امروز

جمعه, ۳ خرداد , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۲:۲۷ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

هانا آرنت کیست؟

او در آمریکا سال‌ها استاد دانشگاه در رشتهٔ تئوری سیاسی بود و از چند کشور، ده‌ها دکتری افتخاری گرفت، و جایزهٔ آلمانی‌زبان لِسینگ و فروید را نیز از آن خود کرد.

هانا آرنت در سال ۱۹۰۶ در لیندن واقع در نزدیکی هانوفر و در یک خانوادهٔ مرفه یهودی چشم به جهان گشود. والدین وی اگر چه لیبرال و غیرمذهبی بودند، اما هانا را با این روحیه تربیت کردند که در مقابل یهودی‌ستیزی ساکت ننشیند.

هانا آرنت پس از پایان دورهٔ متوسطه، در ۱۸ سالگی در وارد دانشگاه ماربورگ شد. او تحصیل خود را در رشته‌های فلسفه، ادبیات یونان و الهیات مسیحی در دانشگاه ماربورگ آغاز کرد ولی پس از چندی تحصیلات خود در ماربورگ را رها کرد و به دانشگاه هایدلبرگ رفت و رساله دکترای خود را در فلسفه در سال ۱۹۲۶ با عنوان «مفهوم عشق از نظر آگوستین قدیس» با کارل یاسپرس، فیلسوف بزرگ آلمانی گذراند که بدان روزگار از منتقدان سرسخت آراء هایدگر و تفکر محافظه کارانه بود.

هانا آرنت که از دوران تحصیل در دانشگاه هایدلبرگ به بعد به یکی از بانفوذترین و خوش فکرترین رهبران چپ آلمان بدل شده بود، از مخالفان سرسخت نازی‌های آلمان و از مدافعان شوراهای انقلابی چپ بود.

آرنت در سال ۱۹۲۹ به برلین رفت و نخستین کتاب خود را که با عنوان زندگینامه راحل فارنهاگن منتشر کرد. هانا آرنت در سال ۱۹۳۳، به هنگامی که هیتلر در آلمان قدرت گرفت، چندی به زندان افتاد.

حکومت نازی هانا آرنت را پس از شعله‌ور شدن آتش جنگ جهانی دوم به اردوگاه‌های مرگ و کوره‌های آدم سوزی اعزام کرد اما بخت فلسفه و نظریه سیاسی بلند بود و هانا آرنت از اسارت فرار و سرانجام به آمریکا مهاجرت کرد و در سال ۱۹۵۱ تابعیت ایالات متحده را پذیرفت. هانا آرنت در آمریکا استاد کرسی نظریه‌های سیاسی بود. او بیشتر وقت خود را صرف تدریس در دانشگاه‌های پرینستون، شیکاگو و «مدرسه جدید پژوهش‌های اجتماعی» و نوشتن آثاری مهم در فلسفه سیاست کرد.

 

دغدغه‌های مهم آرنت عبارت بود از:خودکامگی، ماهیت شر و تضعیف مشارکت عمومی در روند سیاسی.

 

کتاب مشهور هانا آرنت با عنوان عنصرها و خاستگاه حاکمیت توتالیتر در سال ۱۹۵۱ به زبان انگلیسی منشتر شد. این کتاب آرنت را به یکی از مشهورترین و با نفوذترین نظریه پردازان دوران خود بدل و کتاب قدرت و قهر، از مهم‌ترین آثار هانا آرنت، جایگاه او را چون یکی از نظریه‌پردازان بزرگ قرن بیستم، تثبیت کرد. آلمانی همین اثر در سال ۱۹۵۵ به چاپ رسید. آرنت در این اثر با رژیم‌های توتالیتر ناسیونال سوسیالیستی و استالینیستی از نظر سیاسی تسویه‌حساب کرده‌است. این اثر بازتاب گسترده‌ای در میان متفکران و محافل سیاسی جهان داشت و آوازهٔ هانا آرنت را به عنوان اندیشمند سیاسی تثبیت کرد. هانا آرنت در این کتاب و در دیگر آثار خود نقدی عمیق، نو و ساختاری از مباحثی چون نسبت روان‌شناسی توده‌ها و حکومت‌های توتالیتر، نسبت عرصه عمومی و خصوصی و نسبت آزادی و فردیت با قدرت سیاسی به دست می‌دهد.

هانا آرنت در کتاب ابتذال شرور در تحلیل محاکمه آدولف آیشمن، از سران نازی که در اسرائیل محاکمه شد، تحلیلی جامع از یهودستیزی و هولوکاست به دست می‌دهد او با قدرت‌گرفتن فاشیسم، دو بار دچار خطر جانی شد؛ یک‌بار در سال ۱۹۳۳ مدتی در زندان آلمان و بار دیگر در سال ۱۹۴۰ در فرانسهٔ اشغال‌شده، زمانی که در اردوگاه‌های موقت انتقال به کوره‌های آدم‌سوزی هیتلری بود؛ و پس از این که در سال ۱۹۵۱ تبعهٔ آمریکا گردید. بعدها نوشت که زبان اول تبعیدش، فرانسوی و زبان دوم مهاجرتش، انگلیسی شد.

هانا آرنت تحت تأثیر کانت، هوسرل، هایدگر، کارل یاسپرس، رزا لوکزامبورگ، هگل، رودولف بولتمان، مارکس و ادبیات یونان باستان بود اما رابطه پدرانه اش با یاسپرس، رابطهٔ شاگردی با هوسرل و رابطه عاشقانه‌ای که با هایدگر داشت، برجسته‌است.

هانا آرنت را شاید بتوان از معدود فیلسوفانی دانست که محور اساسی کل آثارش را به گرد خود سامان داده و معنا بخشیده است:

خشونت، بی رحمی و رنج انسانی در رژیم‌های توتالیتر.

آرنت که در دوران پرتلاطم فرو رفتن تدریجی آلمان درون فاشیسم به دنیا‌آمد، تجربهء دردناک فروپاشی اخلاقی و عقلانی جامعهء فرهیختهء آلمان قرن نوزدهم را به مثابهء یک یهودی و یک روشنفکر به گونه‌ای مضاعف درک می‌کرد و ناچار بود درد تبعید، نخست در فرانسه و سپس در آمریکا و دوری از اساتیدش‌ هایدگر و یاسپرس، را نیز بر آن اندوه بیفزاید.

کتاب ارزشمند و بنیادین آرنت با عنوان «مبانی توتالیتاریسم»(1951) که چند سال پس از آن با کتاب‌های متعدد دیگر و از جمله با کتاب «دربارهء انقلاب»
(1963) تکمیل شد، برای او فرصتی بود تا توتالیتاریسم را در دو بعد اساسی آن یعنی فاشیسم هیتلری و کمونیسم استالینی همچون دو روی یک سکه از نوع جدیدی از تفسیر سیاسی بر قانون طبیعی به تحلیل کشد.

هنگامی که مدام به شما دروغ می‌گویند، نتیجه این نیست که شما این دروغ‌ها را باور می‌کنید، بلکه این است که دیگر هیچ‌کس به هیچ‌چیز باور ندارد.
مردمی که دیگر نتوانند چیزی را باور کنند نمی‌توانند نظری هم داشته باشند. نه تنها از توانایی اقدام به کاری محروم‌اند، بلکه از توانایی اندیشیدن و داوری کردن محروم می‌شوند. و با چنین مردمی شما هرکاری بخواهید می‌توانید بکنید.

“پرسش های سیاسی بسیار جدی‌تر از آن هستند که به سیاستمداران وانهاده شوند”

درودها

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی