امروز

جمعه, ۱ شهریور , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۶:۲۳ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

 

  • خلوت گزینی و تنهایی، سرآغاز زندگی با دیگران: صدای گفت‌وگوی خاموش «خود با خویشتن»

آشنایی با هانا آرنت

در دنیای ارتباطات فراگیر امروزی، در اینترنت و فضای مجازی، به ندرت یادمان می‌ماند که فضایی برای تفکر و تأمل انفرادی فراهم کنیم. اما اگر قابلیت خلوت‌گزینی، یعنی توانایی خلوت کردن با خود، را از دست بدهیم، توانایی اندیشیدن را هم از دست می‌دهیم. پیش از این که بتوانیم با دیگران هم‌صحبت شویم، باید مصاحبت با خود را بیاموزیم.

جنیفر استیت در مقاله ای با ترجمه خوب عرفان ثابتی می گوید اگر در خلوت خود، تنها و بی‌کس شویم چه؟ آیا این خطر وجود ندارد که به افرادی منزوی و بی‌بهره از لذت‌های دوستی تبدیل شویم؟ فیلسوفان از دیرباز تمایز دقیق و مهمی میان «خلوت‌گزینی» و «تنهایی» قائل شده‌اند. افلاطون در کتاب جمهوری (حدود 380 قبل از میلاد) با نقل حکایتی اخلاقی نشان می‌دهد که سقراط از فیلسوفِ گوشه‌نشین تجلیل می‌کند. در تمثیل غار، فیلسوف از ظلمت پناهگاهی زیرزمینی – و از مصاحبت دیگر آدمیان – به روشناییِ تفکرِ عمیق می‌گریزد. فیلسوف تنهاست اما بی‌کس نیست، و با جهان و خویشتنِ خویش دم‌ساز می‌شود. در خلوت، سرانجام صدای گفت‌وگوی خاموش «خود با خویشتن» به گوش می‌رسد.

در قرن بیستم، ایده‌ی خلوت‌گزینی کانون اندیشه‌ی هانا آرنت را شکل می‌داد. آرنت، مهاجر یهودی-آلمانی‌ای که از نازیسم گریخته و در آمریکا پناه گرفته بود، بخش زیادی از عمرش را صرف مطالعه‌ی رابطه‌ی میان فرد و شهر کرد. به نظر او، آزادی با حیطه‌های خصوصی (حیات نظری) و سیاسیِ عمومی (حیات عملی) پیوند دارد. به عقیده‌ی او، آزادی صرفاً به معنی توانایی انسان برای خودانگیخته و خلاقانه عمل کردن در حوزه‌ی عمومی نیست. آزادی همچنین مستلزم توانایی اندیشیدن و داوری کردن در حوزه‌ی خصوصی است، جایی که تنهایی فرد را قادر می‌کند تا به کنش‌های خود بیاندیشد و وجدانش را پرورش دهد، از هیاهوی جمعیت بگریزد – و سرانجام صدای اندیشیدن‌اش را بشنود.

آرنت، هم‌نوا با افلاطون، می‌گوید: «اندیشیدن، از منظر هستی‌شناختی، فعالیتی انفرادی اما نه در تنهایی است؛ خلوت وضعیتی انسانی است که در آن با خودم مصاحبت و معاشرت می‌کنم. تنهایی وقتی رخ می‌دهد … که تنها و بی‌همدم‌ام» اما می‌خواهم همدمی بیابم و نمی‌توانم.

 

I Feel Lonely, But I’m Not Alone

 

در خلوت، آرنت هرگز محتاج و آرزومند یار و همدم نبود زیرا هیچ‌گاه واقعاً تنها نبود. خویشتن خویشِ او دوستی بود که با وی گفت‌وگو می‌کرد، همان صدای خاموشی که پرسش حیاتیِ سقراطی را می‌پرسید: «منظورت چیست وقتی می‌گویی …؟» به قول آرنت:

خویشتن خویش «تنها کسی است که هرگز نمی‌توانیم از او بگریزیم – مگر این که از اندیشیدن دست برداریم.»

در این زمانه، نباید هشدار آرنت را از یاد برد. در دنیای ارتباطات فراگیر، جهانی که در آن می‌توان همیشه و بی‌درنگ در اینترنت ارتباط برقرار کرد، به ندرت یادمان می‌ماند که فضایی برای تفکر و تأمل انفرادی فراهم کنیم. هر روز، صدها بار صندوق پستی الکترونیکی خود را وارسی می‌کنیم؛ هر ماه هزاران پیامک می‌فرستیم؛ به طور وسواس‌آمیزی توئیتر، فیسبوک، و اینستاگرام را مرور می‌کنیم، زیرا بسیار مشتاقیم که همیشه با همه، خواه دوستان نزدیک و خواه آشنایان تصادفی، ارتباط داشته باشیم. در این شبکه‌ها دنبال دوستان دوستان، عشاق قبلی، آدم‌های عمدتاً ناآشنا، و آدم‌های بی‌ربط می‌گردیم. ما همیشه در طلب همدم‌ایم.

اما آرنت به ما یادآوری می‌کند که:

 اگر قابلیت خلوت‌گزینی، یعنی توانایی خلوت کردن با خود، را از دست بدهیم، توانایی اندیشیدن را هم از دست می‌دهیم.

در این صورت، میان جمعیت گیر می‌افتیم. به قول او، «مجذوب کارها و باورهای دیگران» می‌شویم: در قفسِ دنباله‌رویِ بی‌ملاحظه اسیر می‌شویم و دیگر نمی‌توانیم «درست را از نادرست، و زشت را از زیبا» تمیز دهیم.

خلوت‌گزینی نه تنها حالتی ذهنی است که برای پرورش خودآگاهی و وجدان فردی ضرورت دارد، بلکه تمرینی است که فرد را برای مشارکت در زندگی اجتماعی و سیاسی آماده می‌کند. پیش از این که بتوانیم با دیگران هم‌صحبت شویم، باید مصاحبت با خود را بیاموزیم.

درودها

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی