امروز

سه شنبه, ۱۹ آذر , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۰:۴۴ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

جان دیویی:  نگریستن به کودکان مطالب بسیاری دربارۀ دانشمندان آشکار می‌سازد

 

در آغاز قرن بیستم، روان‌شناسان، با مطالعۀ گستره‌ای از «دیگر اذهان»، مشغولِ پایه‌ریزی روش‌های رشتۀ نوپای خود بودند. آن‌ها دریافتند که کودکان موضوع تحقیق مناسبی هستند. مطالعۀ رشد ذهنی کودکان برای روان‌شناسان مدلی از تفکر دربرگیرندۀ تفکر خودشان به دست داد: تفکر علمی. آن‌ها روش‌های تحقیق خودشان را در اذهان کودکانی می‌دیدند برای فهم این پرسش، بگذارید یک گام به عقب برداریم. ادعاهایی که می‌گویند کودکان دانشمند هستند بر ایدۀ خاصی دربارۀ چیستی علم تکیه می‌کنند.

از دیدگاه نظریه‌پردازان نظریه، و از دیدگاه بسیاری از ما، علم یعنی تولید نظریه‌ها. چگونگی انجام این کار اغلب با فهرستی کوتاه شامل چند مرحله بازنموده می‌شود، مراحلی نظیر «مشاهده کن»، «فرضیه بساز»، و «آزمون کن»، مراحلی که در طول قرن گذشته بر روی پوسترها به نمایش گذاشته شده‌اند و در مباحثات بازگو شده‌اند. اما این ایده که علم مجموعه‌ای است از مراحل، یعنی یک روش، از کجا می‌آید؟ چنان‌که واقعیت امر نشان می‌دهد، برای فهم تاریخ «روش علمی» بدین معنا، نیاز نیست که به آیزاک نیوتن یا انقلاب علمی بازگردیم.

تصویر ذهنیِ بیشتر ما و حتی بیشتر دانشمندان از علم از جایی تعجب‌انگیز سرچشمه می‌گیرد: روان‌شناسی مدرن کودک. روش علمی‌ای که ما امروز می‌شناسیم، از مطالعات روان‌شناختی بر روی کودکان تنها در یک قرنِ گذشته سرچشمه می‌گیرد.

در آغاز قرن بیستم، روان‌شناسان، با مطالعۀ گستره‌ای از «دیگر اذهان»، مشغولِ پایه‌ریزی روش‌های رشتۀ نوپای خود بودند. آن‌ها دریافتند که کودکان موضوع تحقیق مناسبی هستند. مطالعۀ رشد ذهنی کودکان برای روان‌شناسان مدلی از تفکر دربرگیرندۀ تفکر خودشان به دست داد: تفکر علمی. آن‌ها روش‌های تحقیق خودشان را در اذهان کودکانی می‌دیدند.

با بررسی در می‌یابیم که هر لحظه کم‌وبیش به‌روشنی پنج مرحلۀ متمایز منطقی را آشکار می‌سازد:

(۱) احساس مشکل؛
(۲) موقعیت و تعریف آن؛
(۳) پیشنهاد راه‌حل ممکن؛
(۴) توسعۀ پیامدهای آن پیشنهاد با استدلال؛
(۵) مشاهده و آزمایش بیشتر که به پذیرش یا رد آن منجر می‌شود؛ یعنی، رسیدن به باور یا عدم‌باور.

 

این روش علمی مدرن فیلسوف آمریکایی جان دیویی است. به نظر می‌رسید که نگریستن به کودکان مطالب بسیاری دربارۀ دانشمندان آشکار می‌سازد. دیویی با استفاده از مدرسه‌اش به‌مثابۀ یک آزمایشگاه، در هر سه معنای پیش‌گفته، نه‌تنها مکانی برای آزمودن ایده‌هایش دربارۀ شناخت و آموزش در دست داشت، بلکه همچنین جایی برای دریافتن حقایق جدید دربارۀ خود علم در اختیار داشت. دیویی با نگریستن به کودکانِ در حال مطالعه، دربارۀ روش تفکر خودش بینش کسب می‌کرد. خودانگیختگی و جمع‌گرایی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی هستند که دیویی در کودکان مشاهده می‌کند و در علم تشخیص می‌دهد.

 

 


این مطلب را هنری کاولز نوشته است و در تاریخ ۹ ژانویۀ ۲۰۱۷ با عنوان «Child’s play» در وب‌سایتایان منتشر شده است.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی