امروز

دوشنبه, ۱ مهر , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۵:۴۷ بعد از ظهر

سایز متن   /

 

  • کتاب گریز از آزادی

در این کتاب پروفسور اریک فروم ، استاد بزرگ روانشناسی اجتماعی به تحلیل و بررسی آزادی می پردازد . در ابتدا تعریفی از آنچه که آزادی می خواند بیان می کند و تفاوت آن را با آنچه که در جامعه به طور عموم آزادی نامیده می شود بیان می دارد . فروم سپش نظریه خود را مطرح می کند و اعلام می کند که انسان به طور ناخودآگاه در حال گریز از آزادی است و تلاش می کند تا نادانسته آزادی خود را محدود کند . فروم پس از آن مکانیزم های گریز انسان از آزادی را بیان می کند و به شرح آنها می پردازد.

یکی از مفاهیم بنیادی نظریه فروم، آزادی در برابر امنیت، تعارض بنیادی آدمی است. در تاریخ تمدن غرب،هر زمان که مردم آزادی بیشتری به دست آورده اند، بیشتر احساس تنهایی، بی اهمیتی و بیگانگی از دیگران پیدا کردند و هر زمان که از آزادی کمتری برخوردار بودند، احساس تعلق و امنیت در آن ها بیشتر بوده، به نظ میرسه که آزادی با نیاز انسان برای کسب امنیت و هویت یابی، تناقض دارد و به همین دلیل مردمان قرن بیستم، به علت داشتن آزادی بیشتر، از هر زمانی احساس تنهایی، بیگانگی و بی اهمیتی می کنند.

بیگانگی با طبیعت

به عقیده فروم، مردمان اولیه از طریق یکی دانستن خود با قبایل یا عواطف خویش، سعی می کردند با این احساس های بیگانگی از طبیعت مقابله کنند. با سهیم شدن در اسطوره ها، مذاهب و مناسک قبیله ای، امنیت احساس تعلق به گروه را کسب کردند. عضویت در گروه، پذیرش، احساس وابستگی و یک رشته سنت ها و مقررات را تامین می کرد. مذاهبی که مردمان اولیه به وجود آوردند نیز به برقراری دوباره پیوند با طبیعت کمک کردند. پرستش بر چیزهای طبیعی مانند خورشید، ماه، آتش، گیاهان و حیوانات تمرکز داشت.

 

آخرین دوران ثبات، امنیت و تعلق پذیری است. این دورانی بود که هیچ آزادی فردی وجود نداشت زیرا نظام فئودالی جایگاه هر فرد را در جامعه تعیین کرده بود. افراد در نقش و مرتبه طبقاتی که در ان بدنیا آمده باقی ماندند. هیچ تحرک جغرافیایی و اجتماعی وجود نداشت و انتخاب شغل، رسوم اجتماعی یا عادات لباس پوشیدن ناچیزی وجود داشت. گرچه افراد آزاد نبودند، ولی از دیگران بیگانه هم نبودند. ادامه دارد … ساختار اجتماعی خشک و انعطاف ناپذیر، به معنی مشخص بودن جایگاه فرد در جامعه بود. در مورد این که فرد به کجا یا به چه کسانی تعلق داشت، تردیدی وجود نداشت. بعد از رنسانس و اصلاح پروتستان، افزایش آزادی شخصی، این ثبات و امنیت نابود گردید و افراد انتخاب بیشتر و کنترل بیشتری را بر زندگی خود کسب کردند. این آزادی به عقیده فروم، به قیمت از دست دادن پیوندهای اجتماعی که امنیت و احساس تعلق پذیری بود. در نتیجه، احساس های ناامنی، پوچی و بی معنایی و تردید درباره زندگی، آنها را احاطه کردند.

 

 

منابع :
نظریه های شخصیت،جس فیست، گرگوری فیست، یحیی سیدمحمدی (مترجم)
نظریه های شخصیت تالیف شولتز ویراست هشتم

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی