امروز

جمعه, ۱ آذر , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۱:۴۷ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

زندگی در خانه داستان‌ها

 

تجربه خواندن داستان ها برای هرشخصی تجربه متفاوتی است. آیا تا بحال تجربه غرق شدن در خواندن رمان را داشتید؟ آیا با افراد داستان‌ها همانند سازی نمودید؟ وقتی کتاب رمانی را باز می‌کنیم، با خواندن چند سطر یا صفحه، حس بی‌نظیری سراغمان می‌آید. احساسِ توأمانِ آشنایی و بیگانگی با کسی که داستان دربارۀ اوست. بی‌شک، ما قهرمانِ آن داستان نیستیم، اما آنچنان غرقش می‌شویم که مرز میان ما و او بسیار مبهم می‌شود.

با او می‌خندیم، اشک می‌ریزیم، فریاد می‌کشیم و حتی عاشق معشوقه‌اش می‌شویم. شاید خاصیت همۀ داستان‌ها همین باشد که وقتی از خانۀ ذهنِ خود فرار می‌کنیم، می‌توانیم در آن‌ها تبدیل شویم به آدم متفاوتی که در جهان دیگری زندگی می‌کند.

 

در زیر چکیده کوتاهی از چند داستان برای نمونه ذکر شده، شما کدام محتوای داستان کتاب ها غرق تان می کند؟

 

ماجرای تدریس یک داستان

 

اورهان پاموک: گاهی تدریس یک رمان، حسی دارد شبیهِ خیانت به ادبیات. پاموک از تجربۀ رمان‌نویسی سخن می‌گوید که از قضای روزگار در جایگاه استادی ادبیات قرار گرفته است.

در سال ۱۹۵۷، ولادیمیر ناباکوف برای کرسی استادی ادبیات روسی در دانشگاه هاروارد پیشنهاد شده بود. اما رومن یاکوبسن، زبان‌شناسِ مشهور، از جملۀ مخالفین این تصمیم بود. او به همکارانش گفت «اگر قرار است ادبیات روسی را نویسندگان بزرگ روس تدریس کنند، پس فیل‌ها را هم بیاوریم تا در دانشکدۀ جانورشناسی درس بدهند.» اورهان پاموک که هم رمان‌نویس است و هم استاد ادبیات، از تفاوت‌های فیل‌بودن و استاددانشگاه‌بودن نوشته است.

 

 

انسانیت با داستان نجات پیدا می‌کند

 

الیف شافاک از فایدۀ رمان در عصر خشم و وحشت می‌گوید. رمان‌ها سوال مهمی از ما می‌پرسند: آیا تاکنون ماجرا را از چشم دیگران دیده‌ای؟

الیف شافاک در فرانسه به دنیا آمد و پس از طلاق والدینش، همراه مادر به خانۀ‌ مادربزرگش در ترکیه بازگشت. تجربۀ خیابان‌های شلوغ فرانسه و همزمان کوچه‌های آرام و متدین ترکیه در آن سال‌ها آشوبی در الیف به پا کرد. او گرچه از دل غربت به وطن خود بازگشته بود، اما همچنان احساس می‌کرد بی‌خانمان است. تا اینکه در همان ایام کودکی خانۀ اصلی‌اش را در «قصه‌ها» پیدا کرد: قصه‌ها جایی‌اند که می‌توان به سکوت گوش داد و حکمت را پیدا کرد.

 

 

داستان ها برای پول

 

پول در ازای کلمه؛ تاریخچۀ مختصرِ نوشتن برای پول. اگر پول همه‌چیز را می‌آلاید، چرا نتواند نوشتن را نیز بیالاید؟

بارها به ما گفته‌اند که نویسندگیِ خوب زادۀ عشق است نه آز. اما این تصویرِ رمانتیک از نویسنده‌ای که، بی‌چشم‌داشت به پول، سخت کار می‌کند داستانی بیش نیست، داستانی که ریشه‌های آن به چند هزاره قبل‌تر بازمی‌گردد و امروز نیز با اثرات آن درگیریم.

اگر پولْ همه‌چیز را می‌آلاید، چرا نتواند نوشتن را نیز بیالاید؟ داستان شاعر یونانی، سیمونیدس، نخستین نویسنده‌ای که برای هر کلمه پول طلبید، نشان می‌دهد که چگونه کلمه و پول از آنچه به نظر می‌رسد نزدیک‌ترند.

 

 

چگونه داستان بنویسیم؟

 

• هر چه سریع‌تر اشتباه کن. در فرآیندهای خلاقانه، اشتباهاتِ جزیی ضروری هستند، پس باید مستقیم به سراغشان رفت و انجامشان داد. هر هفته، ایدۀ چند داستان به ذهنمان می‌آید که، به خیال خودمان، اگر نوشته شوند بازار کتاب زیر و رو خواهد شد. اما وقتی دست به قلم می‌بریم،‌ گویا از گردن به بالا فلج می‌شویم و بوی شکست فضا را پر می‌کند.

هیوگو لیندگرن، یکی از ویراستاران قدیمی نیویورک‌تایمز،‌ می‌گوید تجربه‌های نویسندگی‌اش حاکی از آن‌اند که این لحظه‌های شکست دقیقاً همان لحظاتی است که نباید قلم را زمین گذاشت. به عقیدۀ او برای خلق اثری خارق‌العاده چاره‌ای از شکست‌خوردن نیست.

 

 

داستانِ خودت را تعریف کن

 

• داستان‌هایی که دربارۀ خودمان تعریف می‌کنیم بیشتر ما در گروه‌هایی زندگی می‌کنیم که طرز فکرشان با ما مشابه باشد و شیوۀ زندگی‌مان را تأیید کند. داستان‌هایی که آدم‌ها دربارۀ خودشان تعریف می‌کنند، با هم فرق دارد. بعضی‌ها دوست دارند مداوم از موفقیت‌هایشان حرف بزنند. بعضی‌ها همیشه از ناکامی‌هایشان می‌گویند، بعضی اتفاقات خنده‌دار و برخی مصیبت‌ها و مشکلاتشان را دست‌مایۀ داستان‌هایشان می‌کنند.

به‌هرحال، این داستان‌ها چیزهایی برای گفتن دارند، نه‌فقط برای دیگران، بلکه اغلب برای خودمان. به‌همین دلیل است که اگر به داستان‌های خودمان فکر کنیم، تصویر صاف و ساده‌ای که خودمان و دیگران داریم، تغییر می‌کند.

 

داستان های عاشقانه

 

رمان‌ عاشقانه راهی مطمئن برای نابودکردن عشق است. آنچه نیاز داریم، داستان‌هایی عاشقانه است که در عین‌حال، غیر رمانتیک هم باشد.

اگر در زندگی‌تان عاشق شده باشید، بی‌تردید این جملۀ خفت‌بار را بارها از پدر و مادر یا دوستانتان شنیده‌اید که «عشق و عاشقی مال تو کتاب‌ها و فیلم‌هاست».

آلن دوباتن، معتقد است این جمله خالی از حقیقت نیست. در واقع، بسیاری از رمان‌ها و فیلم‌هایی که به مسئلۀ روابط عاشقانه پرداخته‌اند، از بسیاری از مهم‌ترین جوانب زندگی غفلت کرده‌اند: از کار، خستگی، بچه‌ها، روزمرگی و…

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی