امروز

دوشنبه, ۱ مهر , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۵:۴۷ بعد از ظهر

سایز متن   /

  • اقتصاد نوازش و پنج قانون محدود کننده و بازدارنده در مورد گرفتن و دادن نوازش

نوازش در تحلیل رفتار متقابل یعنی وارد شدن به آگاهی‌ فرد دیگر. اریک برن می‌گوید: نوازش را می‌توان اصطلاحا هر نوع حرکتی به حساب آورد که حضور دیگری را تایید کند.
نوازش چیزی است که «کودک» درون ما احساس می‌کند. نوازش همان چیزی است که همه ما در هر سنی که هستیم به آن نیاز داریم، منتها به شکل‌های متفاوت.

ما همانطور که به اکسیژن نیاز داریم برای نفس کشیدن، همانطور که به آب و غذا نیاز داریم برای زنده ماندن به نوازش هم نیاز داریم.
نوازش فقط لمس کردن نیست بلکه نوازش انواع مختلفی دارد و اصلش این است که ما درک حضور داشته باشیم نوازش‌ها می‌توانند،
کلامی یاغیرکلامی، مثبت یا منفی، شرطی یا غیر شرطی، هدف دار، بیرونی یا درونی، مستقیم یا غیر مستقیم و یا نوازش خویشتن باشد.

مثل حالات چهره مثل لبخند و اخم و چشمک زدن، حالات بدن مثل دست دادن، به استقبال رفتن، بلند شدن، .. و یا لمسی ست مثل در آغوش گرفتن و بوسیدن و … به عنوان مثال نوازش های مثبت مثل مهربانی، یا هرچه که موجب احساس آرامش و تایید عزت نفس ما باشد و برعکس نوازش های منفی موجب احساس و حال بد می گردد.

با این وجود گاهی ما عطش نوازش های منفی داریم معمولاَ زمانی که نوازش مثبت نباشد، به سمت رفتارهایی سوق داده می شویم که نوازش های منفی را بدست آوریم مثل جلب توجه کردن در ابعاد مختلف و در سطح فردی یا اجتماعی (بزهکاری ها)

کلاود اشتاینر Claude Steiner بر این باور است که همه ما در دوران کودکی تحت تلقین و آموزش والدینمان در مورد پنج قانون محدود کننده و بازدارنده درمورد گرفتن و دادن نوازش قرار گرفته ایم.

۱- وقتی که می توانی نوازش بدهی، از دادن نوازش خودداری کن.
۲- وقتی که به نوازش احتیاج داری ، آن را طلب مکن.
۳- وقتی که نوازش می خواهی ، اگر هم به تو بدهند آن را نپذیر.
۴- وقتی که نوازش نمی خواهی آن را ترک مکن ، اگر نوازشی ناسالم و مضر به سوی شما آمد آن را طرد نکن و بپذیر.
۵- به خودت نوازش نده.

این پنج قانون روی هم رفته اساس آن نظریه ای است که اشتاینر آن را اقتصاد نوازش می نامد و ما به عنوان افراد بزرگسال هنوز ناآگاهانه از آنها پیروی می کنیم.
در نتیجه ممکن است زندگی خودمان را به نوعی در محرومیت از نوازش بگذرانیم. اشتاینر بر این موضوع تأکید دارد که برای تقویت و ثبات آگاهی، خود انگیختگی و صمیمت ما باید آموزش های اولیه محدودکننده ای را که والدینمان در مورد گرفتن و دادن نوازش به ما تحمیل کردند، از خود دور کنیم و به جای آن به این آگاهی دست یابیم که نوازش ها در سطحی نامحدود در اختیار ما قرار دارند.

ما هر موقع که بخواهیم می توانیم نوازش بدهیم. مهم نیست که چقدر نوازش بدهیم، زیرا که آنها هرگز تمام نمی شوند. وقتی که ما نوازش می خواهیم می توانیم آزادانه آن را طلب کنیم و وقتی که نوازشی به ما داده می شود می توانیم آن را بگیریم. اگر نوازشی که به ما داده شده دوست نداریم می توانیم صراحتاً آن را نپذیریم و نیز می توانیم از نوازش دادن به خودمان لذتی بیکران ببریم .

 

 

افسانه ای اسطوره ای در مورد نوازش وجود دارد که تقریباً همه ما آن را آموخته ایم. این افسانه می گوید: نوازش هایی را که طلب می کنید بی ارزش هستند.
ولی واقعیت چنین نوازش هایی را که شما با طلب کردن به دست می آورید، به اندازه نوازش هایی که بدون طلب کردن به دست می آورید، ارزشمند هستند.
اگر دوست دارید در آغوش گرفته شوید آن را طلب کنید و به دست آورید. به دست آوردن نوازش از نظر سلامتی جسمی و فکری بسیار حیاتی است و همه آدم ها برای آنکه سالم و خوشحال باشند، هر روز به آن احتیاج دارند. و این یک راز است؛ همه به نوازش علاقه دارند.

شما همیشه این اختیار را دارید، که بررسی کنید، آیا نوازش های طرف مقابل اصیل و صادقانه است یا خیر. اگر نوازش ها اصیل و صادقانه نباشند، شما در مقابل خود انتخاب های دیگری دارید. در هر صورت می توانید انتخاب کنید که نوازش را بگیرند و یا این که نوازش های دروغین آنها را رد کنید و تقاضای نوازشی خالصانه از همان شخص و یا شخص دیگر بنمایید.

برای اینکه ما از نوازش های مثبت پر شویم و خلا آن ما را برحسب عادت و ایمانی شدن در اجبارهای زمانه ما را به سمت نوازش های منفی نکشاند باید فیلترهایی را که در ما به مرور شکل گرفته را از بین ببریم.

چند نمونه از قوانین نوازش را که آموختیم با هم بررسی کنیم:

  • -اول اینکه به خودت نوازش نده
    تنها قلبی که برای ما می تپد قلب خود ماست و ما باید به خود عشق بورزیم و خودرا دوست داشته باشیم و برای خودمان گاهی اوقات مثلا هدیه های کوچک بگیریم مثل یک لباس یک گل و یا یک غذای دلخواه و… این نکته آن قدر مهم است تا حدی که میتوان گفت با نوازش دادن، خودمان برای خودمان کافی هستیم.

    دوم اینکه زمانی که می توانی نوازش بدهی از دادن آن امتناع کن

    مثل اینکه بگوییم طرف پررو می شود اگر بگوییم دوستش داریم در اصل ما خود را در بازی دیگران وارد می کنیم و مسیر اصلی خودمان را فراموش می کنیم که ما نیاز داریم به اینکه نوازش بدهیم جدا از اینکه طرف مقابل هم نیاز دارد نوازش دریافت کند.
  • سوم اینکه وقتی به نوازش نیاز داری آن را طلب نکن
    و چقدر زیباست اگر خواسته خود را بدون غرور و تکبر و خجالت و … بخواهیم این باعث میشود ما تمام روزنه هایی که می توانیم به خوبی یک جریانی را از خود عبور بدهیم تا تازگی و زندگی را تجربه کنیم به روی خود ببندیم و مسدود کنیم و این ها مثل سم وارد بدن ما می شود تا حس گرهایمان از کار بیفتد و جایی که می توان از نوازش مثبت غنی و ثروتمند شد را از دست بدهیم و به نوازش های منفی رو بیاوریم و به همین دلیل است که جامعه در هم قفل می شود و سنگ روی سنگ بند نمی شود !

عارفه منجم

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی