امروز

دوشنبه, ۲۵ شهریور , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۹:۳۲ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

 

رشد به تغییرات ذهنی، جسمی و روانی گفته می‌شود که از لحظه تشکیل جنین تا مرگ ادامه دارد. رشد و تحول حرکتی مستمر و پیوسته با ماهیتی پیچیده و چند جهتی و دارای مراحل مختلف است. ساختار وجودی انسان درگذر از این مراحل شکل می‌گیرد و در ابعاد زیستی، شناختی، عاطفی و اجتماعی تکامل می‌یابد.

دکتر استنلی گرین‌اسپن، یکی از شناخته‌شده‌ترین افرادی است که درزمینهٔ مراحل رشد کودک مطالعه و پژوهش نموده است. در ادامه با مراحل رشد و تحول کودک در مرحله  پنجم خلق نمادها و استفاده از کلمات و عقاید از دیدگاه گرین اسپن آشنا می‌شویم.

 

 

مرحله پنجم رشد و تحول کودک: خلق نمادها و استفاده از کلمات و عقاید

 

تا یک و نیم سالگی، مهارت‌های حرکتی کودکان تا جایی رشد یافته است که بتوانند عضلات دهان و تارهای صوتی خود را تنظیم کنند و توانایی­ های ذهنی آن‌ها نیز تا حدی پیشرفت کرده است که شروع به استفاده از زبان برای ابراز خودشان می‌کنند.

برای فهم و استفاده از کلمات و زبان، کودکان باید ابتدا بتوانند بر علامت­ دهی هیجانی پیچیده که امکان جدا کردن اعمال از ادراکات را به آن‌ها می‌دهد و تصاویر را در ذهن آن‌ها نگه می‌دارد، تسلط یابند.

 

برای معنا دادن به این تصاویر باید بتوانند آن‌ها را به هیجان‌هایشان ارتباط دهند و به این وسیله نمادها و عقاید را ایجاد کنند. به‌این‌ترتیب، زبان شکل می­گیرد زیرا تصاویر از طریق تعداد زیادی از تبادلات و تجارب مرتبط هیجانی معنا پیدا می­کنند. برای مثال، یک کودک هجده‌ماهه که هجوم احساسات را نسبت به مادرش تجربه می­کند، در مراحل اولیه­تر ممکن است مادر را محکم بغل کند تا احساسش را نشان بدهد درحالی‌که در این مرحله کودک می­تواند از نمادها برای بیان احساساتش استفاده کند، مثلاً به مادر بگوید «دوستت دارم». همچنین می­تواند آزرده شدن و فریاد زدن را با گفتن «من عصبانی» نشان بدهد.

 

خلق نمادها و استفاده از کلمات و عقاید

 

استفاده کارکردی از اندیشه ­ها و نمادها در بازی تخیلی دیده می‌شود. در این مرحله، کودکان از بازی وانمودی برای نمادسازی از رویدادهای واقعی و تصوری، مانند مهمانی عصرانه یا حمله هیولاها استفاده می­کنند. اکنون آن‌ها از نمادها برای دست‌کاری اندیشه­ ها در ذهنشان، بدون اینکه در واقع فعالیتی انجام بدهند، استفاده می ­کنند. این­ کار به آن‌ها اجازه می­دهد تا در استدلال، تفکر و حل مسئله به انعطاف‌پذیری جدیدی دست یابند. در انتهای این مرحله نسبت به آغاز آن، زبان و استفاده از نمادها، در اثر عبور از سطوحی که در پی­ می­ آیند، پیچیده ­تر می‌شود:

 

کلمات و فعالیت­ها باهم برای بیان عقاید استفاده می­ شوند.
کلمات احساسات جسمانی را نشان می­دهند: «دلم درد می‌کنه.»
کلمات به‌جای فعالیت­ها مورد استفاده قرار می­گیرند و تمایلات را بیان می­کنند: «می­زنمت».

کلمات عقاید مبتنی بر احساس ­های کلی را بیان می­ کنند: «ازت متنفرم». احساسات به‌طورکلی دوقطبی شده ­اند (که همه خوب یا همه بد است).
کلمات، آنچه درون فرد در جریان است را نشان می­ دهند که در نظر گرفتن بسیاری از فعالیت­ های مناسب را امکان­پذیر می­ کند: «من گرسنه ­ام، چی بخوریم؟»
کلمات برای بیان احساسات مختلفی که لزوماً با فعالیت­ ها ارتباطی ندارند نیز مورد استفاده قرار می­ گیرند: «من کمی تنها هستم» یا «من دارم ناامید می­شوم».

 

تفکر نمادین که منجر به رشد زبان می­ شود، به سطوح بالاتری از توانایی­ های ذهنی در بسیاری از حوزه ­ها نیز می­ انجامد که شامل: زمینه ­های دیداری-فضایی و توانایی برنامه­ ریزی برای فعالیت­ هایی که در جهت اهداف نمادین هستند، می ­شود؛ بنابراین پی بردن به اینکه چرا کودکانِ مبتلا به یک نقص بیولوژیکی مرتبط با پیوند دادن نیازها و هیجان­ها به کلمات و فعالیت­ ها در عبور از این مراحل مشکل دارند، آسان می­ شود.

 

 

در ادامه مطالعه نمایید

تفکر هیجانی، منطق و درک واقعیت

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی