امروز

سه شنبه, ۲۸ اسفند , ۱۳۹۷

  ساعت

۰۸:۲۷ قبل از ظهر

 

 

اریک فروم سه مکانیزم روانی را برای گریختن از جنبه های منفی آزادی و بازیافتن امنیت از دست رفته مطرح کرد: “خودکامگی”، “ویرانگری” و “پیروی بی اراده”.

 

“خودکامگی”، در تلاش های مازوخیستی یا سادیستی جلوه گر می شود.”مازوخیست ها” معتقدند حقیر و بی کفایت هستند و از این احساس ها شکایت می کنند و دوست دارند از آنها خلاص شوند ولی عمیقاً نیاز دارند که به دیگری وابسته باشند چنین افرادی باکمال میل تسلیم کنترل دیگران یا نیروهای اجتماعی می شوند زیرا سلطه پذیر بودن، احساس تنهایی آنها را کاهش می دهد.
افراد “سادیست” نیز برای کنترل دیگران تلاش می کنند و می کوشند دیگران را به خود وابسته کنند آنها با تصاحب کردن هر چیز مطلوبی ، خواه کالای مادی یا ویژگی های عقلانی و عاطفی دیگران، سعی می کنند آن ها را استثمار کنند. یا امکان دارد خواهان رنج بردن دیگران بوده و علت این رنج باشند که بیشتر رنج کشیدن هیجانی مثل شرمندگی و تحقیر است. مکانیزم گریز، “خودکامگی”، نوعی تعامل مداوم با شیء یا شخص را ایجاب می کند.

 

مکانیزم دیگر برای گریختن از جنبه های منفی آزادی و بازیافتن امنیت از دست رفته، “ویرانگری” (destructiveness) است که مانند “خودکامگی” در احساسهای تنهایی، انزوا و ناتوانی ریشه داردو برخلاف سادیسم و مازوخیسم به رابطه مستمر با فرد دیگر نیست بلکه هدف آن از میان برداشتن دیگران است. افراد و ملتها هر دو می توانند از مکانیزم “ویرانگری” به عنوان مکانیزم گریز استفاده کنند. فرد یا ملت، با نابود کردن افراد یا اشیا، تلاش می کنند احساسهای قدرت از دست رفته را بازگرداند . با این حال افراد ویرانگر مجذوب نوعی انزوای بیمارگون می شوند.
“فروم” شواهدی از ویرانگری را در تمام جوامع مشاهده کرد و تعدادی از خصوصیات انسان به عنوان توجیهی برای ویرانگری است مانند: عشق، وظیفه شناسی و وطن پرستی‏ …

فروم معتقد بود رایج ترین وسیله گریز در جامعه آمریکا، “پیروی بی اراده” (automaton conformity) است افرادی که پیروی می کنند، می کوشند با دست کشیدن از فردیت و تبدیل شدن به هر چیزی که دیگران از آنها می خواهند، از احساس تنهایی بگریزند. مثل آدم های ماشینی ، قابل پیش بینی و ماشینی که به هوس های دیگران واکنش نشان می دهد. این افراد بندرت نظر خودشان را بیان می کنند، به معیارهای قابل پیش بینی رفتار می چسبند. ما از طریق این مکانیسم دقیقاً مثل دیگران می شویم و از مقررات اجتماعی که بر رفتارحاکم است، پیروی می کنیم ( خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو)… فروم پیروی بی اراده را با رنگ عوض کردنحفاظتی حیوانات مقایسه کرد.

گرجه افراد به طور موقتی امنیت و احساس تعلق پذیری را که شدیداً به آن احتیاج دارند بدست می آورند ولی به قیمت فداکردن خود انجام می دهند. افراد در دنیای مدرن، از بسیاری تعهدات بیرونی فارغ هستند و آزادند تا طبق میل خود رفتار کنند اما در عین حال، نمی دانند چه می خواهند، چه فکر یا احساسی دارند. آنها مانند روبات از صاحبان قدرت گمنامی پیروی نموده و خودی را اختیار می کنند که اصیل نیست و هرچه بیشتر پیروی کنند، احساس عجز و ناتوانی بیشتری می کنند و هر چه بیشتر احساس ناتوانی کنند، بیشتر باید پیروی کنند.

افراد می توانند این چرخه پیروی و ناتوانی را فقط با دستیابی به خودپرورانی یا آزادی مثبت قطع کنند.

عارفه منجم

درودها

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

یادداشت ها با نام نویسنده

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی