امروز

سه شنبه, ۱۹ آذر , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۰:۴۵ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

 

  • انسجام هویت در برابر سردرگمی

مراحل روانی _ اجتماعی رشد شخصیت: نقش، مرحله ای است که باید با بحران هویت خود مواجه شده و آن را حل کنیم. این زمانی است که خودانگاره ی خویش را تشکیل می دهیم، یعنی ادغام عقایدمان درباره ی خود و درباره ی اینکه دیگران چه تصوری از ما دارند. اگر این فرایند به نحو رضایت بخشی حل شود،نتیجه ی آن تصویری منسجم و باثبات است. تشکیل دادن هویت و پذیرفتن آن کاری دشوار و اغلب مملو از اضطراب است. نوجوان ها نقش ها و ایدئولوژی های مختلف را امتحان می کنند و می کوشند مناسب ترین آن را تعیین کنند.اریکسون معتقد بود که نوجوانی فاصله ی بین کودکی و بزرگسالی و وقفه ی روان شناختی ضروری است که فرصت و انرژی لازم را به فرد می دهد تا نقش های مختلفی را ایفا کند و خودانگاره های متفاوتی را بپذیرد.

افرادی که با احساس نیرومند هویت خود از این مرحله بیرون می آیند،با اطمینان و اعتماد کافی با بزرگسالی روبرو می شوند.کسانی که نمی توانند به هویت منسجم دست یابند ـ که دچار بحران هویت می شوند ـ سردرگمی نقش را آشکار خواهند ساخت.به نظر می رسد که آنها نمی دانند کیستند،به کجا تعلق دارند،یا به کجا می خواهند بروند.امکان دارد آنها از روال زندگی عادی (تحصیلات،شغل،زندگی زناشویی) دور شوند،همانگونه که اریکسون برای مدتی چنین کرد،یا هویت منفی را در تبهکاری یا مواد مخدر جستجو کنند. حتی هویت منفی،به گونه ای که جامعه آن را تعریف می کند، از بی هویتی بهتر است،گو اینکه این به اندازه ی هویت مثبت رضایت بخش نیست.
مراحل روانی _ اجتماعی رشد شخصیت اریکسون به تاثیر بالقوه نیرومند گروه های همسال بر رشد هویت در نوجوانی اشاره کرد. او خاطر نشان ساخت که ارتباط زیاد با گروه ها و دار و دسته های متعصب یا همانند سازی بی اختیار با شمایل فرهنگ عامه می تواند خود در حال رشد را محدود کند. نیروی بنیادی که باید در طول دوره ی نوجوانی به وجود آید وفاداری است که از هویت منسجم خود ناشی می شود.وفاداری صمیمیت،صداقت،و وظیفه شناسی را در روابط ما با دیگران شامل می شود.

 

  • صمیمیت در برابر انزوا

مراحل روانی _ اجتماعی رشد شخصیت اریکسون مرحله ی جوانی را از مراحل قبلی طولانی تر می دانست، به طوری که از پایان نوجوانی تا تقریبا ۳۵ سالگی ادامه دارد. در این دوره، خود را از والدین و نهادهای شبه والدین، مانند دانشگاه مستقل کرده و به عنوان فرد بزرگسال پخته و مسئول، انجام وظیفه می کنیم. ما کارهای ثمر بخشی را انجام می دهیم و روابط صمیمانه ای برقرار می کنیم ـ روابط دوستی صمیمی و پیوند جنسی. از نظر اریکسون، صمیمیت به روابط جنسی محدود نمی شود بلکه احساس های اهمیت دادن و تعهد را نیز در بر می گیرد. این هیجانها را می توان آزادانه،بدون توسل به مکانیزمهای حفاظت از خود یا دفاعی و بدون ترس از دست دادن احساس هویت نشان داد.

کسانی که نمی توانند چنین صمیمیتی را در جوانی برقرار کنند، احساس انزوا خواهند کرد. آنها از تماس های اجتماعی خودداری و دیگران را رد می کنند و حتی امکان دارد به آنها پرخاشگری نشان دهند. آنها ترجیح می دهند تنها باشند زیرا از صمیمیت به عنوان تهدیدی برای هویت خود می ترسند. نیروی بنیادی که از صمیمیت سالهای جوانی حاصل می شوند عشق است ،که اریکسون آن را مهمترین امتیاز انسان دانست. او آن را به صورت از خودگذشتگی دوجانبه در هویتی مشترک، نوعی آمیختگی خویشتن با فردی دیگر توصیف کرد.

 

  • زایندگی در برابر رکود

مراحل روانی _ اجتماعی رشد شخصیت: بزرگسالی ـ تقریبا از ۳۵ تا ۵۵ سالگی ـ مرحله ی پختگی است که نیاز داریم فعالانه به آموزش دادن و هدایت کردن نسل بعدی بپردازیم.این نیاز از خانواده ی نزدیک ما فراتر می رود.از نظر اریکسون، نگرانی ما گسترده تر می شود و نسل های آینده و نوع جامعه ای را که در آن زندگی خواهند کرد در بر می گیرد.نیازی نیست که کسی پدر یا مادر باشد تا زایندگی نشان دهد و داشتن فرزند نیز به طور خودکار این میل را ارضا نمی کند. اریکسون معتقد بود که تمام نهادها ـ خواه تجاری باشند یا دولتی،خدمات اجتماعی یا تحصیلی ـ فرصتهایی را برای ابراز زایندگی فراهم می کنند.بنابراین،در هر سازمان یا فعالیتی که درگیر باشیم می توانیم راهی پیدا کنیم تا برای بهبود جامعه در سطح گسترده مربی،معلم،یا راهنمای جوانان باشیم.

در صورتی که افراد میانسال نتوانند یا نخواهند راه خروجی برای زایندگی پیدا کنند،ممکن است غرق در رکود،بی حوصلگی، و فقر میان فردی شوند. برداشت اریکسون از این مشکلات عاطفی در میانسالی شبیه برداشت یونگ از بحران میانسالی است. امکان دارد این افراد به مرحله ی شبه صمیمیت واپس روی کرده و خود را به شیوه ی بچگانه لوس کنند.این نیز امکان دارد که آنها به خاطر اینکه به فکر نیازها و آسایش خودشان هستند از لحاظ جسمی و روانی بی ارزش شوند. مراقبت نیروی بنیادی ناشی از زایندگی در بزرگسالی است. اریکسون مراقبت را به صورت اهمیت دادن به دیگران تعریف کرد و معتقد بود در نیاز به آموزش دادن، نه تنها برای کمک کردن به دیگران بلکه برای تحقق بخشیدن به هویت خویش، آشکار می شود.

 

  • انسجام خود در برابر نا امیدی

در مرحله ی آخر رشد روانی ـ اجتماعی،یعنی پختگی و پیری، با انتخاب بین انسجام خود و نا امیدی روبرو می شویم. این نگرش ها بر نحوه ای که کل زندگی خود را ارزیابی می کنیم تاثیر می گذارند. در این دوره،تلاشهای عمده ما به اتمام رسیده یا نزدیک به اتمام است.ما زندگی خود را بررسی نموده و به آن می اندیشیم. اگر با احساس خشنودی و رضایت خاطر به گذشته بنگریم، معتقد باشیم که به نحو شایسته ای با پیروزی ها و شکست ها کنار آمده ایم، در این صورت گفته می شود که از انسجام خود برخورداریم. به بیان ساده،انسجام خود، پذیرفتن جایگاه و گذشته ی خویش را شامل می شود.

از سوی دیگر، اگر زندگی خود را با احساس ناکامی بررسی کنیم، از فرصت های از دست رفته عصبانی شویم و به خاطر اشتباهاتی که نمی توانند جبران شوند تاسف بخوریم، در این صورت احساس نا امیدی خواهیم کرد. ما از خود متنفر خواهیم شد، دیگران را سرزنش خواهیم کرد و از آنچه اتفاق افتاده است برآشفته خواهیم شد.
افراد سالخورده باید به کاری بیش از اندیشیدن به گذشته بپردازند. آنها باید فعال بمانند، در زندگی مشارکت اساسی داشته باشند، به دنبال چالش و تحریک از جانب محیط خود باشند. خرد، یکپارچگی تجربه را به نسل های بعدی انتقال می دهد که به بهترین وجه با واژه ی میراث توصیف می شود.

 

منبع : سیدمحمدی، یحیی، تالیف:دوان شولتز، سیدنی الن شولتز، نظریه های شخصیت، نشر ویرایش، ۱۳۹۱

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی