امروز

جمعه, ۲ فروردین , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۵:۲۲ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

  • نگاه فعلی نظام آموزشی ما به یادگیری، نگاه کهنه‌ای است.

کشور فنلاند به داشتن بهترین مدل های آموزش و پرورش شهرت دارد. فنلاند، کوتاه‌ترین ساعت آموزش در مدرسه و بهترین نتیجه آموزش در بین کشورهای اروپایی را دارد.  معلمان با دانش آموزان خود به مقاطع بالاتر منتقل می شود.  ویژگی منحصر به فرد مدارس فنلاند این است که معلمان در روش های تدریس کاملاً خودمختار هستند.

 در مدارس فنلاند، ساعات تفریح زیاد است زیرا بازی نقش مهمی در فرآیند یادگیری دانش آموزان دارد. تاکید مدرسه بیشتر روی هنر، ورزش و موسیقی است.

 

 

سیستم آموزشی در هر کشوری می‌تواند تأثیر بزرگی در رشد و تکامل روانی و خلاقیت‌های افراد جامعه داشته باشد و این خلاقیت‌ها یا تکامل‌های روانی باید از همان کودکی و در مدرسه به کودکان آموزش داده شود. راستش را بخواهید، ما توقع داریم که در سیستم‌های آموزشی علاوه بر محتواهای درسی‌ای که فرزندانمان یاد می‌گیرند، مسایل مهم‌تری مانند رعایت اصول اخلاقی، خلاقیت یا انسان‌دوستی را هم بیاموزند.

برای فراگرفتن این آموزش‌های بسیار مهم، نوع برخورد معلم به عنوان آموزش‌دهنده در سیستم آموزشی یا ناظم و مدیر به‌عنوان نظم‌دهنده بسیار تأثیرگذار خواهد بود. آنها حداقل می‌توانند باعث ایجاد اعتماد به‌نفس و رشد لازم فکری و روانی برای یادگیری بیشتر در بچه‌ها شوند. اما متأسفانه خروجی نظام آموزشی در کشور خودمان به ما نشان می‌دهد اهمیت فراوان به محتوای آموزشی باعث غفلت از آموزش‌های غیردرسی که به آنها اشاره کردیم، شده است.

در واقع ما می‌توانیم محتوای آموزشی و آنچه که از کتاب‌ها و درس‌ها می‌آموزیم را از کتاب‌های غیردرسی یا منابعی مانند اینترنت هم بیاموزیم، اما اصول اخلاقی یا پرورش خلاقیت، باید از محیط‌های آموزشی و اجتماعی مانند مدرسه به کودکان ما آموزش داده شود. پایه نظام آموزشی ما، بر مفروضات استوار شده است. این در حالی است که فرزندان ما باید به‌گونه‌ای در مدارس تربیت شوند تا بتوانند از یافته‌های خود برای یادگیری‌های وسیع‌تر استفاده کنند. این نوع خاص از تربیت، به فرزندان ما کمک می‌کند بیشترین تأثیر مثبت فردی و اجتماعی را در جامعه خود یا حتی در جهان داشته باشند.

 

 

 توقع داریم که در سیستم‌های آموزشی علاوه بر محتواهای درسی‌ای که فرزندانمان یاد می‌گیرند، مسایل مهم‌تری مانند رعایت اصول اخلاقی، خلاقیت یا انسان‌دوستی را هم بیاموزند.

 

  • سیستم آموزشی ما ناکارآمد است؟

متاسفانه تا حدودی بله، نظام آموزشی پیشرفته دنیا نگاه نظام آموزشی ما را، به این صورت که معلم دهنده و شاگرد گیرنده باشد، ندارد. این نگاه دهنده و گیرنده‌ای، سال‌هاست در تمام دنیا تغییر کرده است.

نظام آموزشی پیشرفته جهان، نظامی تعاملی است. براساس این نظام تعاملی، روابطی بین معلم و شاگرد ایجاد می‌شود که هر دو طرف بتوانند پتانسیل‌های آموزشی خود را افزایش دهند. یعنی در فضای جدید آموزشی، به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که هر فردی (شاگرد یا معلم) به اندازه پتانسل خود، بهره ببرد و آموزش ببیند. حالا اگر ما در این فضا، اولیا را هم وارد کنیم، فقط باعث سنتی‌تر شدن فضا می‌شویم و باز هم تأثیر مثبت و خاص آموزشی محیط را از بین می‌بریم.

 

 

  • رشته های تحصیلی مبتنی بر جنسیت است؟

در کشور ما رشته‌ها را مردانه زنانه کرده‌اند. در ذهن اغلب مردم ما این طور تداعی می شود که دخترها باید تایپیست، منشی،پرستار، معلم یا روان‌شناس و… شوند. اگر دختری رشته مهندسی فیزیک، برق ،شیمی، معدن یا مکانیک را انتخاب کند پذیرش آن در فرهنگ مان دشوار است. نگاه کلیشه ای به شغل و تحصیل حتی اگر پسری رشته پرستاری را انتخاب کند باز هم تعجب می‌کنیم.

درست است که برخی از مشاغل با روحیات مردانه و زنانه تداخل دارد ولی باید به روحیه و استعدادهای هر فرد به‌طور جداگانه نگاه و زمینه را برای پیشرفت هر کس فراهم کرد. در زمینه‌هایی مثل سلول‌های بنیادی و نانوتکنولوژی درست عمل کرده و به نتایج حیرت‌آوری رسیده‌ایم، اما چرا در این بخش جلو رفته‌ایم چون از استعدادها استقبال و شرایط را برای آنها فراهم کرده‌ایم. افراد را باید دسته‌بندی کرد و علایق آنها را شناخت. برای این کار اولین قدم آشنا کردن پدر و مادرها با این موضوع است. والدین باید تلاش کنند استعداد کودک را بشناسند و هرگز عقایدشان را تحمیل نکنند.

عارفه منجم/درودها

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

یادداشت ها با نام نویسنده

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی