امروز

پنج شنبه, ۲۹ فروردین , ۱۳۹۸

  ساعت

۲۳:۵۷ بعد از ظهر

سایز متن   /

در قسمت قبل در مورد رویکرد روان درمانی توضیح داده شد که اگزیستانسیال ها مدعی هستند که  تعارض درونی‌ای که ما را مسحور خود می‌سازد، نه فقط ناشی از کشاکش میان غرایز سرکوب شده یا افراد مهم درونی شده یا خرده ریزهای خاطرات تروماتیک فراموش شده بلکه ناشی از رویارویی با مسلمات هستی نیز هست.

منظور از «مسلمات» هستی چیست؟  مرگ، انزوا، معنای زندگی و آزادگی.

 

  •  مولفه های درمانی (ادامه)

6- همدلی:

از پنجره‌ی بیمار به بیرون نگاه کردن: سعی کردن جهان را همان‌طور ببینید که بیمار می‌بینید. اگردرمانگر به درستی به جهان بیمار واردشود، درمان تقویت خواهد شد. بیماران از تجربه‌ی اینکه کاملاً دیده و به خوبی درک شوند، بهره‌ی فراوان خواهند برد. برای ما بسیار مهم است که درک کنیم بیمارانمان گذشته، حال و آینده را چگونه تجربه می‌کنند. اطلاع در مورد گذشته‌ی بیمار، به توانایی تان در نگاه کردن از پنجره‌ی بیمار می‌افزاید. بررسی گذشته، نه تنها در شکل دادن به زنجیره‌ی علت‌ها اهمیت دارد، که همچنین با ما اجازه می‌دهد همدلی درست بیشتری با بیمار داشته باشیم.

7- همدلی را آموزش دهید:

همدلی درست، نه تنها برای درمانگر، که برای بیمار نیز یک ویژگی ضروری محسوب می‌شود و ما وظیفه داریم به بیماران کمک کنیم نسبت به دیگران همدلی پیدا کنند. «اینجا و اکنون» روش موثری است که درمانگران می‌توانند برای ایجاد همدلی در بیماران از آن استفاده کنند.

8- بگذارید بیمار برایتان اهمیت پیدا کند:

بگذارید بیمارانتان برایتان اهمیت یابند، بگذارید به ذهنتان وارد شوند، شما را تحت تأثیر قرار دهند و تغییرتان دهند؛ و این را از ایشان پنهان نکنید.

9- به اشتباهات خود اعتراف کنید:

وقتی اشتباهی مرتکب می‌شوید به آن اقرار کنید. هرکوششی برای پوشاندن آن نتیجه‌ی معکوس دارد. بیمار به طریقی حس خواهد کرد قصد فریب او رادارید ودرمان صدمه خواهد دید. به علاوه، اقرار واضح به اشتباه الگوی خوبی برای بیماران است و نشانه‌ی دیگری از اهمیتی که برایشان قائلید.

10- برای هر بیمار درمانی جدیدابداع کنید.

درمانگران باید رابطه‌ی منحصر به فردی بر پایه‌ی خلوص و توجه مثبت بی قید و شرط با بیمار برقرار کنند. آنان بیماران را وامی‌دارند که هر جلسه را با «نکته‌ی ضروری» خویش آغاز کنند و در لحظه‌ی رویارویی به عمق مسائل مهم زندگی خود فرو روند و آن ها را آشکار کنند. جریان درمان در اصل باید منحصربفرد باشد و همیشه بتواند در بسترهای پیش‌بینی نشده جاری شود.

ولی با محصور شدن در یک فرمول، به طرز مضحکی تغییر شکل داده است. درمانگر باید بکوشد تادرمانی جدید برای هر بیمار خلق کند. درمانگر باید برای بیمار توضیح دهد برترین وظیفه‌ی آنها، با هم ساختن رابطه‌ای است که خود آن رابطه، عامل تغییر خواهد شد. درمانگر باید این آمادگی را داشته باشدکه همگام با بیمار حرکت کند و هر آنچه برای ایجاد حس اعتماد و امنیت در رابطه لازم است، انجام دهد.

«تکنیک» یا فن زمانی کمک کننده است که مواجهه‌ی منحصر به فرد بیمار و درمانگر سرچشمه گرفته باشد. هر دوره‌ی زمانی از پاسخ‌ها یا تکنیک‌های کوچک و بزرگ خود انگیخته‌ای ساخته می‌شود که برنامه ریزی قبلی برای آن‌ها غیر ممکن است.

11- کردار درمان کننده است نه گفتار:

از فرصت‌هایی که امکان آموختن از بیماران را رفراهم می‌آورند، استفاده کنید. ضروری است که اغلب بیماران را درباره‌ی موثر بودن فرآیند درمان جویا شوید. پرسیدن تلفنی حال بیمار بسیار پریشان یا درمعرض خودکشی وقت چندانی نمی‌برد، ولی برای بیمار بسیار پر معنی است. اگر درمانگر می‌ترسد به این ترتیب وابستگی بیمار را تشدید کند، می‌تواند از بیمار بخواهد تا با یکدیگر روشی برای حمایت از بیمار در موقعیت‌های بحرانی ابداع کنند.

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

یادداشت ها با نام نویسنده

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی