امروز

پنج شنبه, ۲۷ تیر , ۱۳۹۸

  ساعت

۲۳:۳۳ بعد از ظهر

سایز متن   /

در گوشه‌ای از شهر خبر از شکل گیری سانحه‌ای که از آن بوی فاجعه و مرگ می‌آید به گوش می‌رسد. من، شهروند سرزمینی با قدمتی چند هزار ساله در عمق وجودم هیجانی را حس می‌کنم که حسی دوگانه در من برمی‌انگیزاند.

به تماشای ماجرا می‌روم تا دنیای درون را بر تصویر بیرون بیفکنم و بازشناسمش. تصویر بیرون از مرگ می‌گوید، از آوار و بوی سوختگی اندام انسانی و خاکی که آوار می‌شود بر سر انسان‌هایی مانند من.

چه رانه‌ی‌ نیرومندی مرا چنین به حرکت وا می‌دارد که گاه برخلاف نیروی حیات بر علیه خود عمل کرده و دست به دوربین در ساختمانی که هر آن امکان آوار شدنش است به سلفی گرفتن سرگرم شوم.
گویی با یک کاتارسیس یک پالایش روان روبروییم که در یک رابطه سادومازوخیستیک با تجربه‌ای که شاهد آنیم نمود می‌یابد. در این میان گاه خود را به جای آن‌ که می‌سوزد.
می‌گذارم و همگام و همنوا و همدل با او بر حال زار خود می‌گریم اما روی دیگر سکه لذت سادیستیکی است که از این حس و حال می‌برم که خود دامنم را از این ماجرا به سلامت برکشیده و آن‌چه پیش چشم دارم به من فرصتی را عطا می‌کند که تمامی فانتزی‌های خشم و پرخاشگری و احساسات منفی انباشته شده در وجودم را تخلیه و آزاد کنم.

درگیر نشئه ای شهوانی می‌شوم. مرگ-دوستی آرام آرام دارد به بخشی از طبیعت ما بدل می‌شود. اریک فروم پیش از این به ما یادآور شد که انسان آن هنگام که نتوانست از قابلیت‌های درون خود برای شکوفا کردن شخصیتش و زایندگی خلاق استفاده کند به سوی نابود کردن خود و دیگری سوق می‌یابد. انسان تخریب‌گر از احساس ناتوانی خود در برابر دنیا از طریق نابود کردن آن می‌گریزد. نابودی دیگری به او احساس امنیت می‌دهد. “وقتی دنیا نابود شد چه کسی می‌تواند به من صدمه بزند؟”.

در تخریب دیگری حس حقارت برخاسته از ناتوانی ما است که مفری برای ارضا و راهی برای احساس قدرت و امنیت می‌یابد. انسان ناتوان و درمانده، همدلی‌اش هم سطحی و باسمه‌ای می‌شود.

در یک واکنش سازی نمایشی گاه به آن سو می‌رود و تئاتری از دل سوزی و اشک و آه ایجاد می‌کند که چون کفی بر سطح رودخانه‌ای به عمق یک وجب تنها جوش و خروش دارد و به همان سرعتی که بر آب پدیدار می‌شود محو می‌گردد.

این جا است که در مثلث قربانی- مرتکب- ناجی جای ما به شکل مداوم در این بازی زندگی جابجا می‌شود. آنان که به تماشا آمدند و ازدحامشان بدل به عاملی برای قربانی شدن بیش تر همنوعان و هم وطنان ما شد مرتکبینی‌اند که خود قربانی شرایطی هستند که از آن‌ها انسان‌هایی ناتوان، درمانده و ناامن ساخته که چون فرصت زایندگی نیافته‌اند به تخریب و مرگ دوستی روی آورده‌اند. این اول بار نبود، آخرین بار هم نیست.

علی فیروزآبادی

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی