امروز

دوشنبه, ۱ مهر , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۵:۴۸ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

 

ماهیت انسان از نظر ویکتور فرانکل

فرانکل تحت تاثیر مبانی فلسفه وجودی، اصالت را به وجود انسان داده و معتقد است ماهیت هر انسانی به دست خودش ساخته میشود. انسان همانند اشیای دیگر نیست که هیچ اختیاری از خود نداشته باشد، بلکه ویژگی ها و توانایی هایی دارد که میتواند جوهره وجودی خویش را با وجود تمام محدودیت های محیطی و موهبتی شکل دهد. تصویری که فرانکل از انسان ارائه میدهد تصویری است سه بعدی. او برخلاف روان شناسان دیگر که وجود انسان را متشکل از دو بعد بدن و روان میدانند، معتقد است انسان را باید در سه بعد جسم، روان و روح مطالعه کرد.

از این منظر انسانیت انسان حول محور هسته ای به نام “روح” بنا شده که روکشی روانی- فیزیکی (روانی- تنی) دارد.

منظور از بعد روانی، امور و مسائل مربوط به سیستم عصبی بدن که گاه خودآگاه و گاه ناخودآگاه هستند، میباشد. اما منظور از بعد روحانی، هسته معنوی و کاملا غیر مادی وجود انسان است که خاستگاه ناخودآگاه داشته، لکن در بیانی دیگر فرانکل ساختار کلی وجود انسان را به دو بخش متمایز تقسیم میکند: در یک سو، هستی و در سوی دیگر، رویدادها که شامل واقعیت های تنی و روانی (فیزیولوژیکی – روان شناختی) است. به این ترتیب “روح” هسته و مرکز فعالیت های معنوی است.

این هسته معنوی کاملا شخصی و تضمین کننده یگانگی و تمامیت انسان است. از نظر فرانکل در انسان بعد جسمانی، اسیر کارکرد وراثت و سلول های بدن، و در بعد روانی محصول هیجانات و عواطف فردی و اجتماعی است. از این رو ممکن است در هر دو بعد منفعل عمل کند. اما از طریق بعد روحانی و خصایص ویژه آن میتواند فعالانه عمل کرده و در همه شرایط تغییرات و دگرگونی ها را ایجاد کرد.
معنویت به معنای احساس مرتبط بودن با موجودی متعالی و خارج از وجود شخصی است. موجودی که میتواند برای زندگی فرد معنا و هدفی فراهم سازد و در سایه آن معنا، به آرامش و آسایش درونی برسد. در نظریه فرانکل معنویت بدون در نظر گرفتن مضمون دینی به کار رفته و فقط حاکی از امور کاملا انسانی و غیر مشترک با سایر مخلوقات است.

 

فرانکل به شدت طرفدار آزادی و اختیار انسان بود واعتقاد داشت در این نظریه، که “انسان چیزی نیست مگر حاصل عوامل زیستی، روانی و اجتماعی و یا انسان محصول توارث و محیط است” خطری عظیم نهفته است. از دید فرانکل چنین نظریه ای انسان را دستگاهی خودکار معرفی میکند و به ماهیت واقعی او توجهی ندارد. میدان آزادی انسان محدود است و آزادی او در انتخاب شرایط و عوامل نیست، بلکه او از این آزادی و اختیار برخوردار است که در برخورد با شرایط، چه واکنش و برخوردی داشته باشد.

فرانکل نظریه روان تحلیل گری را به دلیل تاکید بیش از حد بر غریزه جنسی، نادرست و سزاوار ملامت میداند. اما به نظر او آنچه نادرست تر و خطرناکتر است، جانبداری از جبر مطلق و نادیده گرفتن آزادی و قدرت انسان در مواجهه با شرایط و حوادث زندگی است. انسان موجودی محدود نیست که رفتارش در قالب شرایط قابل پیش بینی باشد، بلکه او در هر لحظه تصمیم میگیرد که تسلیم شرایط بشود یا ایستادگی کند.

برمبنای همین اصول است که هر انسانی این آزادی را دارد که در هر لحظه تغییر کند و بنابراین، شخصیت هر فرد اساسا غیرقابل پیش بینی باقی مانده است. نتیجه مستقیم صاحب اراده و قدرت انتخاب بودن، مسئول بودن است. در واقع مسئول بودن روی دیگر مختار بودن و آزاد بودن است.
آزادی تنها نیمی از حقیقت و جنبه منفی آن است. نیمه دیگر و بعد مثبت آن، مسئولیت پذیری است. اگر آزادی با مسئولیت پذیری همراه نشود، ممکن است در معرض سقوط و انحطاط تا حد خودکامگی و استبداد محض پیش رود. پس انسان بودن به معنای مسئول بودن است. مسئول بودن هرکس برای بودن خودش. مسئول بودن با خود مکلف بودن را به همراه می آوردهریک از ما دارای وظیفه و رسالتی ویژه در زندگی است که میبایست بدان تحقق بخشد. انسان در انجام این وظیفه و رسالت جانشینی ندارد و زندگی قابل برگشت نیست.

  • راه های معنا بخشیدن به زندگی :
    از دیدگاه فرانکل تحقق معنا در زندگی از سه راه امکان پذیر است:

انجام کاری ارزشمند: مانند کار کردن در یک شغل، ساختن یک خانه، نوشتن یک کتاب و نقاشی کردن.
کسب تجربه های والایی : همچون تماشای شگفتی های طبیعت، برخورد با یک فرهنگ و یا درک فردی دیگر یعنی عشق. طرز برخوردی که نسبت به رنج برمی گزینیم.

فرانکل از همه اینها با عنوان کلی “ارزش ها” یاد می کند. ارزش ها بسان معنای زندگی برای هرکس و هر وضعیت یکتاست. ارزش ها برای آنکه بتوانند با موقعیت های گوناگونی که با آن رویاروی می شویم انطباق یابند، متغیر و قابل انعطافند. در سراسر زندگی، باید همواره خود را با مسئله ارزش ها رویاروی ببینیم و در هر موقعیتی، ارزشی را که به زندگی مان می بخشد، برگزینیم.

 

منابع
۱- هرگنهان، بی.آر.(۲۰۰۶). تاریخ روانشناسی (ویراست ششم). ترجمه: یحیی سیدمحمدی (۱۳۸۹). تهران: نشر ارسباران. (ص ۷۱۷-۷۱۸-۷۱۹).
۲- فیست، جس و فیست، گریگوری جی(۲۰۰۲). نظریه های شخصیت (چاپ هفتم). ترجمه: یحیی سیدمحمدی (۱۳۹۱). تهران : نشر روان. (ص۶۲۷).
۳- حیدری، مجتبی (۱۳۹۰). معنا درمانگری فرانکل در نگاه تحلیلی و نقد. ماهنامه معرفت، شماره ۱۱۹٫
۴- حسنی بافرانی، طلعت (۱۳۸۹). ماهیت انسان و نیازهای متعالی او از دیدگاه ویکتور فرانکل. روانشناسی و دین، سال سوم، شماره چهارم، زمستان ۱۳۸۹٫
۵- ترخان، مرتضی; آقایوسفی، علیرضا و شقاقی، فرهاد (۱۳۹۰). نظریه های مشاوره و روان درمانی (رشته روانشناسی). تهران: دانشگاه پیام نور.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی