیلسوف انگلیسی

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی