امروز

دوشنبه, ۱ مهر , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۵:۴۳ بعد از ظهر

سایز متن   /

سوزان سانتاگ (Susan Sontag) با نام اصلی سوزان رزنبلت ‏(۱۶ ژانویه ۱۹۳۳–۲۸ دسامبر ۲۰۰۴) در شهر نیویورک از پدر و مادری یهودی به دنیا آمد.
پدرش تاجر پوست در چین بود. سوزان پنج سال داشت که پدر بر اثر ابتلا به سل درگذشت و مادر چند سال بعد با ناتان سانتاگازدواج کرد و هر چند هیچ‌گاه ناپدری او را رسما به فرزندخواندگی نپذیرفت اما نام خانوادگی سانتاگ بر سوزان و خواهرش ماندگار شد.

زنی با موهای پرپشت تیره، با سیگاری در دست و در میان کتاب هایش. او در زمان مرگش (۲۰۰۴) ۲۵ هزار جلد کتاب در کتابخانه شخصی اش داشت.

نویسنده، نظریه‌پرداز ادبی و فعال سیاسی آمریکایی بود. از مشهورترین نوشته‌های او مقالهٔ «علیه تفسیر» است. سوزان در ۱۵ سالگی دبیرستان را در شهر لس‌آنجلس به پایان رساند و در دانش‌گاه‌های برکلی و شیکاگو در رشته‌های فلسفه و ادبیات و هم‌چنین رمان‌نویسی ادامه‌ی تحصیل داد.
در سال ۱۹۵۰ و تنها زمانی که سوزان هفده سال داشت با فیلیپ ریف که معلم و نظریه‌پرداز اجتماعی بود دیدار کرد و ده روز بعد این دیدار منجر به ازدواج شد. این ازدواج هشت سال دوام داشت و تتیجه‌ی آن فرزندی شد به نام دیوید که بعدها ویراستار مادر شد و خود نیز نویسنده شد.

دیوید ریف بعدها کتابی نوشت با نام «سوزان سانتاگ، در جدال با مرگ» که این کتاب به فارسی نیز ترجمه شده است. سوزان در سال ۱۹۵۹ از همسرش جدا شد و دیگر هیچ‌گاه ازدواج نکرد.

سوزان سانتاگ وقتی ۴۳ سال داشت متوجه شد که به سرطان بدخیم پستان مبتلا شده است. پزشکان به او گفتند که شانس چندانی برای زنده ماندن ندارد. سانتاگ می‌گوید که اولین واکنش من وحشت بود و ماتم. اما روی هم رفته بد نیست که آدم بداند قرار است به زودی بمیرد.
او به شکلی باورنکردنی از مرگ جست. عمل جراحی و شیمی درمانی موفق عمل کرد.

سانتاگ به نوشتن و صحبت کردن، و یا سفر به مناطق درگیری وافری داشت، از جمله در طول جنگ ویتنام و محاصره سارایوو فعال بود. او در مورد عکاسی، فرهنگ و رسانه، ایدز و بیماری،حقوق بشر، و کمونیسم و ایدئولوژی چپ مقالات متعددی نوشته است. مقالات و سخنرانی‌های او گاهی مورد انتقاد واقع می‌شدند. مجله نقد کتاب نیویورک او را «یکی از با نفوذترین منقدان نسل خود» نامید.

سانتاگ که ۷۱ سال عمر کرد در داستان هاى کوتاه و مقاله هاى نافذش ، نگرانى خود را از آنچه سیاستمداران امروز بر مردم جهان روا داشته اند بیان کرده و در عین حال ، به ظرافت هاى هنر، با نگاهى زیبایى شناسانه پرداخته و زوایاى لطیف آدمى را به گونه اى دل انگیز به قلم آورده است.

او وقتى رمان پرفروش «شیفته آتشفشان» را نوشت، نویسنده اى بلند آوازه بود و با این اثر شهرتى دو چندان یافت. سانتاگ در سال ۲۰۰۰ جایزه ملى کتاب » را به خاطر نوشتن رمان تاریخى در امریکا به دست آورد؛ اما به عنوان نویسنده بیشترین اثرگذارى ادبى اش به دلیل مقاله هایش بود.
او در مجموع ۱۷ کتاب نوشت ، اما هیچیک آوازه «شیفته آتشفشان » را تکرار نکردند. وى در سال ۱۹۶۴مقاله اى با عنوان «یادداشت هایى در باب ابتذال» نوشت که جنجال زیادى در جامعه ادبى آن روز امریکا ایجاد کرد.

سانتاگ، در کتاب « علیه تفسیر»، وظیفه منتقد را قطع رابطه با محتوا می داند تا « بتواند خود اثر را تماشا» کند. به عقیده او: « کار نقد باید این باشد که روشن کند آنچه که هست چگونه است یا حتی این است آنچه که هست، نه اینکه نشان دهد این چه می خواهد بگوید.»

آثار ترجمه شده:
– درباره ی عکاسی- مترجم: نگین شیدوش، فرشید آذرنگ – ناشر: نشر حرفه نویسنده – نوبت چاپ: چهارم
– علیه تفسیر- مترجم: مجید اخگر- انتشارات بیدگل
– بیماری به مثابه استعاره- ترجمه احسان کیانی خواه- انتشارات: حرفه نویسنده
– تماشای رنج دیگران- ترجمه: زهرا درویشیان- انتشارات چشمه
– در عین حال- ترجمه: رضا فرمام- انتشارات: ثالث
– چه کسی از سوزان سانتاگ می ترسد- نوشته: کورین روندو- ترجمه: مریم چهرگان- انتشارات نظر

با احترام؛ عارفه منجم

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی