امروز

چهارشنبه, ۱۳ فروردین , ۱۳۹۹

  ساعت

۲۱:۴۴ بعد از ظهر

سایز متن   /

ایماژ رقص

 

هر انسانی یک ایماژ (تصویر) از زندگی در ذهن دارد که این تصویر بر رفتار او شدیدا تاثیر می گذارد. یکی زندگی را قفس می بیند: عرفا عموما چنین نگاهی به زندگی داشتند.
مرغ باغ ملکوتم، نیَم از عالم خاک … دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم. یکی آن را صحنه تئاتر می داند و تصورش این است که نمایشنامه زندگی قبلا نوشته شده و او تنها یک بازیگر است. قرآن زندگی را در بسیاری از آیات، به بازار تشبیه می کند، که در آن در حال معامله هستیم.

 

تصویر من از زندگی، یک رقص است

 

تصویر من از زندگی، یک رقص است. این ذات رقصیدن است که لذت بخش است و ما با رقصیدن نمی خواهیم به جایی برسیم. موقع رقصیدن، به گذشته و آینده فکر نمی کنیم، بلکه فقط در زمان حال هستیم. کسی که می رقصد، لزوما نیازی به همراه و تماشاگر ندارد. و به تنهایی هم از این کار لذت می برد و در رقصیدن، به دنبال هیچ پاداشی نیستیم و فقط بخاطر لذت بردن، آن را انجام می دهیم.

اگر به زندگی مثل یک رقص نگاه کنیم، از تنهایی مان لذت خواهیم برد. به دنبال بهشت یا جهنم نیستیم، چون از زندگی به اندازه کافی لذت برده ایم. اگر مانند زمان رقصیدن، فقط به آن لحظه فکر کنیم و در فکر اتفاقات گذشته و نگرانی های آینده نباشیم، لذت بردن ما از آن، دو چندان خواهد شد.

رقص زمانی زیباست که در آن هماهنگی وجود داشته باشد. زندگی نیز همین گونه است. یکی سلامتی را فدای کار می کند. یکی خانواده را فدای قدرت و ثروت می کند. دیگری جایی برای تفریح در زندگی نمی گذارد. همه اینها عدم هماهنگی است، اما اگر زندگی مان رقص گونه باشد، همه چیز را در هماهنگی و تعادل نگه می داریم.

 

 

ارزش زندگی به چیست؟

 

ملکیان، معتقد است که برای پاسخ به این پرسش که معنای زندگی چیست؟ باید به سه پرسش اساسی، پاسخ داد؛ نخست آنکه، ارزش زندگی به چیست؟ به عبارتی آیا زندگی به زیستنش می ارزد؟ دوم آنکه هدف زندگی چیست؟ و سوم چیستی کارکرد زندگی است؛ به این معنا که آمد و رفت ما قرار است چه اثری بر جهان  بگذارد؟

او کوشید تا بحث معنای زندگی را از زاویه ایماژهای زندگی به تامل بگذارد. به زعم او، وقتی از معنای زندگی سخن به میان می آید. بدین معنا است که ما زندگی را یک متن می پنداریم که معنا دارد.  مقصودش از متن چیست؟ آنچه که در اطراف ما وجود دارد یا خود نمون است یا در عین خود نمون بودن، دیگر نمون هم هست.

برای مثال، میز، خود نمون است چرا که چیزی جز خود را به ما نمی نمایاند. اما یک نوشته ضمن آنکه خود را می نمایاند معنایی که در پس نوشته ها وجود دارد را نیز به ما نشان می دهد. او اموری را که تنها خود نمون هستند را غیردال و آنها که ضمن خودنمون بودن، دیگر نمون هم هستند، دال نامید.

معنای دال

ملکیان دال را هم معنای، متن در نظر گرفت.  هر دالی متن است و تاکید کرد که ما نسبت به دال ها فهم پیدا می کنیم. به زعم او، هم معرفت و هم فهم ما می تواند دچار خطا و صواب شود. از این رو، باید قواعدی را رعایت کنیم که نسبت به امور دال و غیردال فهم و معرفت صواب کسب کنیم.

او گفته ها، نوشته ها، علائم و نشانه های قراردادی، ایما و اشاره ها و زبان بدن را پنج نوع متنی دانست. که در خصوص متن بودگی آنها اجتماع وجود دارد. اما تاکید کرد که امور دیگری نیز در جهان هستی وجود دارد. که در خصوص متن بودن یا نبودن آن ها اجماع چندانی وجود ندارد. و زندگی را از جمله این مقولات دانست. آیا زندگی متن است؟

به زعم او، کسانی که از معنای زندگی می پرسند، زندگی را به مثابه متن در نظر می گیرند. از این رو، باید پرسید که زندگی به چیز دیگری هم دلالت می کند و آن چیست؟ و عنوان کرد که به این تصور ایماژ گفته می شود.

 

وقتی زندگی رقص است

 

  1. خود زندگی هدف است و ما زندگی می کنیم تا از زندگی کردن لذت ببریم.
  2. شکست و توفیق ما به هیچ چیزی جز خودمان بستگی ندارد.
  3. در رقص مقدمه و پیش مقدمه وجود ندارد و مادامی که اقدام به آن می کنیم، رقص آغاز می شود.

 

آبان ماه نود و هشت، بیمارستان روزبه ، سخنرانی معنای زندگی

 

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی