امروز

جمعه, ۱ شهریور , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۶:۲۱ قبل از ظهر

سایز متن   /

 

مراحل روانی _ اجتماعی رشد شخصیت از نظر اریک اریکسون (۱)

  • اعتماد در برابر بی اعتمادی

مرحله ی دهانی – حسی رشد روانی – اجتماعی،شبیه مرحله ی دهانی رشد روانی – جنسی فروید،در سال اول زندگی،زمانی که کودک خیلی درمانده است،روی می دهد.کودک برای زنده ماندن،امنیت،و محبت کاملا به مادر یا مراقبت کننده ی اصلی خود وابسته است.در این مرحله،دهان اهمیت حیاتی دارد. اریکسون چنین نوشت:کودک از طریق دهان زندگی می کند و با آن عشق می ورزد. اگر مادر به نیازهای جسمانی کودک به طور مناسب پاسخ دهد و محبت،عشق،و امنیت کافی تامین کند،در این صورت کودک احساس اعتماد را پرورش خواهد داد،نگرشی که نظر کودک در حال رشد را در مورد خودش و دیگران توصیف خواهد کرد.

از سوی دیگر،اگر مادر طرد کننده و بی توجه بوده یا رفتار بی ثباتی داشته باشد،کودک نگرش بی اعتمادی را پرورش داده و بدگمان،بیمناک،و مضطرب خواهد شد.به عقیده ی اریکسون در صورتی که مادر تمرکز انحصاری بر کودک نداشته باشد نیز بی اعتمادی می تواند روی دهد.اریکسون در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در نوشته های خود این عقیده را بیان کرد که تازه مادری که شغل خارج از خانه را از سر می گیرد و فرزند خود را به خویشاوندان یا مهد کودک می سپارد بی اعتمادی را در کودک به وجود می آورد.

گرچه الگوی اعتماد یا بی اعتمادی به عنوان جنبه ای از شخصیت در کودکی تعیین می شود ولی این مشکل می تواند در مرحله ی بعدی رشد دوباره ظاهر شود. برای مثال، رابطه ی ایده آل فرزند – والد سطح بالایی از اعتماد را به وجود می آورد اما در صورتی که مادر بمیرد یا خانه را ترک کند، این احساس اعتماد امن می تواند نابود شود.اگر این اتفاق روی دهد،بی اعتمادی بر شخصیت حاکم می شود. بی اعتمادی کودکی می تواند بعدها در زندگی از طریق مصاحبت با آموزگار یا دوست با محبت و صبور تعدیل شود. نیروی بنیادی امید با حل موفقیت آمیز این بحران در طول مرحله ی حسی – دهانی همراه است. اریکسون این نیرو را به صورت اعتقاد به اینکه امیال ما ارضا خواهند شد توصیف کرد.امید احساس با دوام اطمینان داشتن از این است که به رغم بدبیاریهای موقتی،زنده خواهیم ماند.

 

  • خودمختاری در برابر شرم و تردید

در طول مرحله ی عضلانی – مقعدی در سال دوم و سوم زندگی،که برابر با مرحله ی مقعدی فروید است،کودکان به سرعت تواناییهای جسمانی و ذهنی گوناگون را پرورش می دهند و می توانند خودشان خیلی کارها را انجام دهند.آنها یاد می گیرند که به نحو موثرتری ارتباط برقرار کنند و راه بروند، بالا بروند،هل دهند،بکشند، و شیئی را نگه داشته یا آن را رها کنند. کودکان از این مهارتها احساس غرور می کنند و معمولا دوست دارند تا حد امکان خودشان کارهایی را انجام دهند. اریکسون معتقد بود که از بین این توانایی ها، مهمتر از همه نگهداشتن و رها کردن هستند. او این رفتارها را نمونه های نخستین واکنش نشان دادن به تعارضهای بعدی در رفتارها و نگرشها دانست. برای مثال، نگهداشتن می تواند به صورت محبت آمیز و یا خصمانه نشان داده شود. رها کردن می تواند به صورت تخلیه ی خشم ویرانگر یا بی تفاوتی آرام نشان داده شود.

نکته ی مهم این است که کودکان در این مرحله برای اولین بار می توانند درجاتی از تصمیم گیری را اعمال کرده و نیروی اراده ی خودمختار خویش را تجربه کنند.گرچه آنها هنوز به والدین خود وابسته هستند،ولی می خواهند خود را به صورت افراد یا نیروهایی در نظر بگیرند که حق و حقوقی داشته و دوست دارند توانایی های نو یافته ی خود را نشان دهند. در این مرحله،بحران اساسی بین والد و فرزند به آموزش استفاده از توالت مربوط می شود که اولین موردی است که جامعه سعی دارد یک نیاز غریزی را تنظیم کند. به کودک آموزش داده می شود که نگه دارد و فقط در مواقع و مکانهای مناسب رها سازد.

امکان دارد والدین به فرزند خود اجازه دهند آموزش استفاده از توالت را با سرعت یا گام خودش پیش ببرد یا اینکه ممکن است آزرده شوند.در این مورد،والدین با تحمیل کردن این آموزش، اراده ی آزاد کودک را نادیده گرفته و وقتی کودک درست رفتار نمی کند ناشکیبایی و خشم نشان می دهند.وقتی والدین به این صورت جلوی تلاش کودک را برای نشان دادن استقلال خود می گیرند و او را ناکام می کنند،کودک احساس خودناباوری و شرم را در برقرار کردن رابطه با دیگران پرورش می دهد.

با اینکه ناحیه ی مقعد به خاطر بحران آموزش استفاده از توالت کانون این مرحله است ولی ابراز این تعارض بیشتر روانی – اجتماعی است تا زیستی. نیروی بنیادی که از خودمختاری به وجود می آید اراده است که تصمیم بحق استفاده از آزادی انتخاب در صورت مواجه شدن با درخواستهای جامعه را شامل می شود.

 

  • ابتکار عمل در برابر احساس گناه

مرحله ی قدرت جابجایی ـ تناسلی که بین ۳ تا ۵ سالگی روی می دهد شبیه مرحله ی آلتی در سیستم فروید است. توانایی های حرکتی و ذهنی در حال رشد کردن هستند و کودکان می توانند خودشان بیشتر کارهای خویش را انجام دهند.آنها در خیلی از فعالیت ها میل شدیدی به ابتکار عمل نشان می دهند. ابتکار عمل می تواند به شکل خیال پردازی هم پرورش یابد و به صورت میل به تصاحب کردن والد جنس مخالف و رقابت با والد هم جنس آشکار شود. والدین به این فعالیت های خودانگیخته و خیال پردازی ها چگونه واکنش نشان خواهند داد؟

اگر آنها فرزند خود را تنبیه کنند و جلوی این جلوه ی ابتکار عمل را بگیرند، در این صورت کودک احساس گناه را پرورش می دهد که فعالیت های خودگردان وی را در طول زندگی تحت تاثیر قرار خواهد داد. کودک در این رابطه ی ادیپی حتما شکست می خورد. ولی اگر والدین این موقعیت را با محبت و حسن تفاهم هدایت کنند، در این صورت کودک آگاه خواهد شد که چه رفتاری مجاز است و چه رفتاری نیست. ابتکار عمل کودک می تواند به سمت هدفهای واقع بینانه ای هدایت شود که جامعه آنها را تایید می کند و او را برای پرورش دادن احساس مسئولیت و اصول اخلاقی در بزرگسالی آماده کند. به زبان فرویدی می توانیم این را فراخود بنامیم. نیروی بنیادی هدف نامیده می شود که از ابتکار عمل سرچشمه می گیرد.

 

  • سخت کوشی در برابر حقارت

مرحله ی نهفتگی رشد روانی – اجتماعی اریکسون که بین ۶ تا ۱۱ سالگی روی می دهد با دوره ی نهفتگی فروید مطابقت دارد. کودک مدرسه را آغاز می کند و در معرض تاثیرات اجتماعی تازه ای قرار می گیرد. به صورت ایده آل،کودک در خانه و مدرسه،عادت خوب کارکردن و درس خواندن را (که اریکسون سخت کوشی نامید) عمدتا به عنوان وسیله ای برای کسب تحسین و رضایت خاطر ناشی از انجام دادن موفقیت آمیز یک کار،یاد می گیرد. از نظر اریکسون در این دوره، پسرها خانه های بالای درخت و هواپیماهای مدل می سازند، دخترها آشپزی و خیاطی می کنند. با این حال، صرف نظر از فعالیتهای مرتبط با این سن، کودکان با استفاده از توجه متمرکز، پشتکار، و پایداری برای انجام دادن کارها تلاش جدی به خرج می دهند.

به قول اریکسون، هنگامی که کودک برای بکار بردن ابزارها و سلاح هایی که افراد بزرگتر مورد استفاده قرار می دهند آمادگی لازم را کسب می کنند، مهارتهای فنی اساسی پرورش می یابند. بار دیگر، نگرشها و رفتارهای والدین و معلمان عمدتا تعیین می کنند که کودکان خود را در پرورش دادن مهارتها و به کارگیری آنها تا چه اندازه ای مناسب در نظر بگیرند.اگر کودکان سرزنش، مسخره، یا طرد شوند، در این صورت احتمالا احساس حقارت و بی کفایتی را پرورش خواهند داد. از سوی دیگر، تحسین و تقویت، احساسهای شایستگی را پرورش داده و تلاش مداوم را ترغیب می کنند.

 

 

نیروی بنیادی که از سخت کوشی در مرحله ی نهفتگی حاصل می شود شایستگی است. شایستگی عبارت است از بکار بردن مهارت و هوش در دنبال کردن و کامل کردن تکالیف. نتیجه ی بحران در هر یک از این چهار مرحله ی کودکی به دیگران بستگی دارد.حل بحران بیشتر در نتیجه ی آنچه در مورد کودک انجام شده است، صورت می گیرد تا آنچه کودک بتواند خودش انجام دهد. با اینکه کودکان از تولد تا ۱۱ سالگی استقلال فزاینده ای را تجربه می کنند، رشد روانی – اجتماعی عمدتا تحت تاثیر والدین و آموزگاران باقی می ماند که در این دوره معمولا مهمترین افراد در زندگی ما هستند. در چهار مرحله ی آخر رشد روانی – اجتماعی، کنترل فزاینده ای بر محیط خود داریم. ما آگاهانه و به طور سنجیده دوستان، دانشگاه،مشاغل، همسر، و فعالیتهای اوقات فراغت خود را انتخاب می کنیم. با این حال،این انتخاب های سنجیده قطعا تحت تاثیر خصوصیات شخصیت که در مراحل تولد تا نوجوانی پرورش یافته اند قرار دارند.

 

 

 

  • منبع : سیدمحمدی، یحیی، تالیف:دوان شولتز، سیدنی الن شولتز، نظریه های شخصیت، نشر ویرایش، ۱۳۹۱
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی